<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1380</year>
	<month>9</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2001</year>
	<month>12</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>6</volume>
<number>5</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>آناستوموز تلسکوپيک درشريانهای متوسط و بزرگ</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: آناستوموز عروق به روش انتها به انتها از يک سو نياز به مهارت جراح دارد و از سوی ديگر زمان زيادی می طلبد. به منظور کاهش زمان آناستوموز و سهولت در انجام آن، لورتيزن آناستوموز تلسکوپيک با بخيه های خارجی را طراحی نمود. به دليل عوارض آن در عروق بزرگ و متوسط، اين روش صرفا در آناستوموز عروق کوچک توصيه شده و در جراحيهای ميکروسکوپيک به کار رفته است.مواد و روشها: 18 مورد شريان کاروتيد گوسفند قطع گرديد و آناستوموز تلسکوپيک به روش ثابت نمودن دو نقطه از لبه پروگزيمال در داخل قسمت ديستال انجام شد. در روزهای 21،7،3و 56، هر يک سه کاروتيد از محل شروع تا دو شاخه شدن آن خارج و جهت بررسی ميکروسکوپيک ارسال گرديد. 5 کاروتيد نيز در روز 90 بعد از آناستوموز خارج و جهت پاتولوژی فرستاده شد.يافته ها: جريان خون در تمامی موارد بلافاصله پس از آناستوموز برقرار گرديد و نبض شريانی احساس شد. در هيچکدام آنورسيم کاذب و حقيقی مشهود نبود. جريان خون تا به هنگام خروج نمونه جهت بررسی آسيب شناسی، برقرار بود و در لمس تنزيل حس نشد. در بررسی ميکروسکوپيک هيپرپلازی انتيمای پروگزيمال از روز 3 تا روز 56 يافته غالب بود، اما تنگی مشاهده نشد. در روز 90 اين هيپرپلازی کاهش واضحی داشت.نتيجه گيری و توصيه ها: با اين روش زمان آناستوموز کاروتيد که به طور متوسط 30 دقيقه طول می کشد به کمتر از 3 دقيقه کاهش می يابد. اين روش از زمان ايسکمی گرم می کاهد و به عنوان روش ايده آل در پيوند اعضا مطرح می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آناستوموز تلسکوپيک، شريان، کاروتيد</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-343&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پيروی حبيب اله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001352</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش جراحی عروق، مرکز آموزشی- درمانی طالقانی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>اپيدميولوژی در رفتگی زانو در مراجعين به بيمارستان طالقانی، 80-1368</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به مراجعه بيماران با در رفتگی زانو و نتايج متفاوت در خصوص ميزان موفقيت درمان و به منظور تعيين اپيدميولوژی دررفتگی زانو، اين تحقيق روی مراجعين به بيمارستان آيت اله طالقانی طی سالهای 80-1368 انجام گرفت.مواد و روشها: تحقيق به روش مطالعه داده های موجود انجام گرفت. پرونده بيماران از بايگانی خارج و مورد مطالعه قرار گرفت. خصوصيات فردی بيماران، نوع درمان، مدت پيگری و نتيجه درمان بررسی و ثبت گرديد. در پايان نتايج با استفاده از آمار توصيفی ارايه شد.يافته ها: 25 پرونده واجد شرايط، متعلق به 24 مرد و 1 زن، با ميانگين سنی 35±13 سال بررسی شد. وسايل نقليه موتوری در 60% موارد عامل ايجاد تروما بود. در 52% بيماران در فاصله کمتر از 5 ساعت جااندازی زانو انجام شد. در 48% بيماران ترومای شريان پوپليته وجود داشت که در 58% آنان گرافت وريد صافن انجام شد و 25% موارد منجر به آمپوتاسيون گرديد. در 48% موارد درمان بصورت جااندازی اورژانس و آتل گيری بود که در 64% موارد جااندازی دررفتگی، بازسازی ليگامانی و ترميم کپسول و منيسک توسط پزشک متخصص ارتوپدی انجام پذيرفت. 7 بيمار (36%) صدمه موقت عصب پرونئال داشتند، در 28% اين بيماران زمان برگشت و ترميم عصب 5±3 ماه بود. در 48% موارد نيز آسيب عصب همراه با شکستگی پروگزيمال و ديستال فمور و تيبيا بود. دررفتگی خلفی در 32% موارد گزارش شد که اين نوع دررفتگی در 46% بيماران با ترومای شريان پوپليته همراه بود و در 20% موارد دررفتگی به صورت زانوی شناور بود. راديوگرافی در 80% موارد دررفتگی را تشخيص داد. در 36% موارد ترومای شريانی با آرتريوگرافی وexploration جراحی به طور قطعی تشخيص داده شد. در 24% موارد درمان مجدد انجام گرفت. در 88% بيماران ميزان حرکتی اندام تا 104±4.7 درجه حفظ شد. در کل، 12% موارد به آمپوتاسيون انجاميد که همگی دارای (Mangled extreimity severity score) MESS بيشتر از 7 بودند.نتيجه گيری و توصيه ها: ميزان شيوع دررفتگی به مراتب از آمار مشابه بيشتر بوده و مهمترين عامل دررفتگی تصادف با وسيله نقليه موتوری بوده است. تسريع در آغاز درمان، وجود بخش جراحی عروق و پيگيری دقيق موجب افزايش موفقيت درمان در اين بيماران می شود. تحقيق برای بررسی علل بوجود آورنده و تحقيقات تجربی برای کاهش موارد دررفتگی توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اپيدميولوژی، دررفتگی زانو، آمپوتاسيون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-344&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بديع زاده کامران</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001354</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش اورتوپدی، مرکز آموزشی- درمانی آيت اله طالقانی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سرمدی هاله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001355</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001356</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اپيدميولوژيک عفونت های انگلی روده ای در فروشندگان مواد غذايی شهرستان سنندج، 1376</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به اهميت انگل روده ای در بهداشت فردی و اجتماعی و نقش عرضه کنندگان مواد غذايی در انتشار آنها و نيز با توجه به شيوع متفاوت آلودگی در مناطق مختلف کشور و عدم آگاهی از ميزان آلودگی در شهرستان سنندج، مطالعه حاضر در سال 1376 در اين شهرستان انجام پذيرفت.مواد و روشها: روش تحقيق توصيفی و تکنيک مطالعه مصاحبه - مشاهده بود، که بر روی 60 نفر از فروشندگان مواد غذايی شهرستان سنندج که جهت دريافت کارت تندرستی در ماههای مرداد و شهريور 1376 مراجعه نموده بودند، انجام شد. نمونه گيری آزمايش مدفوع در سه نوبت و سه زمان متفاوت انجام گرفت. نمونه بلافاصله به آزمايشگاه مرکزی شهرستان سنندج فرستاده و با استفاده از روش آزمايشگاهی ديد مستقيم مورد بررسی قرار گرفت. يافته ها: 252 مرد و 8 زن مورد مطالعه قرار گرفتند. ميانگين سنی شرکت کنندگان 40.17±15.79 سال بود و آلودگی در 33.8% افراد مورد مطالعه گزارش گرديد. شايعترين انگلهای آلوده کننده عبارت بودند از: آسکاريس (23.5%)، ژيارديا (5.8%)، آنتاموبا هيستوليتيکا (1.9%)، آنتاموباکلی (3.7%)، بلاستوسيس هومنيس (0.8%)، يدامبا بوتچلی (3.2%)، همونوليپس نانا (1.2%) و تريکوسفال (0.4%). بيشترين درصد آلودگی در گروه سنی 24-15 سال و کمترين درصد آلودگی در افراد بالای 44 سال مشاهده گرديد. ميزان آلودگی به انگل آسکاريس و ژيارديا در گروه سنی 24-15 سال بيشتر از گروه های سنی ديگر بود. رابطه معنی داری بين سطح سواد و آلودگی به انگل بدست نيامد.نتيجه گيری و توصيه ها: تحقيق نشان داد آلودگی به انگل روده ای بويژه آسکاريس در جامعه مورد بررسی شيوع بالايی دارد و ضروری است واحدهای بهداشت محيط و حرفه ای و واحد آموزش بهداشت و ... درزمينه شناخت واحدهای صنفی با عدم رعايت استانداردهای بهداشتی، آموزش بهداشت، شناسايی افراد آلوده، پيگيری و درمان آنها اقدامات مقتضی را صورت دهند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اپيدميولوژی، انگلهای روده ای، سنندج</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-345&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>امين زاده زهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001358</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش عفونی، مرکز آموزشی- درمانی لقمان حکيم، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>افراسيابيان شهلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001359</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گچکار لطيف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001360</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير تحريک الکتريکی و وضعيت مفصل زانو بر روی پاسخهای قلبی عروقی در حين ويلچر ارگومتری (مقايسه بين افراد پاراپاژيک و سالم)</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ضايعه نخاعی يکی از معضلات و مصيتهای انسان است و رسيدگی به امور اين افراد در کشور ما، به لحاظ وجود جانبازان جنگ تحميلی از اهميت بيشتری برخوردار است. هدف از اين مقاله، تعيين تاثيرFNS و وضعيت زانوها بر پارامترهای قلبی - عروقی در معلولين پاراپلژيک و افراد سالم در حين ويلچر ارگومتری می باشد.مواد و روشها: در اين تحقيق 16 جانباز پاراپلژيک مرد با سطح ضايعه (T8-T12) و 11 مرد سالم مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام افراد رانش صندلی چرخدار را با سرعت يکنواخت و به مدت پنج دقيقه انجام دادند. آزمايشات در سه مرحله، ويلچر ارگومتری در وضعيت فلکسيون زانوها (زانوهای خم)، ويلچر ارگومتری در وضعيت اکستانسيون زانوها (زانوهای صاف) و ويلچر ارگومتری در وضعيت فلکسيون زانوها و همراه با اعمال تحريک الکتريکی عصبی- عضلانی (FNS) در اندام تحتانی صورت پذيرفت. پاسخهای قلبی- عروقی شامل ضربان قلب توسط اسپورت تستر، فشار خون توسط فشار سنج الکتريکی و RPE يا دريافت فرد از شدت ورزش، توسط معيار اندازه گيری بورگ (Borg) اندازه گيری شد.يافته ها: نتايج تغييرات معنی داری را بين ضربان قلب در سه حالت آزمايش در افراد پاراپلژيک نشان داد بطوريکه تحريک الکتريکی و وضعيت زانوها باعث کاهش ضربان قلب در افراد پاراپلژيک گرديد. اما در افراد سالم، هيچ تفاوت معنی داری بين وضعيتهای آزمايش مشاهده نشد. در مورد تغييرات فشار خون (سيستوليک) و RPE در حين ويلچر ارگومتری، در سه حالت مورد آزمايش، در دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد.نتيجه گيری و توصيه ها: استفاده از FNS و قرار دادن زانوها در وضعيت اکستانسيون در حين فعاليتهای ورزشی می تواند در کاهش ضربان قلب و بهبود وضعيت سيستم قلبی - عروقی افراد پاراپلژيک موثر باشد. لذا در طراحی وسايل کمک حرکتی معلولين مانند صندلی چرخدار، بريس و عصا پيشنهاد می گردد توجه بيشتری به شيوه قرار گرفتن وضعيت اعضا بدن معلول و استفاده از FNS مبذول گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>پاراپلژيک، تحريک الکتريکی عصبی عضلانی دريافت فرد از شدت ورزش، ارگومتری، ويلچر، ضربان قلب</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-346&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اخوتيان فرشاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001362</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فقيه زاده سقراط</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001363</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حاج قنبری بهاره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001364</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير جراحی پلکسوس براکيال در بيماران مبتلا به فلج زايمانی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به وجود مواردی از فلج زايمانی و گزارش از موفقيت درمانی جراحی پلکسوس براکيال، تاثير اين روش جراحی روی نوزادانی که مبتلا به فلج زايمانی بوده و به بيمارستان 15 خرداد و بيمارستانهای خصوصی تهران در سالهای 75-1372 مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت.مواد و روشها: تحقيق به روش کارآزمايی بالينی روی تعداد 86 بيمار مبتلا به فلج زايمانی انجام گرفت. بيماران به سه گروه تقسيم شدند: گروه اول بيماران بودند که انديکاسيون جراحی نداشتند و تحت درمان فيزيوتراپی قرار گرفته بودند. گروه دوم بيمارانی بودند که انديکاسيون جراحی داشتند ولی تحت عمل جراحی قرار نگرفتند و گروه سوم بيمارانی بودند که انديکاسيون جراحی داشته و تحت عمل جراحی نيز قرار گرفته بودند. بيماران حداقل 5 سال پيگيری شده و نتيجه درمان مطابق تقسيم بندی Mallet ارايه گرديد.يافته ها: از 86 بيماری که مورد بررسی قرار گرفتند، 44 بيمار در گروه اول، 24 بيمار در گروه دوم و 18 بيمار در گروه سوم قرار گرفتند. نتيجه درمان در گروه اول 100% عالی، گروه دوم صفر درصد و در گروه سوم 77.8% عالی بود (P&lt;0.0001).نتيجه گيری و توصيه ها: انجام عمل جراحی روی پلکسوس براکيال در نوزاد مبتلا به فلج زايمانی که انديکاسيون عمل دارند، توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>پلکسوس براکيال، فلج پلکسوس براکيال، فلج زايمانی، درمان جراحی فلج زايمانی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-347&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينيان محمدعلی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001366</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز آموزشی- درمانی پانزده خرداد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير هورمون درمانی جايگزين بر سطح ليپيدهای سرم زنان يائسه</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به عوارض ناشی از افزايش سطح چربيهای خون و بالا بودن آن در زنان يائسه و همچنين وجود تناقضاتی درباره تاثير هورمون درمانی بر سطح ليپيدها، اين مطالعه به منظور تعيين تاثير هورمون درمانی جايگزين بر سطح ليپيدهای سرم زنان مراجعه کننده به بيمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی در سال 78-77 انجام گرفت.مواد و روشها: کارآزمايی بالينی از نوع مقايسه قبل و بعد روی 40 زن يائسه انجام گرفت. شرايط ورود به مطالعه به صورت زير بود: عدم چاقی (BMI کمتر از 30)، وجود رحم سالم، فشار خون کمتر از 160.90 ميلی متر جيوه، عدم وجود بيماريهايی نظير ديابت، هيپوتيروييدی، نارسايی کليه، بيماری حاد کبدی و سابقه سرطان پستان و همچنين عدم وجود منعی برای مصرف استروژن. از بيماران 8 سی سی خون جهت انجام آزمايشات FSH، FBS، تستهای کبدی، تری گليسريد، کلسترول، HDL وLDL اخذ گرديد. آزمايش FSH به روش ايمونواسی و آزمايشات ليپيد خون به روش آنزيماتيک انجام گرفت. هورمون درمانی جايگزين شامل استروژن کنژوگه به ميزان 0.625 mg در روزهای اول تا 25 سيکل به همراه مدروکسی پروژسترون استات به ميزان 10 mg از روزهای 25-15 به مدت 3 ماه تجويز گرديد. سپس 3 cc خون از نمونه ها اخذ و آزمايشات چربی خون تکرار شد و نتايج آن با آزمايشات قبل از هورمون درمانی مقايسه شد.يافته ها: ميانگين سنی نمونه ها 53.9±2.83 و سن يائسگی 51.9±1.45 بود. کلسترول سرم قبل از درمان 197.4±37.9 و بعد از درمان 162.4±31.5 ميلی گرم در دسی ليتر بود که به ميزان 17% کاهش نشان می دهد (p&lt;0.001). ميزان HDL افراد قبل از درمان 50.3±12.2 و پس از درمان 57.8±14.5 ميلی گرم در دسی ليتر بود. درصد تغييرات HDL سرم نشانگر 14.91% افزايش پس از درمان است(P&lt;0.001). ميانگين LDL سرم قبل از درمان 124.5±44.5 و بعد از درمان 97.8±34.3 ميلی گرم در دسی ليتر می باشد که کاهش 21.4% را نشان می دهد. ميزان تری گليسريد قبل بعد از درمان به ترتيب 163.4±55.98 و 147.7±52.47 ميلی گرم در دسی ليتر می باشد. ميانگين اين تغييرات نشانگر 9.56% کاهش سطح تری گليسيريد سرم می باشد (p&lt;0.001).نتيجه گيری و توصيه ها: هورمون درمانی باعث کاهش سطح چربيهای سرم زنان يائسه گرديد. توصيه می شود تحقيقی در زمينه هورمون درمانی در زنان يائسه مبتلا به هيپرليپيدمی انجام گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>هورمون درمانی، ليپيدهای سرم</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-348&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پازنده فرزانه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001368</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>لطيفيان ميترا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001369</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>زاده مدرس شهرزاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001370</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه هپاتيت C با کهير</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: کهير عبارتست از تورم گذرا و اريتماتو يا ادماتوی درم يا بافت زير جلدی. آنژيوادما نيز مانند کهير بوده اما تورم آن وسيعتر است و بافت زير جلدی را درگير می کند. از نظر بالينی ضايعات تيپيک کهير بصورت پاپولها يا پلاکهای اريتماتو و گذرايی هستند که اندازه آنها می تواند از نوک سوزن تا چند سانتی متر متغير باشد. بدين منظور ارتباط بين هپاتيت C و کهير در بيماران مبتلا به کهير مراجعه کننده به درمانگاه پوست بيمارستان لقمان حکيم، مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روشها: 53 بيمار کهيری با 53 بيمار پوستی که بيماری غير از کهير داشته و بعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شده بودند، دراين طرح وارد شدند. دو گروه از نظر سن، جنس و شغل همانند سازی شده بودند. بيماران بطور sequentional-randomized در اين طرح وارد شدند. تستهای عملکردی کبدی (LFT) و HCV-Antiboy در همه اين بيماران انجام شد.يافته ها: در هيچ کدام از بيماران کهيری و يا افراد گروه شاهد، HCV-Antibody مثبت نبود. در دو مورد از بيماران کهيری (3.77%) وچهار مورد از گروه شاهد (7.54%)، تستهای عملکردی کبدی غير طبيعی بودند. با آزمون دقيق فيشر چنين اختلافی معنی دار نبود. با اين يافته ها هيچگونه ارتباطی بين کهير و هپاتيت C يافت نشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کهير، آنژيوادما، هپاتيت C</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-349&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>طوسی پرويز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001372</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش پوست، مرکز آموزشی- درمانی لقمان حکيم، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رحمتی رودسری محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001373</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گچکار لطيف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001374</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی شيوع چاقی و توزيع چربی و عوامل موثر بر آنها در کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، 1378</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: نظر به وجود گزارشهای مبنی بر شيوع بالای چاقی و اضافه وزن در ايران و بخصوص در ميان زنان و با توجه به ارتباط اين عارضه با تغيير شيوه زندگی و تغيير ساختارهای شغلی و اجتماعی و فقدان اطلاعات کافی در اين زمينه اين تحقيق با هدف تعيين شيوع چاقی و توزيع چربی و عوامل موثر بر آنها در کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی در سال 1378 انجام گرفت.مواد و روشها: در اين مطالعه توصيفی، 503 نفر از کارکنان 45-25 ساله دانشگاه، از طريق نمونه گيری خوشه ای و به روش تصادفی انتخاب شدند. اندازه گيريهای تن سنجی شامل: وزن، قد، دور کمر و دور باسن انجام شد.BMI 25 تا 30 بعنوان اضافه وزن و BMI بزرگتر يا مساوی 30 بعنوان چاقی در نظر گرفته شد. همچنين WHR بالاتر از 0.8 بعنوان چاقی شکمی در نظر گرفته شد. سن، وضعيت تاهل، ميزان تحصيلات، استعمال سيگار، تعداد تولدهای زنده، مصرف قرص ضد بارداری، سن اولين زايمان، تعداد وعده ها و ميان وعده ها، تکرر مصرف مواد غذايی و فعاليت بدنی بررسی و ثبت شد.يافته ها: ميانگين BMI در افراد مورد مطالعه 25.3±4 بود. 39 درصد زنان اضافه وزن داشته و 11 درصد آنها به چاقی مبتلا بودند. ميانگين WHR،0.84±0.08 بود و 71 درصد نمونه ها از چاقی شکمی رنج می بردند.نتيجه گيری و توصيه ها: آناليز رگرسيون چند گانه مشخص نمود که مهمترين عوامل موثر در BMI، عبارتند از: سن، وضعيت تاهل، تعداد وعده ها و ميان وعده ها، فعاليت بدنی و تکرر مصرف گوشت و چربی. نمايه توده بدن، سن و تحصيلات مهمترين عوامل موثر در WHR می باشند. شيوع بالای چاقی در جامعه وجود دارد. با توجه به تاثير عوامل محيطی و شيوه زندگی، اقدامات لازم برای کاهش آن توصيه می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>توزيع چربی، دريافت غذايی، فعاليت بدنی، استعمال سيگار</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-350&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کاويان فروغ</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001376</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کيمياگر مسعود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001377</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گلستان بنفشه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001378</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>هوشيار  راد آناهيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001379</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی شيوع و عوامل مرتبط با شکستگی کلاويکول حين تولد بيمارستان مهديه، 78-1375</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع متفاوت شکستگی کلاويکول حين تولد در مطالعات مختلف و عوامل موثر بر اين عارضه و به منظور بررسی شيوع و عوامل مرتبط با شکستگی کلاويکول حين تولد، اين تحقيق در سالهای 78-1375 در بيمارستان مهديه تهران، انجام گرفت.مواد وروشها: اين تحقيق به روش بررسی داده های موجود انجام شد. تعداد زايمانها مشخص گرديد و پرونده کليه موارد منجر به شکستگی کلاويکول با تاييد راديوگرافيک و نيز پرونده نوزادان متولد شده قبل و بعد از موارد شکستگی از بايگانی مدارک پزشکی خارج و اطلاعات مربوط به سن، گراويتی، پاريتی، نژاد، جنس نوزاد، ماکروزومی، استفاده از اکسی توسين، بکارگيری مانورهای زايمانی، استفاده از وسيله برای زايمان، وجود مکونيوم، ديستوشی شانه و آپگار دقيقه اول و پنجم کمتر از 8 نوزادان دو گروه تعيين و تحت تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها: از 27678 نوزاد متولد شده طی سالهای مورد مطالعه، 56 مورد (2.02 در هزار تولد زنده) دچار شکستگی کلاويکول شده بودند که همگی طی زايمان واژينال رخ داده بود. 133 نوزاد بدون شکستگی نيز بررسی شدند. سن مادر، گراويتی، پاريتی، نژاد، جنس نوزاد، استفاده از سنتوسينون، وجود مکونيوم، آپگار دقيقه پنجم کمتر از 8 از نظر آماری در دو گروه تفاوتی شدند. ديستوشی شانه، ماکروزومی، استفاده از مانورهای زايمانی، استفاده از وسيله برای زايمان، آپگار دقيقه اول کمتر از 8 و فلج براکيال به لحاظ آماری در دو گروه متفاوت بود. در 39 نوزاد دارای شکستگی (70%) هيچيک از عوامل موثر مورد بررسی وجود نداشت.نتيجه گيری و توصيه ها: شيوع شکستگی کلاويکول در مطالعه ما در حد متعارف بود. اگر چه ديستوشی شانه، ماکروزومی، زايمانهای با وسيله و استفاده از مانورهای زايمانی و آپگار دقيقه اول کمتر از 8 فاکتورهای خطر در شکستگی کلاويکول هستند، اين شکستگی ها در اکثريت موارد بدون هيچ گونه فاکتور خطر و در طی يک زايمان بدون مشکل رخ می دهند. بنظر می رسد مطالعه روی عوامل ديگری مثل زايمان بسيار سريع يا سطح تجربه عامل زايمان و غيره بتواند علت موارد توجيه نشده شکستگی را تا حدی روشن نمايد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>شکستگی کلاويکول، ديستوشی شانه، ماکروزومی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-351&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کيميايی پريچهر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001381</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش زنان، مرکز آموزشی- درمانی مهديه، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پيری سولماز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001382</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>يحيايی منصوره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001383</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی عوارض استخوانی و مفصلی بروسلوزيس در بيمارستان بوعلی، 79-1374</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: درگيری استخوان و مفصل در بيماری بروسلوز يکی از عوارض شايع اين بيماری بوده و شيوع آن را از 20 تا 85 درصد موارد گزارش شده است. اين مطالعه با هدف تعيين عوارض استخوانی - مفصلی بروسلوز در بيماران بستری در بيمارستان بوعلی در طی سالهای 1379-1374 انجام شد.مواد و روشها: تحقيق به روش توصيفی روی همه بيمارانی که تشخيص بروسلوز بر اساس تابلوی بالينی و در حضور تيتر افزايش يافته آنتی بادی اختصاصی توسط سروآگلوتيناسيون استاندارد لوله ای (STA) صورت گرفته بود، انجام پذيرفت. برای بيمارانی که دردهای مفصلی يا استخوانی داشتند جهت تعيين عوارض استخوانی - مفصلی راديوگرافی و اسکن از مفاصل و استخوانها انجام و در صورت تغييرات التهابی، اسکلروز يا تخريب حاشيه مفصلی تشخيص اسپونديليت يا ساکروايلييت و يا آرتريت داده شد.يافته ها: از 109 بيمار مبتلا به بروسلوز، 92 بيمار (84.4%) دچار عوارض استخوانی- مفصلی بوده اند. اسپونديليت (78.3%)، ساکروايلييت (52.2%) و درگيری زانو (22.8%) شايع ترين عوارض استخوانی- مفصلی بوده و درگيری چند مفصل به طور همزمان نيز در 42.4% موارد ديده شد. بيشترين شيوع سنی بيماران بروسلوزی 24-19 سال و کمترين شيوع سنی 42-37 سال بود. در کل 42.2% بيماران کمتر از 25 سال سن داشتند. بيماران دچار اسپونديليت از بيماران دچار آرتريت محيطی يا ساکروايلئيت مسن تر بودند.نتيجه گيری و توصيه ها: شايع ترين عارضه استخوانی - مفصلی در گروه مورد مطالعه ما اسپونديليت بوده که در بيماران مسن تر بيشتر ديده شد. اين عارضه در بيماران بروسلوزی جدی می باشد و پيشنهاد می گردد که برای تشخيص عوارض استخوانی - مفصلی از راديوگرافی و اسکن استخوان استفاده شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بروسلوز، عوارض استخواني, مفصلی، اسپونديليت، ساکروايلييت</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-352&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>تقوی نيکبخت</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001385</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش عفونی، مرکز آموزشی- درمانی بوعلی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رضوانی حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001386</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی مقايسه اثرات مکمل ويتامين E، اسيد چرب امگا 3 و اثر توام اين دو بر چربی و فشار خون بيماران همودياليزی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: نظر به اهميت کنترل هيپرليپيدمی و هيپرتانسيون در پيشگيری از مرگ و مير بيماران همودياليزی و با توجه به تناقضات موجود در تاثير ويتامين E و امگا 3 بر شاخص های فوق و به منظور تعيين تاثير مکمل ويتامين E، اسيد چرب امگا 3 و اثر توام اين دو بر ميزان چربی و فشار خون بيماران همودياليزی، اين تحقيق در انستيتو تحقيقات تغذيه صنايع غذايی کشور در سالهای 78-1377 انجام گرفت.مواد و روشها: پژوهش حاضر به روش کارآزمايی بالينی دو سوکور با مراجعه مستمر بر روی 36 بيمار همودياليزی مبتلا به هيپرليپيدمی (تری گليسريد بيشتر از 200 mg/dl يا کلسترول بيش از 240 mg/dl) صورت پذيرفت. افراد بر اساس سن، جنس، نمايه توده بدن، کلسترل و تری گليسريد سرم مشابه سازی شده و بطور تصادفی به چهار گروه دريافت کننده ويتامين E، اسيد چرب امگا 3، ويتامين E + اسيد چرب امگا 3 و شاهد تقسيم شدند. به مدت 10 هفته، گروه ويتامين E روزانه 300 ميلی گرم ويتامين E، گروه امگا 3 روزانه 2 گرم ايکوساپنتانوئيک اسيد، گروه ويتامين E + امگا 3 روزانه 300 ميلی گرم ويتامين E و 2 گرم ايکوساپنتانوييک اسيد و گروه شاهد دارونما دريافت نمودند. نمونه های خون ناشتا در شروع مطالعه، هفته پنجم و دهم جمع آوری گرديد. کلسترول تام، تری گليسريد، HDL وLDL به روش آنزيماتيک، ويتامين E سرم با HPLC و فشار خون بيماران يک ساعت بعد از شروع همودياليز اندازه گيری شدند. شاخص های تن سنجی و الگوی مصرف مواد غذايی نيز در مقاطع مذکور بررسی گرديد.يافته ها: تغيير معنی داری در نمايه توده بدن و رژيم غذايی افراد، طی مطالعه مشاهده نشد. ميزان ويتامين E سرم در گروه شاهد، ويتامين E، امگا 3 و همچنين گروه ويتامين E + اسيد چرب امگا 3 در شروع بررسی به ترتيب 77.88±16.16، 80.15±30.86، 83.18±25.92 و 103.14±35.43 ميکروگرم در ميلی ليتر بود که در گروه ويتامين E و گروه ويتامين E + اسيد چرب امگا 3 درهفته پنجم ودهم به طور معنی داری افزايش يافت. ميزان LDL در گروه های فوق به ترتيب 84.6±25.3، 110.7±41.1، 117.6±46.6 و113.3±50.9 ميلی گرم در دسی ليتر بود که پس از 10 هفته بررسی، کاهش مشاهده شده در گروه اسيد چرب امگا 3 به لحاظ آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). با وجود تغييراتی در ميزان ساير فراسنج های ليپيدمی و فشار خون در افراد مورد بررسی، اين تغييرات از نظر آماری معنی دار نبودند.نتيجه گيری و توصيه ها: از آنجا که دريافت مکمل اسيد چرب امگا 3 سبب کاهش LDL می گردد، تجويز آن بر اساس نياز فردی توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>همودياليز، ويتامين E، اسيد چرب امگا 3، هيپرليپيدمی، هيپرتانسيون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-353&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سرافرازی ندا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001388</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اتابک شهناز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001389</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001390</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کيمياگر مسعود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001391</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج اکوکارديوگرافی نوزادان تازه متولد شده در بيمارستان امام حسين (ع)، 78-1377</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: بيماريهای مادرزادی قلب از شايع ترين آنوماليهای دوران نوزادی است. با توجه به جمعيت جوان در حال افزايش و وجود مرکز مجهز با پرسنل ورزيده و دستگاههای دقيق جهت تشخيص زودرس بيماری و به منظور تعيين نتايج اکوکارديوگرافی نوزادان تازه متولد شده، اين تحقيق بر روی مراجعين به بيمارستان امام حسين (ع) طی سالهای (78-1377) انجام گرفت.مواد و روشها: در اين مطالعه توصيفی 800 نوزاد تازه متولد شده انتخاب و پس از معاينه جهت تشخيص بيماريهای مادرزادی قلب تحت اکوکارديوگرافی قرار گرفتند. نوزادان مبتلا به بيماری قلبی تعيين و ميزان واقعی آن برآورد گرديد. بيماران مبتلا به PDA (به دليل بسته شدن آن در طی 3 روز اول تولد)، بيماران مبتلا به TR و يا کالسيفيکاسيون عضله قلب از مطالعه خارج شدند.يافته ها: بيماری مادرزادی قلب در 74 (9.3%) نوزادان تازه متولد شده شامل 40 دختر و 34 پسر گزارش شد. شايعترين ضايعه قلبی مادرزادی small VSD بود که حدود يک سوم بيماران (34.3%) را شامل می شد. 1.25% موارد نيز بيماريهای سيانوتيک قلبی داشتند.نتيجه گيری و توصيه ها: بيماريهای مادرزادی قلب در نوزادان تازه متولد شده از شيوع بالا و نگران کننده ای برخوردار هستند که در اين راستا اکوکارديوگرافی بهترين وسيله برای تشخيص اين گونه بيماريها در نوزادان مشکوک به حساب می آيد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اکوکارديوگرافی، بيماريهای مادرزادی قلب، نوزادان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-354&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اميری مقدم زينب</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001393</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش اطفال، مرکز آموزشی- درمانی امام حسين، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نحوه مراقبت از خود بيماران ديابتی نوع I مراجعه کننده به کلينيکهای ديابت استان سمنان، 78-1377</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع و روند رو به افزايش ديابت و اهميت نحوه مراقبت های از خود و عوارض شناخته شده عدم مراقبت از خود، اين تحقيق روی بيماران ديابتی نوع I مراجعه کننده به کلينيکهای ديابت استان سمنان درسال 78-1377 انجام گرفت.مواد و روشها: تحقيق به روش توصيفی روی کليه افراد تحت مراقبت که سن بيش از 14 سال داشته و هيچکدام به زخم ناشی از ديابت و يا بيماری مزمن ديگری که نيازمند پيروی از رژيم غذايی خاص باشد مبتلا نبوده و از لحاظ جسمی و روحی قادر به شرکت در پژوهش بودند، انجام گرديد. خصوصيات فردی بيماران، مشخصات بيماری و دوره درمان و نحوه مراقبت از خود در زمينه نحوه تزريق انسولين، مراقبت از پا و الگوی مواد غذايی توسط يک فرم اطلاعاتی بررسی و با توجه به امتيازات آنها در سه گروه مطلوب (خوب)، متوسط و ضعيف طبقه بندی گرديد. پايايی و روايی ابزار گردآوری داده به روش اعتبار محتوی و آزمون مجدد با استفاده از تجزيه و تحليل موردی برای پرسشنامه و مشاهده همزمان با استفاده از ضريب همبستگی پيرسون در مورد چک ليست نحوه مراقبت از خود تاييد گرديد.يافته ها: تحقيق روی تعداد 36 بيمار واجد شرايط (41.7% مرد و 58.3% زن) با ميانگين سنی 28.4±7.9 سال، که مدت 8.5±4.8 سال از ابتلا به بيماری آنها گذشته بود، انجام گرديد. مراقبت مطلوب، 57.1 درصد در زمينه تزريق يک نوع انسولين، 53.3 درصد در زمينه تزريق دو نوع انسولين، 55.6 درصد در مورد مراقبت از پا و 47.2 در زمينه انرژی روزانه وجود داشت.نتيجه گيری و توصيه ها: به طور کلی نحوه مراقبت مطلوب در بيماران ديابتی مورد مطالعه به ويژه در زمينه الگوی مصرف موادغذايی در سطح پايينی می باشد، لذا با توجه به عوارض شناخته شده ناشی از مراقبت کم از خود دراين بيماران تحقيق تحليلی برای شناخت علل و تحقيق تجربی بمنظور بررسی بهترين مداخله برای ارتقای نحوه مراقبت از خود در بيماران ديابتی، توصيه می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ديابت نوع I، مراقبت از خود</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-356&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينی ميمنت</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001399</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صادقی مقدم حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001400</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محفوظ پور سعاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001401</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>استکی ترانه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001402</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کمالی پرويز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001403</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>سنتز آزمايشگاهی جم فيبروزيل</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: امروزه يکی از عوامل مرگ و مير بيماريهای قلبی- عروقی است که مهم ترين علت آن تصلب شرايين می باشد. از جمله علل شايع در ايجاد تصلب شرايين کشيدن سيگار، استرس، چاقی و بالا بودن چربی خون است. رژيم غذايی و دارويی از روشهای معمول برای کاهش چربی خون می باشد. يکی از مهمترين دسته های دارويی که برای کاهش چربی خون به کار می رود، کلوفيبرات و آنالوگهای آن می باشد. مواد و روشها: تحقيق به روش اکتشافی (Explorative) انجام گرفت. پس از خريد ايزوبوتيريک اسيد، 1 و 3 دی برموپروپان، 2 و 5 دی متيل فنل از شرکت Fluka و ايزوبوتانل، دی اکسان، دی متيل سولفوکسيد، دی ايزوپيل آمين و تتراهيدروفوران از شرکت Merch آزمايشات مورد نظر صورت پذيرفت. يافته ها: جم فيبروزيل با نام شيميايی 5- (2 و 5 دی متيل فنوکسی) 2 و 2 دی پنتانوييک اسيد يک اتر بوده و در اين مطالعه از روش ويليامسون (Willianmon Synthesis) سنتز شد. بازده واکنش 70% وخلوص آن حدود 80% تعيين شد.نتيجه گيری و توصيه ها: روش معرفی شده در اين مقاله در مقايسه با ساير روشها به علت کم بودن مراحل انجام کار، سهولت، مقرون به صرفه بودن از لحاظ مواد اوليه به کار گرفته شده، بازده بهتر (70%)، خلوص مناسب (80%) و توانايی پياده شدن در مقياس های بزرگ تر مناسب ترين روش جهت تهيه جم فيبروزيل می باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>جم فيبروزيل، سنتز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-357&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شاه حسينی ثريا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001405</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>هوشدارتهرانی محمدحسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001406</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حاجی اشرفی آزيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001407</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سليمانی زهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001408</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه اثر قطره گوشی سيپروفلوکساسين و جنتامايسين بر اوتيت چرکی مزمن گوش ميانی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع نسبتا زياد اوتيت مزمن چرکی گوش ميانی، جايگاه درمان مديکال در جلوگيری از پيشرفت بيماری و چگونگی استفاده از درمانهای متفاوت آنتی بيوتيکی موضعی و سيستميک موضوع بحث های فراوان بوده است. لذا به منظور مقايسه اثر دو داروی جنتامايسين موضعی و سيپروفلوکساسين موضعی اين تحقيق بر روی بيماران مبتلا به اوتيت چرکی گوش ميانی مراجعه کننده به بيمارستان لقمان حکيم در سال 1379 انجام شد.مواد و روشها: در اين تحقيق که به روش کارآزمايی بالينی تصادفی دو سوکور انجام گرفت 50 بيمار بطور تصادفی به دو گروه تحت درمان با قطره سيپروفلوکساسين موضعی (0.3%) و قطره جنتامايسين موضعی (3 mg/ml) به مدت 10 روز قرار گرفتند. پاسخ به درمان بر اساس قطع اتوره و عوارض مربوطه با سوال از بيمار در روزهای پنجم و دهم درمان ثبت شده و کشت ميکروبی هوازی قبل و بعد از درمان انجام شد.يافته ها: 10 بيمار به دلايل مختلف از تحقيق حذف شده و بقيه در دو گروه 20 نفری تقسيم شده اند. بيماران به لحاظ سن وجنس مشابه بوده و در هر دو گروه شايع ترين ميکرواورگانيسم های کشت داده شده پسودوموناآئروژينوزا و استافيلوکوک اورئوس بودند. در گروه تحت درمان با قطره جنتامايسين 15 بيمار (75%) پاسخ به درمان داشتند در حاليکه درگروه تحت درمان با قطره سيپروفلوکساسين 19 بيمار (95%) به درمان پاسخ دادند. درطی درمان عارضه خاصی گزارش نشد.نتيجه گيری و توصيه ها: با توجه به تاثير درمانی و عوارض مشابه دو دارو و دردسترس و ارزان بودن قطره جنتامايسين، اين دارو برای درمان اوتيت چرکی مزمن گوش ميانی توصيه شده و بهتر است از سيپروفلوکساسين موضعی برای موارد پيشرفته تر و مقاوم بيماری استفاده شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اوتيت چرکی مزمن گوش ميانی، سيپروفلوکساسين، جنتامايسين</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-358&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خواجوی مهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001410</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش گوش و حلق و بينی، مرکز آمورشی – درمانی لقمان حکيم، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گچکار لطيف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001411</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حشمت پور بهرام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001412</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ميزان استرس در بيماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به مرکز پزشکی لقمان حکيم، 78-1377</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: گزارشهايی مبنی بر وجود عوامل روانی و استرس زا در بيماران مبتلا به آسم که در برابر درمان مقاومت می کنند، مشاهده است. با توجه به عوارض شناخته شده آسم و با عنايت به اين مطلب که در ايران هيچگونه بررسی در اين زمينه صورت نگرفته است، مطالعه حاضر با هدف تعيين ميزان استرس و نقش آنها در بروز، شدت و درمان آسم مداوم، بر روی مراجعين به مرکز پزشکی لقمان حکيم در سالهای 78-1377 انجام گرفت.مواد و روشها: تحقيق به روش توصيفی روی 60 بيمار مبتلا به آسم، که با توجه به نتيجه برونکوسکوپی و اسپيرومتری و معاينه فوق تخصص ريه، تشخيص قطعی آسم مداوم داشته اند، و در برابر درمان دارويی مقاومت نشان می دادند، انجام گرفت. مسايل و مشکلات روانی و وجود شدت استرس در اين بيماران بررسی گرديد.يافته ها: 60 بيمار (شامل 30 زن و 30 مرد) با ميانگين سنی 40.5±13.2 سال و مدت ابتلا 6.2±2.1 سال در اين مطالعه وارد شدند. همه بيماران مبتلا به استرس بودند و 25 درصد آنها استرس «بسيار شديد» داشتند. تحقيق نشان داد با افزايش سن شدت استرس افزايش می يابد (r=0.51).نتيجه گيری و توصيه ها: عوامل زمينه ساز استرس، متفاوت گزارش شده و در مبتلايان به آسم مداوم، مساله استرس می تواند مطرح باشد. تحقيق تحليلی برای تعيين نقش استرس با بروز آسم توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آسم، استرس</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-359&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ظهيرالدين عليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001414</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش روانپزشکی، مرکز آموزشی - درمانی امام حسين، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آگين خسرو</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001415</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ثقه الاسلام طاهره</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001416</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

