<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1383</year>
	<month>12</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2005</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>10</volume>
<number>1</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ارزش تشخيصی 2 روش CMU و CMR در سندرم تونل کارپال</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه وهدف: مطالعات قبلی که به صورت جداگانه در مورد دو روش CMU و CMR انجام شده‌اند، نشان دهنده بالاتر بودن حساسيت تشخيصی اين روش‌ها نسبت به روش‌های معمول اندازه‌گيری سرعت هدايت عصبی در تشخيص سندرم تونل کارپال بوده‌اند. هدف اين مطالعه بررسی ارزش تشخيصی اين دو روش در بيماران مشکوک به سندرم تونا کارپال می‌باشد. مواد و &lt;strong&gt;روش‌ها&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; اين تحقيق به روش کارآزمايی بالينی در يکصد بيمار مشکوک به سندرم تونل کارپال انجام شد. تفاوت زمانی پتانسيل‌های حسی اعصاب مديان و راديال در انگشت اول (CMR) و نيز تفاوت زمانی پتانسيل‌های حسی اعصاب مديان و اولنار در انگشت چهارم (CMU) با فواصل مکانی مساوی اندازه‌گيری گرديد و با روش استاندارد طلايی (مجموعه معيارهای بالينی و الکتروميوگرافی) مورد مقايسه قرار گرفت. يافته‌ها: نتايج نشان می‌دهد که استفاده از روش CMU، حساسيت و ويژگی بيشتری نسبت به CMR در تشخيص سندرم تونل کارپال دارد و در ضمن ميزان ويژگی و ارزش مثبت پيش‌بينی آن 100% می‌باشد و استفاده توام از CMU به همراه CMR با ساير روش‌های بررسی سرعت هدايت عصبی، حساسيت آن را از افزايش نمی‌دهد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سندرم تونل کارپال، CMU ،CMR</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-63&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ايلخانی منوچهر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600270</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان کارگز جنوبی، خيابان کمالی، بيمارستان لقمان حکيم، بخش نورولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بستانی آرش</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600271</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی احتمال آلودگی آب های زيرزمينی شهر تهران به متيل تر‌شری بوتيل اتر (MTBE) در سال 1381</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: متيل ترشری بوتيل اتر (MTBE) يک ماده اکسيژن دار کننده و افزودنی به بنزين است. اين ماده باعث اختراق بهتر سوخت شده و در نتيجه زمينه کاهش آلودگی هوا از ترکيبات آلی سرب دار را فراهم می نمايد. نشت ترکيبات بنزين حاوی ماده فوق از طريق مخازن زيرزمينی موجود در پمپهای بنزين می تواند باعث آلودگی مخازن آبهای زيرزمينی و چاههای آب قابل شرب در شهرها شود. هدف از اين تحقيق تعيين ميزان آلودگی آب های زيرزمينی شهر تهران به MTBE بود. مواد و روش ها: در ابتدا، با شناسايی جايگاه های پمپ بنزين و تطبيق محل جغرافيايی آب با نقشه های توپوگرافی و چينه شناسی، چاههای عميق در معرض خطر آلودگی به MTBE مشخص شدند. با نمونه برداری از محل پمپاژ آب اين چاه ها مقدار MTBE آنها به روش کروماتوگرافی گازی تعيين گرديد. در صورت آلوده بودن چاه از محل مصرف هر حوزه چاهی نمونه ديگری مورد بررسی قرار گرفت. يافته ها: از 348 حلقه چاه مورد بررسی، 55 حلقه در معرض خطرآلودگی به MTBE بودند. مقادير قابل اندازه گيری از MTBE در شش چاه وجود داشت. در بررسی نمونه های گرفته شده از حوزه مصرف چاههای فوق، آلودگی به MTBE مشاهده نشد. نتيجه گيری و توصيه ها: آزمايشات دوره ای MTBE از کليه مناطق در معرض خطر توسط شرکت آب و فاضلاب استان تهران برای حفاظت از کيفيت آب آشاميدنی اين شهر امری لازم و حياتی به شمار می آيد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>MTBE، مخازن آب های زيرزمينی، پمپ بنزين، کرواتوگرافی گازی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-64&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مسعودی نژاد محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600273</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، اوين، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، دانشکده بهداشت، گروه بهداشت محيط، کدپستی: 19836</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خطيبی مجتبی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600274</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی شيوع ترومبوسيتوپنی و عوامل مرتبط در نوزادان بستری در بخش NICU بيمارستان کودکان مفيد طی سال های 83-1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع ترومبوسيتوپنی در نوزادان بستری در بخش های NICU و عوارض شناخته شده آن و عدم گزارشی از وضعيت آن در کشور و وجود کاستی هايی در تحقيقات قبلی، به منظور تعيين شيوع ترومبوسيتوپنی و عوامل مرتبط با آن، اين تحقيق بر روی نوزادان بستری در بخش NICU بيمارستان کودکان مفيد طی يک سال انجام شد. مواد و روش ها: اين تحقيق با طراحی Cross-Sectional روی کليه نوزادان که به طور مستمر در بخش NICU بستری شدند، انجام گرفت. نوزادان براساس مقدار پلاکت به سه گروه؛ غير ترومبوسيتوپنيک، ترومبوسيتوپنی خفيف تا متوسط و ترومبوسيتوپنی شديد تقسيم شدند. شيوع ترومبوسيتوپنی در نمونه ها همراه نقش عوامل جنس، سن حاملگی، اختلال رشد داخل رحمی (IUGR) سپسيس، نارسايی جفتی، خونريزی داخل بطنی و عمل جراحی با بروز ترومبوسيتوپنی تعيين و ميزان واقعی آن در جامعه برآورد شده و با آماره chi square مورد قضاوت آماری قرار گرفت. يافته ها: در اين مطالعه، تعداد 436 نوزاد بستری و تحت بررسی قرار گرفتند: تعداد 110 نوزاد (25.2%) مبتلا به ترومبوسيتوپنی شدند که 12.6% ترومبوسيتوپنی خفيف تا متوسط و همين مقدار دچار ترومبوسيتوپنی شدند. نوزادان ترومبوسيتوپنيک نسبت به نوزادان غير ترومبوسيتوپنيک در مواجهه بيشتری با پرترم بودن، IUGR، خونريزی داخل بطنی، سپسيس و نارسايی جفتی بودند. (P&lt;0.01) نوزادان مبتلا به ترومبوسيتوپنی در مواجهه با جنس خاص و سابقه عمل جراحی نبودند. نتيجه گيری و توصيه ها: به نظر می رسد شيوع ترومبوسيتوپنی و عوامل مرتبط با آن در نوزادان بستری در بخش (IUGR) رقم بالايی باشد. توجه به پيش آگهی اين عارضه انجام تحقيقات آناليزی وسيعی در اين زمينه توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ترومبوسيتوپنی در نوزادان، ريسک فاکتور، سپسيس، خونريزی داخل بطنی، IUGR</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-65&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی ثمين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600276</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان شريعتی، بالاتر از حسينيه ارشاد، بخش هماتولوژی انکولوژی مرکز آموزشی درمانی مفيد، تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فارسی زهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600277</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600278</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عباسی مهرشاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600279</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی کيفيت مراقبت های پس از زايمان در بيمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهيد بهشتی در سال 1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: امروزه در کشور ما مشکلات و عوارض دوره پس از زايمان مسوول حدود نيمی از مرگ و مير مادران می باشد. با وجود اينکه امروزه اغلب مادران به خدمات زايمانی دسترسی دارند ولی به نظر می رسد که توجه به کيفيت اين نوع خدمات کافی نيست که همين امر می تواند به مرگ مادران منجر شود. به همين دليل، تحقيق حاضر با هدف تعيين کيفيت ارايه مراقبت های پس از زايمان در بيمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهيد بهشتی در سال 1382 انجام گرفت. مواد و روش ها: اين مطالعه از نوع توصيفی و بر روی 60 زن مراجعه کننده که يک نوزاد زنده و سالم به طريقه واژينال به دنيا آورده و هيچ مشکل داخلی و جراحی شناخته شده ای نداشتند صورت گرفت. اين مراقبت ها شامل اندازه گيری علايم حياتی، ارزيابی رحم، پرينه، پستان، اندامهای تحتانی و سيستم های ادرای، گوارشی و خروج بيمار از بستر بود. خدمات ارايه شده به وسيله مشاهده بررسی و ثبت گرديد. يافته ها: ميانگين سی نمونه ها 24.3±4.7 (± انحراف معيار) سال بود. حاملگی و تعداد فرزندان زنده به ترتيب در 78% و 83% نمونه ها يک الی دو فرزند بود که اکثريت آنها هيچ موردی از مرگ و مير فرزند و سقط جنين را نداشتند. کيفيت ارايه مراقبت ها در بخش پس از زايمان در اکثريت موارد ضعيف بود که در اين ميان اندازه گيری علايم حياتی و خروج از بستر کيفيت متوسط و بقيه مرقبت ها، کيفيت ضعيفی داشتند. نتيجه گيری و توصيه ها: کيفيت ارايه مراقبت های پس از زايمان در بيمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهيد بهشتی ضعيف است. با توجه به اهميت اين مراقبت ها در پيشگيری از عوارض دوره پس از زايمان، انجام بررسی ها و تحقيقات بيشتری در رابطه با علل کيفيت پايين اين مراقبت ها توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کيفيت ارايه مراقبت، مراقبت های پس از زايمان، عوارض پس از زايمان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-66&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علی زاده ديبازری زهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600281</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تبريز، خيابان امام خمينی، کوی 13 آبان، کوچه شهيد اصغر علی پور، پلاک 104</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سيمبر معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600282</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عابدسعيدی ژيلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600283</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی مجد حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600284</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی مشخصات بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: محققان نشان داده اند زمان نهفته رفلکس صوتی در برخی ضايعات رتروکوکلئار (Retrocochlear) و به ويژه در ضايعات ساقه مغز، به طور غيرطبيعی افزايش می يابد. با توجه به تاثير مشخصات محرک و ثابت زمانی دستگاه ايميتانس بر اندازه رفلکس صوتی، لازم است هر آزمايشگاه مقادير بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی خود را تعيين کند. اين تحقيق، با هدف تعيين مشخصه های بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی و همچنين تاثير تحريک گوش بر زمان نهفته رفلکس صوتی در آزمايشگاه تحقيقات شنوايی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی اجرا شد. مواد و روش ها: اين مطالعه بر روی 28 نفر شامل 13 مرد و 15 زن با محدوده سنی 45-18 ساله و ميانگين سنی ±) انحراف معيار) 5.9±24.1 سال، که دارای آستانه شنوايی، مشخصات تمپانومتريک و آستانه رفلکس صوتی طبيعی بودند، انجام شد. در اين مطالعه زمان رفلکس صوتی به عنوان فاصله زمانی از نقطه آغاز محرک صوتی تا نقطه کمترين کاهش کامپليانس تعريف گرديد و در سطح 10 دسی بل بالاتر از آستانه رفلکس صوتی گوش چپ و راست مقايسه گرديد. يافته ها: نتايج نشان می دهد که زمان نهفته رفلکس صوتی با افزايش فرکانس محرک صوتی تونال، افزايش و با افزايش شدت آن کاهش می يابد. مقادير زمان نهفته رفلکس صوتی برای محرک های تونال با فرکانسهای 500 و 1000 هرتز و محرک (Broad Bond Noise) BBN در مقايسه با فرکانس 2000 هرتز از پراکندگی کمتری برخوردارند. در هر يک از تحريک های ايپسی لترال و کنترالترال، گوش راست با گوش چپ از لحاظ ميانگين زمان رفلکس تفاوت معنی داری ندارند. نتيجه گيری و توصيه ها: زمان نهفته رفلکس صوتی، متغيری وابسته به مشخصات محرک برانگيزنده نظير شدت و فرکانس است و در فرکانسهای پايين تر در مقايسه با فرکانسهای بالاتر پراکندگی کمتری دارد. توصيه می شود مقادير بهنجار زمان نهفته رفلکس صوتی در کودکان و افراد مسن بررسی گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>رفلکس صوتی، زمان رفلکس صوتی، مقادير بهنجار</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-67&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پيوندی علی اصغر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600286</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، ميدان امام حسين، خيابان دماوند دانشکده توان بخشی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مهدوی محمدابراهيم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600287</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج درمانی 5 ساله بيماران تومور ويلمز در مرکز آموزشی- درمانی کودکان مفيد طی سالهای 1379-1375</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: شايع ترين تومور بدخيم اوليه کليه در سنين کودکی، تومور ويلمز می باشد. پيشرفت تکنيکهای جراحی و مراقبتهای پس از عمل جراحی و پاسخ درمانی مطلوب اين تومور به راديوتراپی و شيمی درمانی چند دارويی و در نتيجه ارايه برنامه ترکيبی موجب تغيير قابل توجه پاسخ درمانی و پيش آگهی بيماران تومور ويلمز شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نتايج درمانی 5 ساله مبتلايان به تومور ويلمز در بيمارستان کودکان مفيد تهران طی سالهای 1379-1375 است. مواد و روش ها: تحقيق با طراحی مطالعه داده های موجود روی تمام کودکان مبتلا به تومور ويلمز انجام شد. خصوصيات فردی و بيماری مبتلايان شامل سن، جنس، مرحله بيماری (Stage)، هيستوپاتولوژی، نوع درمان و سرانجام درمان مورد بررسی قرار گرفت. سپس نتايج آمار توصيفی و تجزيه و تحليل متغيرها با استفاده از آزمون های آماری Kruskal wallis, wilcoxon و Spearman ارايه شد. يافته ها: طی مدت 5 سال، تعداد 54 بيمار واجد شرايط وجود داشت. شايع ترين علامت بالينی، توده شکمی با 88.9% بود. 51.2% بيماران در مرحله II، 35.2% در مرحله III و 13% در مرحله IV تشخيص داده شدند. در مواردی که مرحله بيماری بالا بود، هيستوپاتولوژی از نوع نامطلوب گزارش شد، به طوريکه از 7 مورد بيمار مرحله IV همه موارد هيستوپاتولوژی از نوع نامطلوب داشتد. در بيماران متاساز وجود داشت که شايع ترين محل متاستاز، ريه با 84.6% بود. نتايج درمانی براساس برنامه درمانی NWTSG در 43 بيمار باقی مانده، 83.7% پاسخ درمانی مطلوب و 16.3% فوت بود. نتيجه گيری و توصيه ها: ميزان موفقيت درمانی نشانگر بهبود پاسخ درمانی مبتلايان بوده و در مرحله بالای بيماری با توجه به اين مطلب که هيستوپاتولوژی به طور معمول از نوع نامطلوب است، احتمالا روش های درمانی تهاجمی برای بيماران فوق می تواند نتايج درمانی مطلوب تری به دنبال داشته باشد که در اين زمينه ادامه روند مطالعات و ارايه نتايج درمانی توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تومور ويلمز، هيستوپاتولوژی، درمان ترکيبی، متاساز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-68&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ارزانيان محمدتقی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600289</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان شريعتی، بالاتر از حسينيه ارشاد، بخش هماتولوژی انکولوژی مرکز آموزشی درمانی مفيد، تهران، کدپستی: 15514-14468</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شمسيان بی بی شهين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600290</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نوع و شدت صدمات جسمی ناشی از ضرب و جرح عمومی در زنان مراجعه کننده به مرکز پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1382</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با وجود تحولات عظيم در قرن بيستم، هنوز تبعيض و سوء رفتار عليه دختران و زنان در گوشه و کنار جهان وجود دارد که می توان پذيرفت اين اعمال عميقا ريشه در فرهنگ ها دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی صدمات جسمی ناشی از ضرب و جرح در زنان مراجعه کننده به مرکز پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1382 انجام گرفت. مواد و روش ها: اين تحقيق به روش توصيفی و با استفاده از نمونه گيری جمعيت در دسترس به وسيله پرسشنامه و چک ليست استاندارد مرکز فوق مربوطه به شدت صدمات، بر روی 171 نفر از زنان و دختران 16 سال به بالا مورد ضرب و جرح قرار گرفته، صورت گرفت. يافته ها: اکثريت افراد توسط همسر خود (56%) مورد ضرب و جرح و شتم قرار گرفته بودند. بيشترين محل ضربه دست و پا (45%) بوده و در اکثريت افراد صدمه ايجاد شده باعث کبودی و خونمردگی (68%) شده بود. آسيب های ايجاد شده از نظر شدت در 66% موارد براساس درجه بندی استاندارد پزشکی قانونی، متوسط بوده است. بين نوع و شدت صدمات و طول دوره درمان رابطه معنی دار آماری وجود داشت (p&lt;0.001). نتيجه گيری و توصيه ها: عوارض متنوع ضرب و جرح و صدمات جسمی می تواند سبب پايمال شدن حقوق زنان، ايجاد اختلال در ايفای نقش مادری، همسری، اجتماعی و غيبت از کار در اين افراد شده و همچنين سبب افزايش بار مالی جامعه گردد که در اين راستا توجه به زنان بعنوان قشر آسيب پذير جامعه و چاره انديشی در اين زمينه توصيه می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>صدمات جسمی، ضرب و جرح عمومی، زنان، پزشکی قانونی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-69&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نيرومند‌زندی کيانوش</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600292</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان شريعتی، بالاتر از حسينيه ارشاد، دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسين زاده مريم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600293</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نجفی دولت آباد شهلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600294</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی مجد حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600295</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خاتمی زنوزيان آزيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600296</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه شيوع عوارض جراحی برداشتن لوزه در يک مرکز دانشگاهی خصوصی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: هنوز يکی از شايع ترين اعمال جراحی در دوران کودکی، عمل جراحی برداشتن لوزه می باشد که می تواند با عوارض متعددی همراه گردد. مطالعه حاضر با هدف تعيين فراوانی عوارض اين نوع عمل جراحی در دو مرکز دانشگاهی و خصوصی انجام شد. مواد وروش ها: اين مطالعه به روش متکی بر داده های موجود (Existing data) انجام گرفت. پرونده 4042 بيمار که در طی 10 سال تحت عمل جراحی برداشتن لوزه در دو مرکز دانشگاهی و خصوصی قرار گرفته بودند، بررسی شد. از اين تعداد 2708 مورد در مرکز دانشگاهی توسط دستيار سال اول و 1334 مورد در مرکز خصوصی توسط پزشکان متخصص تحت عمل جراحی قرار گرفتند. بيماران هر دو گروه از نظر عوارض بررسی شدند. يافته ها: فراوانی عوارض اين نوع عمل جراحی در دو مرکز دانشگاهی و خصوصی به ترتيب 3.95 و 0.45 درصد بود. خونريزی، که شايع ترين عارضه اين گونه اعمال است، در بيماران گروه اول 2.18% و در گروه دوم صفر درصد بود. نتيجه گيری و توصيه ها: با توجه به يافته های اين بررسی و به منظور کاهش عوارض عمل جراحی برداشتن لوزه در بخش های دانشگاهی توصيه می شود، ضمن رعايت مراقبت های جنبی، پزشک جراح پس از کسب مهارت های لازم همراه با يک پزشک بيهوشی ماهر اقدام به عمل جراحی نمايد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>عوارض، برداشتن لوزه، خصوصی، دانشگاهی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-71&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صفوی نائينی سيدعباس</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600304</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان اوين، مرکز آموزشی درمانی طالقانی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فتاحی بافقی علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600305</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فتح العلومی محمودرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600306</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه نتايج سنجش سطح سرمی LDL- کلسترول به روش آنزيماتيک با روش محاسباتی فريد والد و دلونگ در بيمارستان لبافی نژاد در سال 84-83</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: روش محاسباتی فريد والد و همکاران وی در زمينه اندازه‌گيری -LDL کلسترول و اصلاح اين روش‌ها طی 30 سال گذشته مويد اين مطلب است که روش برای تعيين -LDL کلسترول سرم به جز موارد معدودی مشتمل بر هيپرتری گليسريدمی (Tg&gt;400 mg/dl) ليپوپروتيينمی تيپ III و بيماران غيرناشتا، همبستگی قابل قبولی دارد. با اين حال تداخل ضريب تغييرپذيری (cv) بيولوژيک کلسترول تام، تری گلسيريد و -HDL کلسترول در نتايج -LDL کلسترول محاسباتی و محدوديتهای فوق‌الذکر، ضرورت اجرای روشهايی مبتنی بر اصول سرولوژيک و آنزيماتيک مستقيم را نمايان می‌سازد. هدف مطالعه حاضر، مقايسه نتايج سنجش سرمی -LDL کلسترول به روش آنزيماتيک WAKO با روش محاسباتی فريد والد و دلونگ است. مواد و &lt;strong&gt;روش‌ها&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; تحقيق بر روی 525 مورد سرم بيماران ناشتا، با روش نمونه‌گيری تصادفی از بين نمونه‌های سرمی مراجعين به بيمارستان لبافی‌نژاد انجام شد. ميزان -LDL کلسترول سرم با روش آنزيماتيک WAKO با استفاده از کيت تشخيصی اندازه‌گيری شد. مقادير حاصل از اين روش با نتايج حاصل از روش‌های فريدوالد و دلونگ مورد مقايسه قرار گرفت. برای ارزيابی نتايج از روش کنترل کيفيت آماری Opspecs و نمودار شش سيگما استفاده شد. يافته‌ها: در اين مطالعه ميانگين سنی (± انحراف معيار) نمونه‌ها 13±52 سال بود. مقدار cv تام درون آزمونی -LDL کلسترول به روش آنزيماتيک نسبت به روش فريد والد و دلونگ به ترتيب به ميزان 2.6% و 1.6% کمتر بود. ميزان Bias روش آنزيماتيک در مقايسه با روش محاسباتی فريد والد و دلونگ به ترتيب 4.9% و 4.2% محاسبه گرديد. به وسيله روش آناليز رگرسيون ساده مقادير r برای روش‌های فريد والد و دلونگ به ترتيب 0.901 و 0.894 بدست آمد. ميزان خطای کلی آناليتيک روش آنزيماتيک، فريد والد و دلونگ معادل 8.5%، 9.3% و 10.3 بود. نتيجه‌گيری و توصيه‌ها: با استفاده از نمودار عملکردی opspecs و سيستم سنجه سيگمامتريک مشخص شد که ميزان همبستگی نتايج بين روش آنزيماتيک با روش محاسباتی در حد قابل قبول است. از آنجايی که روش آنزيماتيک ضمن برخورداری از بزرگترين مقياس عددی سيگما و قرار گرفتن نقطه عملکردی در داخلی‌ترين سطح منحنی opspecs و همچنين نياز به حداقل مشاهدات کنترل و عدم محدوديتهای روش فريد والد و دلونگ از جمله هيپرتری‌گليسريدمی و هيپرليپيدمی تيپ III و عدم رعايت ناشتا بودن، به طرز چشمگيری کارآيی بهتری را نشان می‌دهد، پيشنهاد می‌شود که جايگزين روشهای محاسباتی ديگر گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>LDL کلسترول، روش آنزيماتيک WAKO، روش محاسباتی فريد والد</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-72&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صفابخش شيدا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600308</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان پاسداران، بوستان نهم، بخش پاتولوژی، بيمارستان لبافی نژاد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محمدی تربتی پيمان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600309</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

