<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1383</year>
	<month>6</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2004</year>
	<month>9</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>9</volume>
<number>5</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ارزيابی آگاهی، نگرش و عملکرد تغذيه ای بزرگسالان و رابطه آنها با نمايه توده بدنی و ميزان ليپيدهای سرم در بزرگسالان ساکن منطقه 13 تهران طی سالهای 81-1380</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: شيوع بالای بيماری های غيرواگير و عوامل خطرساز آنها، انجام مداخله ای تغذيه ای جهت پيشگيری ازاين بيماريها را ضروری ساخته است. مطالعه حاضر با هدف فراهم آوردن داده های پايه ای در زمينه آگاهی، نگرش و عملکرد شهرنشينان تهرانی در مورد تغذيه و رابطه آن با عوامل خطرساز بيماری های عمده غيرواگير، طی سال های 81-1380 به انجام رسيد. مواد و روشها: اين مطالعه به روش مقطعی در قالب مرحله دوم طرح «مطالعه قند و ليپيد تهران» انجام گرفت. نمونه ها 826 نفر شامل: 457 زن و 369 مرد با محدوده سنی 70-20 سال، که به طور تصادفی از نمونه های مطرح قند و ليپيد انتخاب شدند. جهت ارزيابی آگاهی، نگرش و عملکرد از پرسشنامه ای، که از محاسبه امتياز های بخش های سه گانه آن، چارک امتيازی به صورت، چارک اول به عنوان ضعيف، چارک دوم و سوم به عنوان متوسط و چارک آخر به عنوان مطلوب کدگذاری شد. داده ها بيوشيميايی شامل قندخون ناشتا، غلظت کلسترول، تری گليسريد و -DHL کلسترول با روش های استاندارد اندازه گيری و غلظت -LDL کلسترول محاسبه و نمايه توده بدنی (BMI) با اندازه گيری قد و وزن بدست آمد. برای تعيين وجود رابطه ميان آگاهی، نگرش و عملکرد تغذيه ای افراد مورد بررسی با جنس، سن و ميزان تحصيلات از آزمون آماری Chi-square و با نمايه توده بدنی، سطوح ليپيد و ليپوپروتئين ها از همبستگی اسپيرمن استفاده شد. برای بررسی تفاوت اين متغييرها در ميان گروه های سنی، جنسی، تحصيلی و نيز گروه های طبيعی، مرزی و غيرطبيعی کلسترول تام، -LDL کلسترول، تری گلسيريد و BMI از آزمون آماری Kruakal-Wallis استفاده گرديد. در تمام موارد مرز معنی دار به صورت P&lt;0.05 تعريف شد. يافته ها: در اين تحقيق آگاهی، نگرش و عملکرد تغذيه ای به 3 حالت: مطلوب، متوسط و ضعيف تقسيم بندی شد. نتايج در مورد آگاهی 26.5، 52.7 و 20.8 درصد، در مورد نگرش 27.6، 48.9 و 23.5 درصد و در مورد عملکرد 27.4، 51.7 و 20.9 درصد محاسبه شد. ميزان آگاهی افراد 50-30 سال در مقايسه با گروه های سنی بالاتر، بيشتر بود (P&lt;0.01). ميزان آگاهی افراد با سطح تحصيلات رابطه مستقيم داشت و افراد بی سواد و کم سواد نگرش ضعيف تری نسبت به ساير گروه ها داشتند (P&lt;0.001). ولی عملکرد آنها در حوزه های مصرف چربی و عوامل خطرساز بيماری های قلبی- عروقی از دارندگان مدرک راهنمايی با ديپلم بهتر بود (P&lt;0.001). عملکرد افراد متاهل نسبت به افراد مجرد، بهتر بود (P&lt;0.001) و اين تفاوت پس از تعديل برای سن از بين رفت. سطح کلسترول تام و -LDL کلسترول با عملکرد تغذيه ای رابطه مستقيم داشتr=0.22) ،(P&lt;0.01 . عملکرد افراد دارای سطح تری گلسيريد حد مرزی، بهتر از افراد طبيعی بود. افراد چاق عملکرد تغذيه ای مطلوب تری نسبت به افراد دارای اضافه وزن و يا وزن طبيعی داشتند و در ضمن نگرش افراد دارای اضافه وزن نسبت به افراد دارای وزن طبيعی بهتر بود .(P&lt;0.001) نتيجه گيری و توصيه ها: سن، ميزان تحصيلات، وضعيت تاهل و وضعيت سلامتی از جمله مواردی هستند که می توانند در آگاهی، نگرش و عملکرد افراد تاثير بگذراند. لذا لزوم از روش های مختلف جهت بهبود عملکرد تغذيه ای جامعه با در نظر گرفتن عوامل موثر برآن، ضروری به نظر می رشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آگاهی تغذيه ای، نگرش تغذيه ای، نمايه توده بدن، ليپيدهای سرم</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-99&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محمدی‌ نصرآبادی فاطمه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600430</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز تحقيقات غدد درون ريز، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ميرميران پروين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600431</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اميدوار نسرين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600432</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محرابی يداله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600433</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عزيزی فريدون</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600434</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی ارتباط جهش C77G در ژن کدکننده CD45 و بيماران مبتلا به هپاتيت اتوايميون، طی سالهای 83-1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: هپاتيت اتوايميون بيماری التهابی کبدی، با اتيولوژی ناشناخته می باشد. زمينه ژنتيکی به همراه عوامل محيطی و ويروسی از جمله عوامل مستعد کننده در ابتلای به اين بيماری محسوب می شوند. گيرنده CD45 در سطح لنفوسيتهای T وجود دارد. جهش C77G در اگزون 4 ژن کدکننده اين پروتئين، می تواند موجب اختلال در ويرايش متناوب اگزون های اين ژن شده که باعث بيان بيشتر نوع ايزوفرم سنگين وزن مولکولی و در نتيجه، اختلال در پاسخ های ايمنی و ابتلای افراد به بيماری های اتويميون گردد. در اين مطالعه به بررسی فراوانی اين جهش در بيماران مبتلا به هپاتيت اتوايميون در ايران پرداخته شد. مواد و روش ها: تحقيق به روش مورد- شاهدی بر روی 210 نفر که شامل؛ 70 نفر گروه مورد (49 زن و 21 مرد مبتلا به هپاتيت اتوايميون) و 140 نفر گروه شاهد (89 زن و 51 مرد) انجام شد. افراد گروه شاهد اولاً مبتلا نبوده، ثانيا به لحاظ سن و جنس مشابه با بيماران هپاتيت اتويميون انتخاب گرديدند. ميانگين سنی در گروه مورد و شاهد به ترتيب 13.4±35.4 و 11.5±35.3 (± انحراف معيار) بود. شناسايی جهش C77G در دو گروه با روش PCR و هضم آنزيمی قطعات تکثير شده با استفاده از آنزيم محدودالاثر MspI انجام گرفت. در خاتمه آناليز و قضاوت آماری با SPSS v.11.5 صورت گرفت. يافته ها: در هيچکدام از افراد گروه مورد جهش C77G وجود نداشت و در همگی ژنوتيپ نرمال C77G مشاهده گرديد. در گروه شاهد تنها در يک نفر جهش C77G مشاهده شد (0.7% افراد) و 139 نفر ديگر (99.3%) دارای ژنوتيپ نرمال C77G بودند. به طور کلی فراوانی جهش C77G در جمعيت بيماران مورد مطالعه صفر درصد و در افراد گروه شاهد 0.36% بود. نتيجه گيری و توصيه ها: به نظر می رسد بين جهش C77G، با هپاتيت اتوايميون حداقل در جمعيت ايران، ارتباطی وجود ندارد و ارتباط اين جهش با بيماری هپاتيت اتوايميون محدود به جمعيت آلمانی می شود. با توجه به شيوع هپاتيت اتوايميون و اهميت شناخت اتيولوژی آن، بررسی با تعداد افراد بيشتر در منطقه وسيعتری همراه با ساير عوامل مرتبط با بروز اين بيماری ضروری به نظر می رسد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>هپاتيت اتوايميون، پروتيين تيروز فسفاتاز CD45، جهش C77G</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-100&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>استقامت فاطمه سادات</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600436</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه خاتم - مرکز تحقيقات بيماری های گوارش و پيوند کبد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نوری نير بابک</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600437</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صنعتی محمدحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600438</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حکمت دوست آزيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600439</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محقق شلمانی حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600440</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آگاه محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600441</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>زالی محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600442</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی ميزان ابتلا به تريکوموناس واژيناليس و گنوره و عوامل همراه آنها در محکومين زن ندامتگاه اولين شهر تهران در سال 1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به اهميت بيماری‌های منقله از راه تماس جنسی(Sexually Transmitted Disease) STD اين مطالعه با هدف تعين آلودگی به تريکوموناس واژيناليس و گنوره و عوامل همراه آنها در محکومين زن ندامتگاه اولين شهر تهران در سال 1382 انجام شد. مواد و &lt;strong&gt;روش‌ها&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; در اين مطالعه توصيفی 151 مددجو که سابقه يک بار ازدواج داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. جمع‌آوری اطلاعات از مددجويان توسط مجری طرح و از طريق پرسش صورت گرفت. معاينه بالينی توسط کارشناس ماما انجام شد. برای تشخيص تريکوموناس واژيناليس از نمونه ترشحات واژن بلافاصله لام تهيه شد و سريعا توسط کارشناس آزمايشگاه و مجری طرح مورد بررسی قرار گرفت. همچنين جهت تشخيص گنوره بعد از کشت نمونه‌ها در آزمايشگاه لام تهيه شد و بعد از رنگ‌آميزی مورد بررسی قرار گرفت. يافته‌ها: در اين مطالعه که بر روی 151 مددجو با محدوده سنی، 58-18 سال و ميانگين سنی 32 سال صورت گرفت، 26.5% آنها به تريکوموناس واژيناليس آلوده بودند، ولی آلودگی به گنوره در هيچکدام از افراد مورد مطالعه وجود نداشت. بحث و نتيجه‌گيری: نتايج اين تحقيق نشان می‌دهد که گروهی از مددجويان که به رعايت مسايل بهداشتی و درمانی بی‌توجه می‌باشند بيشتر در معرض آلودگی و ابتلای به تريکوموناس واژيناليس قرار دارند. در جامعه مورد بررسی عليرغم درمان و دوران محکوميت، باز هم درصد آلودگی بالا بود. بنابراين ضرورت آموزش، معاينات اجباری، درمان و پيگيری در اين گروه افراد از اهميت ويژه‌ای برخوردار است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تريکوموناس واژيناليس، گنوره، ندامتگاه</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-102&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>موسويانی زينت السادات</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600448</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بهبانی سيدمحمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600449</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اسماعيلی ايرج</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600450</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج درمانی و عوارض عمل جراحی آندوسکوپيک سينوس در بيماران مبتلا به سينوزيت مزمن، بيمارستان بوعلی تهران، طی سال های 81-1375</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: جراحی آندوسکوپيک سينوس (Functional Endoscopic sinus surgery) FESS که تحولی عظيم در درمان سينوزيت مزمن ايجاد کرد مديون دو عامل، روشن شدن نقش واحد استئوماتال در سينوزيت و پيشرفت‌های آندوسکوپی اپتيک است. وجود تجهيزات تصويربرداری دقيق نيز باعث شده که جراحی آندوسکوپيک سينوس به يک رويکرد رايج در درمان سينوزيت مزمن طبی جواب نداده، تبديل شود. با در نظر گرفتن مزايای روش و همچنين استفاده روز افزون از آن به خصوص طی سالهای اخير در ايران و توجه به اين نکته که هنوز مطالعه جامعی روی نتايج اين روش جراحی سينوس در کشور ما صورت نگرفته، تحقيق حاضر طی سال‌های 81-1375 انجام گرفت. مواد و&lt;strong&gt;روش‌ها&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; در اين تحقيق توصيفی 327 بيمار مبتلا به سينوزيت مزمن که به علت عدم پاسخ مناسب درمان 6 هفته‌ای تحت عمل جراحی آندوسکوپيک سينوس قرار گرفته بودند، بررسی شدندو نتايج درمانی براساس ميزان کاهش علائم بيمار به صورت ذهنی (Subjective) و عوارض عمل جراحی بصورت جداگانه در پرونده بيماران ثبت گرديده و کليه بيماران تا 4 ماه پس از عمل جراحی پيگيری شدند. يافته‌ها: در اين مطالعه 327 بيمار، 135 زن (41%) و 192 مرد (59%) با ميانگين سنی 1±30 سال (± انحراف معيار) بودند، که از اين تعداد، 6% بيماران بهبودی کامل علائم، 78% بهبودی نسبی و قابل قبول علايم و 16% بدون تغيير قابل توجه علائم را ذکر کردند. به عبارت ديگر براساس نتايج اين تحقيق 84.4% بيماران از انجام عمل جراحی آندوسکوپيک سينوس سود برده بودند. عوارض جزيی عمل جراحی در 14% بيماران ديده شد، که به ترتيب شيوع شامل؛ 15% چسبندگی، 6% هماتوم کوچک خود بخود جذب شونده، و 3% آمفيزم زيرجلدی بود. تنها در 1% موارد عارضه عمده به صورت نشست مايع مغزی- نخاعی وجود داشت. نتيجه‌گيری و توصيه‌ها: با توجه به استفاده وسيع از عمل جراحی آندوسکوپيک سينوس در ايران بخصوص در چند سال اخير و ميزان اثر بخشی اين روش جراحی و در ضمن به منظور جلوگيری از انجام اعمال جراحی تهاجمی و تخريب کننده سينوس‌ها و کاهش عوارض عمل جراحی آندوسکوپيک سينوس، رويکرد به اين روش جراحی توسط افرادی که قبلا آموزش‌های لازم را آموخته باشند، توصيه می‌شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>جراحی آندوسکوپيک سينوس، سينوزيت مزمن، ميزان کاهش علايم بيمار</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-103&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صفوی نائينی سيدعباس</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600452</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه گوش و حلق و بينی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>وزيرنظامی محسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600453</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فتح العلومی محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600454</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بافقی علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600455</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی وضعيت آزمايش های معمول بيماران بستری در بخش داخلی بيمارستان بوعلی‌ تهران در نيمه اول سال 1383</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به عدم وجود مدارک مستدل برای انجام آزمايش‌های معمول (Routine)، ولی به دليل دستيابی به اطلاعات پايه در اکثر بيماران بستری در بخش‌های مختلف بيمارستانی، اين روند آزمايش‌ها صورت می‌پذيرد. با افزايش آگاهی در مورد هزينه‌های حفظ سلامتی، بسياری از محققين سعی می‌کنند به وسيله تحقيقاتی انجام اين آزمايش‌ها را محدود کنند. اين پژوهش با هدف بررسی عملکرد پزشکان براساس يافته‌های آزمايش‌های معمول بر روی تشخيص، درمان و مراقبت از بيماران بستری، در بخش داخلی بيمارستان بوعلی تهران، نيمه اول سال 1383 صورت گرفت. مواد و &lt;strong&gt;روش‌ها&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; اين تحقيق به روش مطالعه داده‌های موجود بر روی 438 پرونده صورت گرفت. با استخراج تشخيص اوليه، و نهايی و نتيجه آزمايش‌ها معمول (قند ناشتای پلاسما، فرمول شمارش گلبولی، اوره، کراتينين، سديم و پتاسيم) پرونده‌ها در سه دسته زير طبقه‌بندی و مورد تجزيه و تحليل آماری قرار گرفتند: عملکرد الف: نتايج آزمايش‌ها در محدوده طبيعی. عملکرد ب: نتايج طبيعی آزمايش‌ها، که منجر به تکرار شده ولی در نهايت نتيجه حاصله تغييری در تشخيص اوليه يا مراقبت بعدی از بيماران ايجاد نکرده است. عملکرد ج: نتايجی از آزمايش‌ها، که به علت نتيجه غيرعادی منجر به تغيير در تشخيص اوليه يا نحوه مراقبت از بيمار شده است. يافته‌ها: از 840 پرونده فقط 438 پرونده (52%) دارای معيارهای ورود به مطالعه بودند و از اين تعداد 327 پرونده (85%) دارای عملکرد الف، 45 پرونده (10%) عملکرد ب و 21 پرونده (5%) عملکرد ج را دارا بودند. نتيجه‌گيری و توصيه‌ها: نتايج اين مطالعه نشان داد که برای انتخاب آزمايش‌های مختلف هنگام بستری کردن بيمار در بيمارستان، ابتدا بايد ارزيابی دقيق بالينی صورت گرفته و براساس ديدگاه منطقی پزشک از اين ارزيابی، آزمايش‌های خاصی در جهت شناسايی علت و شدت بيماری صورت گيرد، به طوری که ضمن برآورده کردن ديدگاه‌های منطقی پزشک، از هزينه‌های بی‌مورد جلوگيری شود. در خاتمه توصيه می‌شود انجام آزمايش قند ناشتا پلاسما، آزمايش‌های عملکرد کليه‌ها و هموگرام به دليل تاثير در نگرش نسبت به بيمار، صرف نظر از ديدگاه بالينی، به طور معمول هنگام بستری شدن صورت پذيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آزمايش های معمول، هزينه، بيماران بستری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-104&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فلاح تفتی سعيد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600457</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز آموزشی، درمانی تحقيقاتی سل و بيماری‌های ريوی مسيح دانشوری دانشگاه علوم پزشکی شهی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی وضعيت مصرف سيگار و عوامل همراه آن در دانش آموزان دبيرستانی شهر تهران در سال 1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اولين علت قابل پيشگيری از مرگ و مير در دنيا، مصرف سيگار می باشد. از آنجايی که محيط خانواده در شکل گيری رفتار نوجوان نقش اساسی دارد، لزوم بررسی ارتباط مصرف سيگار اعضای خانواده و گرايش به مصرف آن در نوجوانان از اهميت بسزايی برخوردار است. اين مطالعه با هدف شيوع مصرف سيگار و عوامل همراه آن در دانش آموزان دبيرستانی شهر تهران در سال 1382 انجام شد. مواد و روش ها: اين تحقيق به روش تصادفی بر روی 1095 دانش آموز دبيرستانی در مناطق آموزش و پرورش شهر تهران صورت گرفت. جمع آوری اطلاعات براساس پرسشنامه های طراحی شده توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) و طرح جهانی دخانيات جوانان (GYTS) و از طريق مصاحبه رو در رو توسط پزشک به عمل آمد. در خاتمه اطلاعات با استفاده از آزمون های مربع کای، فيشر و رگرسيون لجستيک تجزيه و تحليل شد. يافته ها: از 1095 دانش آموز، 29% (31% پسران و 26% دختران) به صورت گهگاهی و 5% (2% دختران، 6% پسران، (P&lt;0.0001 به صورت روزانه سيگار مصرف می کردند. 39 نفر (21%) از دانش آموزان که مصرف گهگاهی سيگار داشتند در خانواده آنها بيش از يک فرد، سيگار مصرف می کرد و در مقابل، 534 نفر (68%) از دانش آموزانی که بدون سابقه مصرف گهگاهی بودند در خانواده آنها فرد دارای اعتياد به سيگار يافت نشد (P&lt;0.0001). از 316 دانش آموز با سابقه مصرف گهگاهی سيگار، 279 نفر (88%) با پدر و مادر خود و 37 نفر (12%) با پدر يا مادر خود زندگی می کردند در حالی که از 779 دانش آموز بدون چنين سابقه ای 743 نفر (95%) با پدر و مادر خود و 36 نفر (5%) با پدر يا مادر خود زندگی می کردند (P&lt;0.0001). نتايج تحليل رگرسيون نشان می دهد که وجود بيش از يک فرد سيگاری در خانواده، وجود برادر يا خواهر سيگاری، زندگی فقط با يکی از والدين از جمله مهم ترين عوامل پيش گويی کننده مصرف سيگار در دانش آموزان مورد مطالعه بود. نتيجه گيری و توصيه ها: شيوع مصرف سيگار در دانش آموزان دبيرستانی شهر تهران قابل توجه است. آموزش، مداخله ای بازداری در دانش آموزان، تشويق اعضای خانواده به دوری سيگار و تلاش در ايجاد محيط آرام در خانواده برای پيشگيری از اين مساله توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سيگار، دانش آموزان، خانواده</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-105&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حيدری غلام رضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600459</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>واحد کنترل دخانيات، مرکز آموزشی، پژوهشی، درمانی سل و بيماری های ريوی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شريفی هومن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600460</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينی مصطفی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600461</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مسجدی محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600462</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>تاثير مصرف اسيدهای چرب امگا-3 بر شاخص های التهابی، حساسيت انسولينی و کنترل متابوليک بيماران ديابتی نوع دو</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ديابت نوع دو نشانه ای از يک بيماری سيستم ايمنی ذاتی که مسوؤل يک پاسخ مداوم فاز حاد واسطه گری شده توسط سيتوکين است. از طرف ديگر اسيدهای چرب امگا-3 شاخص های التهابی را سرکوب می نمايند. در اين مطالعه توانايی اسيدهای چرب امگا-3 برای سرکوب شاخص های التهابی و تاثير متعاقب آن بر روی قندخون و ليپيدهای ناشتا، فشارخون و حساسيت و انسولين بررسی شد. مواد و روش ها: در اين مطالعه که به روش کارآزمايی بالينی بر روی 26 بيمار مبتلا به ديابت نوع دو (10 مرد و 16 زن) که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، انجام شد. هرکدام از افراد روزانه 3 گرم اسيد چرب امگا-3 طی مدت 8 هفته دريافت نمودند. سطح سرمی شاخص های التهابی و فراسنج های بيوشيميايی با کيت های تجاری اندازه گيری شد و پرسشنامه ای مشتمل بر داده های تن سنجی در پزشکی تکميل گرديد. يافته ها: تمام 26 نفر (10 مرد و 16 زن) مطالعه را به پايان رساندند. ميانگين هاي؛ سنی، ابتلا به ديابت و نمايه توده بدنی افراد مورد مطالعه به ترتيب، 9.2±52.7 سال (± انحراف معيار)، 6.0±9 سال و 2.9±27.32 بود. نتايج اين مطالعه نشان داد که تفاوت معنی داری در غلظت قندخون ناشتا، انسولين سرم و حساسيت به انسولين در زمان پايه که منظور هفته چهارم و هشتم پس از مکمل ياری، به رغم کاهش معنی دار اسيد سياليک، وجود نداشت. تری گلسيريد، کلسترول و فشارخون سيستولی به طور معنی داری کاهش يافت. نتيجه گيری و توصيه ها: دوز متوسط اسيدهای چرب امگا-3 موجب تاثيرات زيانبار بر روی کنترل قندخون در بيماران مبتلا به ديابت نوع دو نمی شود ولی در عين حال تاثيرات سودمند آن روی عوامل خطر ديگر همچنان محفوظ باقی می ماند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سيتوکين، پروتيين های فاز حاد، اسيد چرب امگا,3، ديابت نوع دو</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-106&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>راست منش رضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600464</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>طالبان فروغ اعظم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600465</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کيمياگر مسعود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600466</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محرابی يداله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600467</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>معرفی يک روش ساده جهت کاهش صدای حباب های هوا در موقع ساکشن کردن لوله سينه</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اتصال لوله سينه به دستگاه مکنده جهت تخليه مداوم مايع و هوای فضای جنب روش تقريباً متداولی است. صدای خروج حباب های هوا در حين کار دستگاه، باعث آزار بيماران و افرادی که در اتاق وی حضور دارند، ميشود. تا به حال توجه چندانی به حل اين مشکل نشده و روش مناسبی برای کاهش اين صدای ناهنجار ارائه نگرديده است. در اين مطالعه سعی شده است که با ساختن يک وسيله ساده و نصب آن روی محفظه لوله سينه اين مشکل برطرف گردد. مواد و روش ها: اين مطالعه بر روی 10 بيمار صورت گرفت. از وصل کردن دو قيف پلاستيکی به وسيله نوار چسب به يکديگر، وسيله ای مانند انبار اگزوز خودرو ساخته و سپس آن وسيله روی بطری مکنده دستگاه فضای جنب متصل گرديد تا به صورت قابل توجهی صدای خروج حباب های هوا را کاهش دهد. يافته ها: با استفاده از اين وسيله رضايتمندی محسوسی در بيماران و افراد انجام دهنده آزمايش از نظر کاهش قابل ملاحظه ای در صدای ناشی از خروج حباب های هوا در موقع ساکشن کردن، ايجادشد. نتيجه گيری و توصيه ها: با استفاده از اين وسيله ساده و ارزان قيمت می توان صدای ناشی از لوله سينه را کاهش داد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>لوله سينه، ساکشن کردن، کاهش صدای ساکشن</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-107&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عباسی دزفولی عزيزاله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600469</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش جراحی توراکس، مرکز آموزشی، پژوهشی، درمانی سل و بيماری های ريوی، مسيح دانشوری، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جبارپور‌بنيادی محمدحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600470</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بهگام شادمهر محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600471</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دانشورکاخکی ابوالقاسم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600472</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عرب مهرداد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600473</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جواهرزاده مجتبی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600474</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پژوهان ساويز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600475</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه ارزش های غذايی نان جودوسر و رژيمی عرضه شده در سطح تهران با نان جودوسر واقعی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به توليد و عرضه نان های رژيمی و اقبال عمومی جهت مصرف اين نوع نانها و عدم اطلاع از ارزش غذايی آن در مقايسه با ارزش واقعی نان های رژيمی و به منظور مقايسه ارزش های غذايی نان های رژيمی عرضه شده در سطح تهران با نان جودوسر واقعی، اين تحقيق انجام گرفت. مواد و روش ها: اين مطالعه در دو مرحله طراحی شد. در مرحله اول با روش توصيفی تعداد 18 نان تحت عنوان به طور تصادفی از نان های توليدی و عرضه شده در سطح تهران انتخاب گرديدند که از اين تعداد 6 نمونه نان جو حجيم و تازه، 7 نمونه نان جو خشک و مسطح و 5 نمونه نان جودوسر خشک بسته بندی شده انتخاب و روش تهيه آنها تعيين شد. سپس ترکيب ها و ويژگی های شيميايی آنها شامل رطوبت، خاکستر، Ph، کربوهيدرات، چربی، پروتيين، فيبر و اسيد فيتيک مطابق روش های AOAC و AACC و Thompson &amp;amp Erdman اندازه گيری شدند. در مرحله دوم به روش Experimental با استفاده از آرد جودوسر از واريته Avena Sativa براساس روش تهيه نان های رژيمی عرضه شده در سطح تهران، در 2 تکرار پخت، ارزش های غذايی و ترکيب های شيميايی اين دو نوع مقايسه شد و تفاوت مقدار و درصد هر يک از ترکيب های شيميايی نان ها به وسيله آناليز آماری t-test صورت پذيرفت. يافته ها: نتايج به دست آمده ازاين مطالعه نشان داد که مقدار فيتيک در نان حجيم دوسر (شاهد) 275±2.1 mg/100g و در نان های جو حجيم توليدی عرضه شده 395.5±61 mg/100g است. فيبر نان حجيم جوی دوسر (شاهد) 2.29±0.02 g/100g و در نان های جو حجيم رژيمی توليدی عرضه شده (P&lt;0.01) 0.99±0.47 g/100g، اسيد فيتيک نان مسطح و خشک جوی دوسر (شاهد) 316±1.9 mg/100g و در نان های جو خشک و مسطح توليدی عرضه شده 437±92.8 mg.100g و همچنين اسيد فيتيک نان های جودوسر بسته بندی عرضه شده 622.6±127.4 mg/100g بوده است. نتيجه گيری و توصيه ها: ارزش غذايی نان های تحت عنوان رژيمی عرضه شده در سطح تهران نسبت به نان رژيمی واقعی توليد شده در اين مطالعه، نازل بوده است. با توجه به عدم تحقق هدف مصرف اين نوع نان ها و عوارض شناخته شده آن، توصيه می شود برای توليد نان های رژيمی يک نظام مشخص غذايی طراحی و تدوين گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>نان رژيمی، نان جودوسر (يولاف)، ارزش های غذايی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-108&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نجارصفری شجيعه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600477</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مديريت نظارت بر امور دارو، غذا، آزمايشگاه دانشگاه شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سيدين اردبيلی سيدمهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600478</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600479</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

