<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1384</year>
	<month>10</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2006</year>
	<month>1</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>1</volume>
<number>6</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی ارتباط عفونت فعال هليکوباکتر پيلوری با ليکن پلان</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ليکن پلان بيماری شايع التهابی، ايديوپاتيک و ايمونولوژيک پوست، مو، ناخن و مخاط دهان است. مشاهدات بالينی و آزمايشگاهی نشان داده است که ارتباطی بين ليکن پلان و عوامل خارجی به عنوان آنتی ژن نظير پروتئين تغيير يافته، دارو، آلرژن های تماسی، ويروس و باکتری وجود دارد. يکی از مهمترين علل پيشنهادی زمينه ساز بيماری ليکن پلان هليکوباکتر پيلوری است. با توجه به اندک بودن تعداد تحقيقات در اين زمينه اين مطالعه با هدف تعيين فراوانی عفونت هليکوباکتر پيلوری در افراد با و بدون ليکن پلان انجام شد.مواد و روش ها: اين تحقيق بر روی 80 بيمار مبتلا به ليکن پلان و 80 بيمار مبتلا به ساير بيماريهای پوستی مراجعه کننده به درمانگاه های پوست دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی انجام گرفت. بيماران جهت انجام آزمون اوره تنفسی به آزمايشگاه هسته ای بيمارستان شريعتی ارجاع شدند و نتايج توسط آزمون دقيق فيشر بررسی شد و رابطه بين ليکن پلان و هليکوباکتر پيلوری تعيين گرديد.يافته ها: در اين مطالعه ارتباط معنی داری بين ابتلا به ليکن پلان و آزمون اوره تنفسی مثبت وجود دارد (p&lt;0.02). اختلاف ميانگين تيتر بين گروه مورد و شاهد نيز معنی دار بود (p&lt;0.0001).نتيجه گيری: از اين مطالعه نتيجه گرفته می شود که عفونت هليکوباکتر پيلوری فعال در بيماران مبتلا به ليکن پلان به طور معنی دار بيشتر از ساير بيماران پوستی بوده است و اين بدين معناست که عفونت فعال هليکوباکتر پيلوری می تواند به عنوان عامل خطر يا پيش برنده در بيماری ليکن پلان باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ليکن پلان، هليکوباکتر پيلوری، آزمون اوره تنفسی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-75&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مروج حميده</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600313</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، ميدان تجريش، بيمارستان شهدای تجريش، مرکز تحقيقات بيماريهای پوست، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>باريک بين بهروز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600314</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نصيری سهيلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600315</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مشکوه رضوی گيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600316</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه خودپنداره با ابعاد وضعيت سلامت در بيماران تحت درمان با همودياليز در بيمارستان های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهيد بهشتی در سال 1383</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: بيماری مزمن کليوی ابعاد مختلف بالينی، روانی - اجتماعی و اقتصادی بيمار را تحت تاثير قرار می دهد. سلامت به عنوان مهمترين هدف درمان مطرح بوده و تلاشها بر بالا بردن کيفيت زندگی اين بيماران استوار است. سلامت مفهومی است که هر فرد با توجه به معيارهای خود آن را تعريف می کند. اين مفهوم تحت تاثير عوامل جسمی، روانی و اجتماعی مختلفی قرار دارد. بنابراين در ارزيابی وضعيت سلامت، بايد نگرش بيمار به خود در نظر گرفته شود. اين نگرش مفهوم روان شناسی - اجتماعی - پرستاری به نام خودپنداره است. مطالعه حاضر با هدف تعيين رابطه خودپنداره با ابعاد وضعيت سلامت در بيماران تحت درمان با همودياليز در بيمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی در سال 1383 انجام گرفت.مواد و روش ها: در اين پژوهش توصيفی همبستگی، 153 بيمار تحت درمان با همودياليز شرکت داشتند. نمونه های پژوهش در محدوده سنی 15-65 سال قرار داشتند، سابقه پيوند کليه نداشتند و حداقل يک سال و در طول هفته سه بار همودياليز می شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه ای بود شامل سه بخش اطلاعات جمعيت شناختی، خودپنداره و وضعيت سلامت که اعتبار آن به وسيله اعتبار محتوايی و پايايی آن با روش همسانی درونی و آزمون مجدد تعيين گرديد.يافته ها: از 153 بيمار تحت درمان با همودياليز در اين پژوهش 81 نفر مرد و 72 نفر زن بودند. اين بيماران در محدوده سنی 15-65 سال با ميانگين سنی 47 سال قرار داشتند. اکثر آنها متاهل (%62.7) و دارای تحصيلات ديپلم (%41.2) بودند. بيشتر آنها بيکار (%39.2) و زنان خانه دار (%37.9) بودند. همچنين 35.9 درصد آنان طول مدت درمان با همودياليز بين 2-5 سال داشتند. کمترين ميانگين در بين ابعاد وضعيت سلامت مربوط به بعد جسمی (%35.8) بود. وضعيت سلامت روانی (%36.9)، اقتصادی (%43.1)، اجتماعی (%47.2) و دارو و درمان (%54) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. اکثر نمونه ها (%46.4) امتياز ضعيفی از وضعيت سلامت کسب نمودند. ميانگين درصد امتياز کسب شده از وضعيت سلامت در بين نمونه ها 42.19 با انحراف معيار 12.04 بود. اکثر نمونه ها دارای خودپنداره خنثی (%45.8) و منفی (%41.8) بودند. خودپنداره با ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی وضعيت سلامت رابطه معنی داری داشت و همبستگی آن با ابعاد جسمی و روانی از ديگر جنبه ها بيشتر بود. اما با بعد دارو و درمان ارتباط معنی داری را نشان نداد. همچنين خودپنداره با وضعيت سلامت کلی همبستگی قوی (r=0.73) را نشان داد (P&lt;0.01). وضعيت تاهل، ميزان تحصيلات، شغل، وضعيت شغلی و درآمد با وضعيت سلامت رابطه معنی داری داشت ولی، بين جنس، سن و طول مدت درمان با وضعيت سلامت رابطه معنی داری مشاهده نشد.نتيجه گيری: وجود همبستگی بين خودپنداره و وضعيت سلامت نشان می دهد که نوع نگرش بيماران به خود در تصور آنها از سلامت و داشتن يک زندگی مولد است. بنابراين، علاوه بر اختلالات جسمی ناشی از نارسايی مزمن کليه و همودياليز، ساختار روانی و محيط اجتماعی بيماران می تواند در انگيزش و اميد به زندگی آنها تاثير بگذارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>وضعيت سلامت، کيفيت زندگی سلامت مدار، خودپنداره، همودياليز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-76&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>يغمايی فريده</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600318</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان شريعتی، جنب بيمارستان کودکان مفيد، دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خلفی علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600319</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خوست نادره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600320</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی مجد حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600321</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه سطح پلاسمايی هموسيستيين با بروز بيماری عروق کرونر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع بيماری عروق کرونر و روند رو به افزايش آن و اهميت علت شناسی بيماری و گزارش های متناقضی که در مورد نقش پلاسمايی هموسيستيين با بروز بيماری عروق کرونر ارايه شده است و به منظور تعيين رابطه سطح پلاسمايی هموسيستيين با بروز عروق کرونر اين تحقيق روی مراجعه کنندگان به بيمارستان شهيد مدرس در سال های 1381-82 انجام شد.مواد و روش ها: تحقيق با طراحی مورد - شاهدی بر روی افراد کانديد آنژيوگرافی عروق کرونر انجام گرفت. قبل از انجام آنژيوگرافی از هر فرد 2 ميلی ليتر خون تهيه شد. افرادی که در آنژيوگرافی شان بيماری عروق کرونر مسجل می شد گروه مورد و آنهايی که بيماری عروق کرونر نداشتند و به لحاظ سن، جنس، سابقه خانوادگی و هيپرليپيدمی مشابه حداقل يک مورد در گروه کانديدای مورد بودند، به عنوان شاهد تلقی شدند. سطح پلاسمايی هموسيستيين با استفاده از روش HPLC اندازه گيری شد. در مواردی که سطح پلاسمايی هموسيستئين از 15 ميکرومول در ليتر بيشتر بود غيرطبيعی تلقی شد و اين شاخص با بروز بيماری عروق کرونر در نمونه های تعيين و odds Ratio محاسبه گرديد.يافته ها: تحقيق بر روی 220 نفر شامل 110 نفر مورد و 110 نفر شاهد انجام شد. گروه ها به لحاظ سن، جنس، سابقه خانوادگی بيماری عروق کرونر و هيپرليپيدمی مشابه بودند (غير معنی دار). مصرف سيگار، سابقه فشار خون بالا و ديابت در گروه مورد بيشتر بوده است (p&lt;0.05). سطح پلاسمايی هموسيستيين در گروه مورد 11.4 ±1.23 ميکرومول در ليتر در مقابل 10.21± 14.74 در گروه شاهد بوده است (غير معنی دار). گروه مورد 3.2 درصد بيشتر از گروه شاهد در مواجهه با وضعيت غير طبيعی سطح پلاسمايی هموسيستيين بودند (غير معنی دار) و ميزان OR سطح پلاسمايی هموسيستيين مبتلايان به بيماری عروق کرونر، 1.2 برابر بيشتر از گروه شاهد بود (غير معنی دار).نتيجه گيری: سطح پلاسمايی هموسيستيين نقشی در بروز بيماری عروق کرونر ندارد و نتايج اين مطالعه ارتباط مستقل هموسيستيين پلاسما با خطر بروز اين بيماری را تاييد نکرد. با توجه به اهميت سبب شناسی بيماری عروق کرونر و تلاش در جهت درمان آن به اميد کاهش موارد بيماری و مرگ و مير ناشی از آن مطالعه روی ساير عوامل خطرزا را توصيه می کنيم.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>هموسيستيين، بيماری عروق کرونر</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-77&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نمازی محمد  حسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600323</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، سعادت آباد، مرکز آموزشی - درمانی شهيد مدرس، گروه قلب داخلی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی،</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پورکيا رقيه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600324</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه ميزان اينترلوکين های 1 و 6 ادراری با پيلونفريت حاد کودکان</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: عفونت کليه و اسکار ناشی از آن در بعضی مناطق دنيا از جمله ايران يکی از علل مهم نارسايی مزمن کليه است. در بعضی مطالعات سطح اينترلوکين های ادراری بيماران با پيلونفريت حاد افزايش داشته است. در اين مطالعه سطح اينترلوکين های 1 و 6 در ادرار کودکان مبتلا به پيلونفريت حاد و کودکان سالم مقايسه شده و مقادير آنها در درجات مختلف آسيب کليوی مشخص و بر اساس اسکن DMSA اندازه گيری شده است.مواد و روش ها: در اين تحقيق مورد- شاهدی کودکان 1 ماهه تا 12 ساله که به علت پيلونفريت، براساس يافته های آزمايش ادرار و اسکن DSMA، در طی 8 ماه از دی ماه 1383 لغايت مرداد ماه 1384 در بخش کليه اطفال بيمارستان کودکان مفيد بستری شده اند به عنوان گروه مورد و کودکانی که به منظور معاينات معمول مراجعه و از نظر بالينی با تشخيص پزشک سالم بوده و آزمايش ادرار و کشت ادرار منفی داشتند به عنوان گروه شاهد تحت مطالعه قرار گرفتند. سطح اينترلوکين 1 و 6 نسبت به کراتينين ادرار به طور تصادفی در 80 نمونه ادراری شامل 37 بيمار بستری با پيلونفريت حاد %81) دختر( و 43 کودک سالم %81) دختر( تعيين شدند. اينترلوکين ها به روش اليزا و کراتينين به روش اسپکتروفتومتری اندازه گيری شد. يافته ها به وسيله آزمون های تی يا مان ويتنی تجزيه و تحليل شد و P&lt;0.05 معنی دار تلقی گرديد.يافته ها: ميزان متوسط اينترلوکين 1 به کراتينين ادرار در بيماران با پيلونفريت برابر 0.96 ±0.70 ميکروگرم بر ميليگرم )از 0.02 تا 5.08 ميکروگرم بر ميليگرم( و در کورکان سالم برابر 0.12± 0.04 ميکروگرم بر ميليگرم )از 0 تا 0.51 ميکروگرم بر ميليگرم( (p&lt;0.008) و ميزان متوسط اينترلوکين 6 به کراتينين ادرار در گروه مورد 10.06± 4.8 ميکروگرم بر ميليگرم )از 0.01 تا 44.73 ميکروگرم بر ميليگرم( و در کودکان سالم برابر 0.37± 0.15 ميکروگرم بر ميليگرم )از 0 تا 2.32 ميکروگرم بر ميليگرم( بود (p&lt;0.0002).نتيجه گيری: در اين مطالعه ارتباط کاملا معنی داری بين سطح ادراری اينترلوکين 1 و 6 در کودکان مبتلا به پيلونفريت حاد نسبت به کودکان سالم ديده شد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اينترلوکين 1، اينترلوکين 6، کراتينين، پيلونفريت، کودکان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-78&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شريفيان مصطفی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600326</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، مرکز تحقيقات بيماری های عفونی کودکان PIRC، بيمارستان کودکان مفيد</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کريمی عبداله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600327</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گچکار لطيف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600328</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فلاح فاطمه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600329</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جدلی فرزانه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600330</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آرمين شهناز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600331</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فهيم زاد عليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600332</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رفيعی طباطبائی صديقه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600333</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عموری پريسا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600334</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی شيوع افسردگی در دانش آموزان مدارس شهر تهران</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: افسردگی که يکی از شايع ترين اختلالات روان شناختی در کودکان و نوجوانان است. از دهه هفتاد قرن بيستم ميلادی مورد توجه قرار گرفته است. اين اختلال تحت تاثير عوامل مختلفی است. يکی از تبيين های ارايه شده فقدان تقويت های اجتماعی و تاثير عوامل محيطی و اجتماعی بر افسردگی است. هدف پژوهش حاضر تعيين فراوانی و عوامل همراه افسردگی در مدارس خاص و عادی تهران بوده است.مواد و روش ها: اين پژوهش 1551 دانش آموز دختر و پسر دوره های دبيرستان و راهنمايی تهران را در زمينه وجود نشانه های افسردگی و شدت آن مورد بررسی قرار داده است. ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش «آزمون افسردگی بک، آزمون افسردگی کودکان و نوجوانان» بر اساس ملاک های DSM-IV و پرسشنامه مشخصات فردی و جمعيت شناختی بوده است.يافته ها: نتايج به دست آمده از تحليل داده ها نشان داد که ميزان افسردگی در بين دانش آموزان مدارس عادی، شاهد و نمونه دولتی در مقايسه با دانش آموزان مدارس خاص (غير انتفاعی و تيزهوشان) بيشتر است (p&lt;0.0001). دختران افسرده تر از پسران هستند و افسردگی دانش آموزان مقطع راهنمايی به طور معنی داری بالاتر از افسردگی دانش آموزان دبيرستانی است. دانش آموزان شاغل به تحصيل در مدارس شاهد دارای ميانگين بالاتری در افسردگی نسبت به ساير گروه ها بوده اند.نتيجه گيری: دانش آموزان انواع مختلف مدارس از نظر ميزان افسردگی با يکديگر متفاوتند. طراحی و اجرای مداخله های پيشگيرانه و تقويت شيوه های مقابله با افسردگی برای کودکان و نوجوانان شاغل به تحصيل در مدارس شاهد و عادی و همچنين بازنگری و اصلاح ساختار نظام آموزشی امری مهم و قابل طرح برای پيشگيری از تداوم افسردگی در مراحل بعدی تحول است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>افسردگی، کودکان و نوجوانان، مدارس</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-79&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جان بزرگی مسعود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600336</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، ضلع شمال غربی پل سيدخندان، نبش خيابان شقاقی، ساختمان 1000، بلوک 2، طبقه چهارم، واحد 15، موسسه طليعه ، گروه روانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مستخدمين حسينی خيرالنسا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600337</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی فراوانی سرمی TTV-DNA در اهدا کنندگان خون شهر تبريز در سال 1384</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: TTV ويروس بدون پوشش با DNA تک رشته ای است که نيشازاوا در سال 1997 آن را مسوول هپاتيت ناشی از انتقال خون اعلام کرد. با توجه به ناقص بودن اطلاعات در ايران مطالعه حاضر جهت تعيين سرواپيدميولوژی عفونت TTV در اهدا کنندگان خون شهر تبريز انجام شد.مواد و روش ها: اين بررسی به صورت مقطعی در اسفند 1383 و فروردين 1384 در اهدا کنندگان خون در شهر تبريز اجرا شد. بعد از اخذ مشخصات فردی، سابقه پزشکی از افراد و انجام آزمايش های معمول سازمان انتقال خون، بررسی TTV به روش semi-nested PCR انجام شد.يافته ها: از 407 فرد 399) مرد و 8 زن(، 11 (%2.7) نفر دارای TTV بودند (%95 CI:%1.1-%4.3) ميانگين سنی گروه دارای TTV، 9.9± 31.8 سال و گروه فاقد آن 9.7± 31.4 سال بود. ميانگين ميزان ALT گروه دارای TTV 5.6± 17.5 و گروه فاقد آن 6.9 ±18.6 ميليگرم در دسی ليتر بود. 31 نفر (%7.6) از نظر IgG HEV 5 نفر (%1.2) از نظر HBsAg و 2 نفر (%0.5) از نظر HCV Ab مثبت بودند. هيچ ارتباط معنی داری بين متغيرهای جمعيت شناختی و ساير عفونت های ويروسی منتقله از راه خون با مثبت TTV وجود نداشت.نتيجه گيری: در اين مطالعه شيوع TTV در اهدا کنندگان خون نسبت به ساير مطالعات انجام شده در کشورهای ديگر پايين تر بود. تفاوت ميزان شيوع TTV در مناطق مختلف، راه های مختلف انتقال TTV و تفاوت در پرايمرهای استفاده شده، می تواند بيان کننده علت وجود اختلاف در نتايج به دست آمده باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>TTV، شيوع سرمی، اهدا کنندگان خون، تبريز، ايران</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-80&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خوش باطن منوچهر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600339</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان اوين، خيابان تابناک، مرکز تحقيقات بيماريهای گوارش و کبد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خردپژوه مريم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600340</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان اوين، خيابان تابناک، مرکز تحقيقات بيماريهای گوارش و کبد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گچکار لطيف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600341</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>طارمی مهناز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600342</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نقيلی بهروز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600343</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آقابزرگی سهراب</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600344</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شهنازی طاهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600345</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی مارکرهای ويمنتين و آلفا اکتين عضله صاف به روش ايمونوهيستوشيمی در کارسينوم آدنوييد سيستيک غدد بزاقی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: آدنوييد سيستيک کارسينوم (ACC) تومور بدخيمی است که ممکن است در غدد بزاقی اصلی و فرعی ايجاد شود. اين تومور 10 تا 15 درصد تومورهای سر و گردن را شامل می شود و در گروه سنی وسيعی از دهه اول نهم زندگی رخ می دهد. هدف از اين بررسی تعيين خصوصيات ACC در رنگ آميزی توسط مارکرهای آلفا اکتين عضله صاف (alph-SMA) و ويمنتين از نظر نسبت و نوع سلول های رنگ گرفته بوده است.مواد و روش ها: 18 مورد آدنوييدسيستيک کارسينوم غدد بزاقی توسط مارکرهای ويمنتين و alph-SMA به روش ايمونوهيستوشيمی رنگ آميزی شدند. همچنين 18 مورد موکوسل غدد بزاقی اين تومور به عنوان گروه شاهد رنگ آميزی شد. غدد بزاقی داخل نمونه ها نيز به عنوان کنترل داخلی مورد استفاده قرار گرفت.يافته ها: در سلول ميواپی تليال موکوسل رنگ پذيری با ويمنتين و alph-SMA به طور همزمان مثبت می شود، اگر چه شدت متفاوتی دارد. در ACC رنگ آميزی توسط ويمنتين در طرح توپر تنها در 2 مورد از 8 مورد مثبت بود. اين فراوانی در طرح ترابکولار 4 مورد از 8 مورد، در غربالی 9 مورد از 11 مورد و در طرح لوله ای 8 مورد از 9 مورد بود. در رنگ آميزی توسط alpha-SMA تمامی تومورهای توپر فاقد رنگ پذيری بودند و در بين تومورهای ترابکولار تنها 1 مورد، در ميان تومورهای غربالی 4 مورد و در بين تومورهای لوله ای 5 مورد رنگ آميزی مثبتی داشتند.نتيجه گيری: پيشنهاد می کنيم که رنگ آميزی با alph-SMA در صورتی که در مقاطع آسيب شناسی ACC مطرح شده باشد انجام نشود و به رنگ آميزی با ويمنتين اکتفا شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کارسينوم آدنوييدسيستيک، رنگ آميزی ايمونوهيستوشيمی، ويمنتين و آلفا اکتين عضله صاف</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-81&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سرگلزايی سودابه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600347</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، اوين، بلوار دانشجو، دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، بخش پاتولوژی، گروه آسيب شناسی دهان و فک و صورت</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی کاوه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600348</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آبروتن نرجس</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600349</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>زارع خندان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600350</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج درمان ضايعات عصب سياتيک در مجروحان جنگ عراق با ايران</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: عصب سياتيک طويل ترين و حجيم ترين عصب بدن، يک عصب نيست بلکه از دو عصب جداگانه که دارای يک غلاف مشترک در ناحيه ران است تشکيل شده و نتايج ترميم آنها متفاوت است. اين مطالعه با هدف تعيين نتايج درمانی ضايعات عصب سياتيک مجروحان جنگ عراق و ايران سال های 67-1359 انجام گرفت.مواد و روش ها: نوع مطالعه توصيفی و جامعه آماری کل مصدومان و زخمی های جنگ را شامل می شود که همگی آنها دارای ضايعات عصب سياتيک بوده و به صورت مراجعه مستمر به تعداد 648 نفر در مطالعه مورد بررسی قرار گرفته بودند. نوع درمان بسته به نوع ضايعه پيوند عصب، آناستوموز انتها به انتها يا نوروليز بوده است که در سه ناحيه مختلف ثلث فوقانی، ميانی و تحتانی ران انجام شده است. پيگيری بيماران از 5 تا 12 سال ادامه داشت و نتايج در فرم اطلاعاتی ثبت و يافته ها با آمار توصيفی ارايه شد.يافته ها: از 648 نفر مورد بررسی 77.8 درصد ضايعات عصب تيبياليس و 88.9 درصد ضايعات عصب پرونئال مشترک داشتند. نتيجه حسی (حس حفاظتی کف پا) در يک سوم فوقانی در 79 درصد و در يک سوم ميانی در 81 درصد و در يک سوم تحتانی در 82 درصد و در کل 80.6 درصد بوده است. هيپراستزی در سه ناحيه يک سوم فوقانی، ميانی و تحتانی به ترتيب 4.2 و 5.1 و 5.6 درصد بودند. نتيجه درمان در مبتلايان به ضايعه عصب تيبياليس در سه روش 86.3 درصد موفقيت آميز بود. ضمنا نتايج درمان در مورد مبتلايان به ضايعه عصب پرونئال مشترک در کل 36.5 درصد بوده است.نتيجه گيری: می توان ادعا کرد که نتيجه درمان ضايعات جنگی عصب سياتيک خوب و رضايت بخش است. به خصوص بعد از ترميم عصب تيبياليس حس حفاظتی در کف پا باز می گردد و در کف پا زخم ايجاد نمی شود و بيمار می تواند به کارهای روزانه خود بپردازد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>نتايج درمانی، عصب سياتيک، مصدومان جنگ، حس حفاظتی کف پا</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-82&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گوشه سيدجمال</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600352</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، ملاصدرا، خيابان شيخ بهايی شمالی، نبش بن بست صبا، مرکز پزشکی جراحی شيخ بهائی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بيک پور هادی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600353</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>غنی سازی ماکارونی با تيامين، ريبوفلاوين، نياسين و آهن و تاثير فرآيند توليد و انبارمانی ماکارونی بر اين ريز مغذی ها</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به نتايج بررسی های انجام شده مبنی بر کمبود آهن و ويتامين B2 در کشور و مصرف رو به رشد ماکارونی اين تحقيق به منظور بررسی غنی سازی ماکارونی با تيامين، ريبوفلاوين، نياسين و آهن و تاثير فرآيند توليد و پخت بر اين ريزمغذی ها در انستيتو تحقيقات تغذيه ای و صنايع غذايی کشور انجام گرفت.مواد و روش ها: تحقيق به روش تجربی بر روی شش تيمار کاملا يکنواخت و همگن از ماکارونی های غنی شده با تيامين، ريبوفلاوين، نياسين و دو نوع ملح آهن توليد شده در خط بلند کارخانه البرز ماکارون صورت گرفت. برای اين منظور سه فرمول مختلف با هر نوع ملح آهن 7H2O)، SO4Fe، 3H2O و (NaFe EDTA تهيه شد. مقدار تيامين، ريبوفلاوين، نياسين و آهن افزوده شده به ترتيب در دامنه 4.4-11، 2.64-4.8، 35.2-75 و 28.6-88 ميليگرم در کيلوگرم آرد مصرفی بود. ميزان باقيمانده تيامين، ريبوفلاوين و نياسين نمونه های غنی شده پس از فرآيند توليد و پخت با دستگاه HPLC تعيين و با محصول توليدی همان کارخانه (شاهد) مقايسه گرديد. تاثير فرآيند توليد بر رنگ و تاثير پخت ماکارونی بر رنگ و طعم نمونه ها با روش رتبه بندی توسط 30 ارزياب خانگی ارزيابی شد. برای تحليل آماری پارامترهای کمی از نرم افزار SPSS، آزمون های تحليل واريانس يک طرفه و تی مزدوج و برای ويژگی های حسی از آزمون فريدمن استفاده شد.يافته ها: نتايج تجزيه و تحليل نمونه ها نشان داد که تيامين، ريبوفلاوين و نياسين موجود در ماکارونی های غنی شده با فرمولاسيون های مختلف پس از فرآيند توليد به ترتيب 86.1-87.32، 52.54-63.92 و 58.14-76.39 و پس از فرآيند پخت به ترتيب 67.79-73.72، 71.5-79.08 و 62.80-70.17 درصد حفظ شد. با بالا رفتن ميزان ريزمغذی های افزوده شده مقدار باقيمانده آنها در محصول غنی شده در تمامی تيمارها و فرآيندهای مورد بررسی نيز افزايش يافته است. کمترين درصد کاهش در ميزان تيامين مشاهده شد و پس از آن نياسين و ريبوفلاوين قرار داشتند. ارزيابی حسی نمونه های خام و پخته نشان داد که بين تيمارهای مختلف تفاوت معنی داری وجود ندارد. ولی تفاوت بين شاهد و تيمارهای مختلف معنی دار بود (p&lt;0.05).نتيجه گيری: با توجه به نتايج طرح، غنی سازی ماکارونی با تيامين، ريبوفلاوين، نياسين و آهن امکان پذير است. مناسب ترين فرمول برای غنی سازی ماکارونی، استفاده از 11 ميلی گرم تيامين، 4.8 ميليگرم ريبوفلاوين، 75 ميليگرم نياسين و 28.6 ميليگرم آهن )بر پايه 7H2O، (SO4Fe در کيلوگرم آرد است که می تواند بخشی از عوارض ناشی از کمبود اين ريزمغذی ها را برطرف کند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>غنی سازی، ماکارونی، تيامين، ريبوفلاوين، نياسين، آهن، ويتامين های گروه B</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-83&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مظلومی محمدتقی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600355</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، شهرک غرب، مرکز تحقيقات تغذيه و صنايع غذايی، انستيتو تحقيقات تغذيه ای و صنايع غذايی کشور</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>قاضی زاده ميترا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600356</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، شهرک غرب، مرکز تحقيقات تغذيه و صنايع غذايی، انستيتو تحقيقات تغذيه ای و صنايع غذايی کشور</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بهنام مرادی محمود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600357</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه اثر سيکلوفم و دی مدروکسی پروژسترون استات تزريقی بر ساختمان رگ های آندومتر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: شايع ترين علت قطع مصرف روش های طولانی اثر حاوی فقط پروژسترون مانند دی مدروکسی پروژسترون استات (DMPA) تزريقی، خونريزی های نامنظم قاعدگی به دنبال تغييرات موضعی در ساختمان رگ های آندومتر ذکر شده است. برای کاهش اين مشکل روش های تزريقی مختلط مانند سيکلوفم که روش تزريقی يک ماهه حاوی DMPA و سيپرونات استراديول است به متقاضيان پيشنهاد شد، اما اين که تا چه اندازه روش هايی مانند سيکلوفم می توانند در کاهش خونريزی های نامنظم و يا کاهش تاثير بر ساختمان رگ های آندومتر موفق باشند، هنوز معلوم نيست. اين مطالعه با هدف مقايسه اثرات سيکلوفم و DMPA بر تراکم رگ های آندومتر، هيستولوژی آندومتر، الگوی خونريزی و تعداد روزهای خونريزی انجام گرفت.موارد و روش ها: در اين کارآزمايی بالينی 68 زن سالم، با دوره منظم قاعدگی و مصرف روش های پيشگيری از بارداری تزريقی شرکت کردند. از هر زن، دو نمونه آندومتر، يکی قبل از اولين تزريق سيکلوفم يا DMPA، و ديگری 3 تا 6 ماه بعد از مصرف آنها با استفاده از پاپيل ساکشن کورت گرفته شد. سپس نمونه ها با استفاده از هماتوکسيلين ائوزين برای مطالعات هيستولوژيک و نيز با استفاده از روش های ايمونوهيستوشيمی و آنتی CD34 برای مشخص کردن مويرگ های آندومتر مورد رنگ آميزی قرار گرفتند. کارت تقويم قاعدگی را هر زن به طور ماهيانه تکميل می کرد. رگ های آندومتر توسط دو محقق به صورت بی خبر با بزرگ نمايی 400 شمرده و تراکم به ميليمتر مربع محاسبه می شد. تجزيه و تحليل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ويرايش 11.5 و آزمون های تی، همبستگی پيرسون و تی مزدوج در سطح معنی دار 95 درصد انجام شد.يافته ها: 68 زن در دو گروه 30 و 38 نفره، که به ترتيب DMPA و سيکلوفم را به عنوان روش پيشگيری از بارداری پذيرفته بودند در اين مطالعه شرکت کردند. تراکم رگ های آندومتر زنان قبل از تزريق 152± 5/mm2 بود که بعد از مصرف DMPA به 144 ±9.9/mm2 و بعد از مصرف سيکلوفم به 131± 12.8mm2، به طور معنی داری کاهش می يافت. اما مقايسه ميانگين تراکم رگ های آندومتر در دو گروه تفاوت معنی داری را نشان نمی داد. تعداد روزهای خونريزی و لکه بينی در سه ماهه اول و دوم پس از مصرف DMPA به ترتيب 28 ±4.6 و 18± 4.4 روز بود که در مقايسه با مصرف کنندگان سيکلوفم که به ترتيب 4.6 ±25 و 4.2 ±16 روز بود، تفاوت معنی داری را نشان نمی داد. شايع ترين شکل خونريزی در مصرف کنندگان هر دو روش لکه بينی بود که در مصرف کنندگان DMPA، 5 ±14 روز و در مصرف کنندگان سيکلوفم 3.8± 12.2 روز بود که اين تفاوت نيز معنی دار نبود. رگ های متسعی در نزديکی سطح اپی تليال آندومتر مصرف کنندگان DMPA مشاهده شد. شايع ترين نمای هيستولوژيک در مصرف کنندگان هر دو روش نمای آتروفيک آندومتر بود. ارتباط معنی داری بين تعداد روزهای خونريزی در سه ماه گذشته و تراکم رگ ها در هيچ يک از دو گروه وجود نداشت.نتيجه گيری: اين مطالعه نشان داد که سيکلوفم و DMPA، هر دو، موجب کاهش تراکم رگ های آندومتر و آتروفيک شدن آندومتر و ايجاد خونريزی نامنظم می شوند که بيشتر به شکل لکه بينی است و تفاوت معنی داری با يکديگر نشان نمی دهند. به نظر می رسد که برای ارتقای ميزان پذيرش روش های تزريقی طولانی اثر تحقيقات بيشتری برای کاهش عوارض جانبی و خونريزی های نامنظم لازم است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>DMPA، سيکلوفم، خونريزی غير طبيعی، رگ های آندومتر</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-84&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سيمبر معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600359</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان شريعتی، جنب بيمارستان کودکان مفيد، دانشکده پرستاری و مامايی، گروه مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رمضانی فهيمه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600360</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>هاشمی زينب</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600361</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ژام هانيه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600362</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بيات علی احمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600363</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

