<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1381</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2002</year>
	<month>6</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>7</volume>
<number>2</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی 1698 مورد بدخيمی دستگاه تناسلی زنان بيمارستان جرجانی، 77-1351</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: بدخيمی های دستگاه تناسلی زنان طبق آمارهای غربی 12.7% کل بدخيمی ها در زنان را تشکيل می دهد. نظر به نامشخص بودن ميزان شيوع اين بدخيمی ها و بررسی نقش عوامل موثر در آن، اين بررسی روی بيماران مبتلا به سرطان دستگاه تناسلی زنان که در طی سال های 77-1351 به مرکز درمانی راديوتراپی جرجانی مراجعه کرده‌اند، انجام شده است. مواد و روش ها: اين مطالعه به روش بررسی داده های موجود (existing data study) انجام گرفته است.يافته ها: نتايج نشان داد در اين مرکز سرطانهای دستگاه تناسلی زنان 20.25% کل موارد بدخيمی در مراجعين زن را تشکيل می دهد که بعد از سرطان پستان (23.5% موارد) در مقام دوم قرار می گيرد. بر خلاف آمارهای غربی در بين بدخيمی های دستگاه تناسلی زنان، سرطان سرويکس با رقمی حدود 12.2% در مقام اول، سرطان تخمدان با 4.85% در مقام دوم و سرطان رحم با 2.54% در مقام سوم قرار دارند. اين موضوع نمايانگر تاثير عوامل اپيدميولوژيک و منطقه‌ای در بروز اين بدخيم ها می باشد. نتيجه گيری و توصيه ها: با توجه به تفاوت در الگوهای موجود در مورد سرطان های دستگاه های تناسلی زنان، تحقيقات بيشتر در اين راستا کمک کننده خواهد بود</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سرطان، دستگاه تناسلی، زنان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-288&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شهراد بهروز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001160</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش راديوتراپی انکولوژی، مرکز‌ آموزشی درمانی امام حسين، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مرتضوی سيدحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001161</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>امينيان شهرزاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001162</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اپيدميولوژی ليشمانيوز احشايی (کالا آزار) در منطقه کردان از شهرستان ساوجبلاع استان تهران</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: متعاقب تشخيص قطعی ليشمانيوز احشايی در يک قلاده سگ نژاد دابرمن و جداسازی انگل ليشمانيا اينفانتوم از احشاء آن در منطقه کردان واقع در شهرستان ساوجبلاغ در سال 1374، مطالعات گسترده‌ای به منظور تعيين عفونت ليشمانيای احشايی در انسان و مخازن حيوانی (سگ) و نيز صيد پشه خاکی ها و به منظور تعيين گونه ها ( از جمله ناقلين احتمالی)، اکولوژی، فعاليت فصلی و ميزان خونخواری آنها از انسان و حيوانات در منطقه کردان انجام گرديد. مواد و روش ها: در اين مطالعه مقطعی 925 نمونه خون بچه های 10 سال و 21 نمونه خون سگ های منطقه کردان جمع آوری شده به روش های آگلوتيناسيون مستقيم و لاتکس آگلوتيناسيون مورد آزمايش قرار گرفتند. همچنين دراين مطالعه جمعا 2090 عدد پشه خاکی از اماکن داخلی و خارجی منطقه کردان و اغشت صيد گرديدند. يافته ها: يک نفر از بچه های مورد مطالعه به روش سرولوژی فوق مثبت و دارای علايم بالينی ليشمانيوز احشايی بود که تحت درمان اختصاصی با گلوکانتيم قرار گرفته و بهبود يافت. تعداد سه قلاده از سگ های تحت بررسی از نظر سرولوژی فوق مثبت و دارای آنتی بادی اختصاصی بر عليه ليشمانيا با عيارهای بيشتر از 1:320 بودند. همچنين در بين پشه های صيد شده 7 گونه به جنس فلبوتوموس و 2گونه به جنس سرژانتوميا تعلق داشتند. پشه خاکی های غالب در اماکن داخلی و خارجی فلبوتوموس ماژور بودند. در مجموع 356 عدد از پشه خاکی های صيد شده تشريح شدند که در هيچيک پروماستيگوت مشاهده نگرديد. نتيجه گيری وتوصيه ها: در مجموع يک مورد انسان و سه قلاده سگ با استفاده از روشهای سرولوژی مثبت تشخيص داده شدند. کالا آزار در منطقه کردان کرج، اسپوراديک می باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ليشمانيوز احشايی، اپيدميولوژی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-289&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فقيه نائينی فرشته</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001164</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه حشره شناسی پزشکی و مبارزه با ناقلين، دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محب علی مهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001165</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جواديان عزت الدين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001166</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اثر آنتوم در درمان اختلالات ليپيدهای سرم</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع اختلالات ليپيدی و روند رو به افزايش و عوارض شناخته شده آن و مفيدبودن آنتوم در درمان مدل حيوانی آن و به منظور تعيين تاثير آنتوم بر ليپيدهای سرم، اين تحقيق روی مراجعين به کلينيک های داخلی شهرکرد در سال 1378 انجام شد. مواد و روش ها: تحقيق به روش کارآزمايی بالينی و روی 101 فرد مبتلا به هيپرليپيدمی انجام شده شاخص های کلسترول، تری گليسريد،HDL-C تعيين گرديد. بيماران به طور تصادفی به دو گروه آنتوم و دارو نما تقسيم شدند. در گروه اول، آنتوم کارخانه باريج اسانس به مدت 21 روز تجويز گرديد و در گروه شاهد، دارونما به همان ميزان تجويز شد. شاخص های ليپيدی در خاتمه در هر دو گروه مجددا اندازه گيری شده و مورد مقايسه آماری قرار گرفت. يافته ها: از 101 نمونه، 52 نفر در گروه آنتوم و 49 نفر در گروه دارونما قرار گرفتند. گروه ها به لحاظ سن، جنس و شاخص های ليپيدی در شروع مطالعه مشابه بودند. کلسترول در گروه شاهد از 184±36 به 186±32 ميلی گرم در دسی ليتر (NS) و در گروه آنتوم از 193±37 به 171±36 ميلی گرم در دسی ليتر (P&lt;0.001) رسيد. همچنين کاهش معنی داری در سطوح سرمی تری گليسيريد (از 266±85 mg/dl به 226±134 mg/dl، (p&lt;0.001 پس از درمان با آنتوم ديده شد، در حالی که در گروه شاهد چنين تفاوتی مشاهده نشد.نتيجه گيری و توصيه ها: آنتوم موجب کاهش ليپيدهای سرم می شود. با توجه به در دسترس بودن، عدم وجود عارضه و قيمت پايين تجويز آن بعد از انجام مطالعات وسيع تر توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ليپيدهای سرم، هيپرکلسترولمی، هيپرتری گليسريدمی، آنتوم</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-290&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صولتی سيد مهرداد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001168</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اعتمادی آرش</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001169</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صالحی پيام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001170</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>والائی فراز</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001171</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کبيری خداکرم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001172</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001173</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>الياسی حسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001174</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اثر ميدازولام بر ميزان اشباع اکسيژن خون شريانی در آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: يکی از مشکلات آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی اضطراب بيمار از انجام آن است. با توجه به عوارض ترس در فرايند آندوسکوپی و گزارشات متناقض از تاثير ميدازولام بر تغييرات اشباع اکيسژن خون شريانی و به منظور تعيين اثر اين دارو بر ميزان اشباع اکسيژن خون شريانی اين تحقيق در بيمارستان بوعلی در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: اين مطالعه به روش کار‌آزمايی بالينی از نوع دو سوکور با نمونه گيری مستمر بر روی 60 بيمار بدون سابقه قبلی بيماری های قلبی، تنفسی، کليوی، کبدی و عدم مصرف سيگار انجام شد. بيماران به طور تصادفی به گروه مداخله و شاهد (هر يک 30 نفر) تقسيم شدند. 1 دقيقه قبل از آندوسکوپی به گروه شاهد 5 cc سرم فيزيولوژيک وريدی و به گروه مداخله 0.07 mg/kg ميدازولام وريدی تزريق شد. از يک دقيقه قبل از آندوسکوپی تا يک دقيقه پس از اتمام آندوسکوپی به فواصل يک دقيقه ميزان اشباع اکسيژن خون شريانی به وسيله پالس اکسيمتر اندازه‌گيری شد و تغييرات آن بين گروه ها مورد مقايسه قرار گرفت. نتيجه گيری و توصيه ها: تجويز ميدازولام در آندوسکوپی باعث کاهش اشباع اکسيژن خون شريانی نمی شود با اين حل توصيه می شود بيماران در حين آندوسکوپی مانيتورينگ شوند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اشباع اکسيژن خون شريانی، آندوسکوپی، ميدازولام</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-291&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نجاتی هادی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001176</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز آموزشی- درمانی بوعلی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رضوانی حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001177</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سليمانی بهيار</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001178</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز آموزشی- درمانی بوعلی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001179</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اثرات قلبی - عروقی قرص سرماخوردگی بزرگسالان و آنتی هيستامين دکونژستان در بيماران مبتلا به پرفشاری خون</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: مطالعه حاضر کوششی در جهت بررسی اثرات قلبی- عروقی قرص &quot;سرماخوردگی بزرگسالان&quot; و قرص &quot;آنتی هيستامين دکونژستان&quot; که هر دو حاوی عوامل مقلد سمپاتيک هستند در بيماران مبتلا به پرفشاری خون از طريق مقايسه اثر آنها با دارونما و همچنين مقايسه اثرات اين دو دارو با يکديگر می باشد. مواد و روش ها: به 30 نفر داوطلب دارای پرفشاری خون که ميانگين سنی 5.7 ±57.1 سال داشتند، قرص آنتی هيستامين دکونژستان و سرماخوردگی بزرگسالان و دارونمای آنها به صورت متقاطع و يک سوکور با دوره wash out دو هفته‌ای تجويزگرديد. قبل از تجويز و پس از آن در دقايق 10، 20، 30، 60، 120 و 240، چهار پارامتر فشار خون سيستولی (SBP)، فشار خون دياستولی(DBP) ، فشار خون متوسط شريانی (MAP) و نبض يا تعداد ضربان قلب در دقيقه (HR) اندازه گيری شدند. يافته ها: در رابطه با قرص آنتی هيستامين دکونژستان افزايش معنی دار در فشار خون سيستولی نسبت به دارونما در دقايق 30، 60، 120 و 240 پس از تجويز به دست آمد. افزايش معنی دار در فشار خون دياستولی نسبت به دارونما در دقايق 30، 60 و 120 پس از تجويز مشاهده شد. افزايش معنی دار در فشارخون متوسط شريانی نسبت به دارونما در دقايق 30 ،60 ،120و 240 پس از تجويز به دست آمد. کاهش معنی دار در تعداد ضربان قلب، در دقيقه 60پس از تجويز مشاهده شد. اما در مورد قرص سرماخوردگی بزرگسالان اختلاف معنی دار در هيچ يک از زمانها نسبت به دارونما در مورد فشارخون سيستولی، فشارخون دياستولی و فشار خون متوسط شريانی بدست نيامد، تنها در مورد نبض شمارش شده از بيماران در دقيقه 120، کاهش معنی داری نسبت به دارونما گزارش شد. نتيجه گيری و توصيه ها: اين مطالعات نشان داد که جنسيت هيچ تاثيری بر پارامترهای ذکر شده ندارند. نتايج بدست آمده از اين مطالعه به منزله زنگ خطری برای جامعه پزشکی و همچنين بيماران مبتلا به پرفشاری خون در خصوص مصرف داروهايی است که ساليان دراز به عنوان داروهای بی خطر و OTC و حتی با دوز بالا مصرف می شدند. در عين حال می توان برای حل نسبی مشکل يک داروی موثر در سرماخوردگی يعنی قرص سرما خوردگی بزرگسالان را پيشنهاد کرد که هيچگونه اثر افزايشی قابل ملاحظه‌ای بر روی فشار خون بيماران ندارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>پرفشاری خون، فشارخون سيستولی، فشار خون دياستولی، فشار خون متوسط شريانی، ضربان قلب، سرماخوردگی بزرگسالان، آنتی هيستامين دکونژستان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-292&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پوراحمد جلال</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001181</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مرتضوی سيدعليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001182</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>تابنده حسين علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001183</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کريمی فريبا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001184</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>قوام سيدمسعود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001185</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مدنی هايده</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001186</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی بروز اسکار کليه و رابطه ريفلاکس ادراری با آن در کودکان مبتلا به عفونت کليوی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع عفونت ادراری و نقش قابل توجه آن در بروز اسکار کليوی و همچنين رابطه ريفلاکس ادراری با بروز اسکار، اين تحقيق روی کودکان مبتلا به عفونت کليوی مراجعه کننده به بيمارستان های طالقانی و لبافی نژاد در سالهای 77-1376 انجام شد. اهداف تحقيق عبارت بودند از: تعيين ميزان بروز اسکار کليه و رابطه ريفلاکس ادراری با بروز اسکار کليه در عفونت کليوی. مواد و روش ها: بررسی روی 36 کليه انجام گرفت. عفونت کليوی بر اساس داشتن علايم بالينی، کشت مثبت ادرار، اسکن غير طبيعی با Tc99تشخيص داده شد. کودکان دارای آنوماليهای سيستم ادراری و نيز اسکار قبلی از مطالعه حذف شدند. ريفلاکس ادراری بر اساس انجام VCUG (در پسران به روش استاندارد و در دختران به روش راديوايزوتوپ) تشخيص داده شد و بيماران به مدت حداقل 6 ماده مورد پيگيری قرار گرفتند و بروز اسکار در نمونه ها بررسی و ميزان واقعی آن در جامعه برآورد شد. همچنين نقش ريفلاکس ادراری در بروز اسکار تعيين گرديد. يافته ها: از 36 کليه مورد مطالعه در 5 کليه (13.2%) اسکار بروز نمود. 11 کليه بدون ريفلاکس به عنوان گروه شاهد و 25 کليه دارای ريفلاکس ادراری به عنوان گروه مورد در نظر گرفته شدند. اسکار کليه در 9.1% کليه های گروه شاهد و 16% کليه های گروه مورد مشاهده شد. اين اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. درضمن مشاهده گرديد که اسکار کليه در سنين پايين تر شايع تر است. نتيجه گيری و توصيه ها: از آنجا که تشکيل اسکار از عوارض شناخته شده عفونت ادراری و پرفشاری خون و بيماری نهايی کليه از عوارض ديررس تشکيل اسکار هستند، پيشگيری، تشخيص زودرس، درمان مناسب و پيگيری کافی در کودکان مبتلا به عفونت ادراری ضروری است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>عفونت کليوی، کودکان، اسکار، ريفلاکس ادراری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-293&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>قطبی فاطمه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001188</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش اطفال، مرکز آموزشی درمانی طالقانی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001189</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير تکنيک های نوتوانی ريه بر وضعيت بالينی مبتلايان به COPD</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع COPD وعوارض شناخته شده آن و گزارشاتی دال بر موفقيت تکنيک های نوتوانی و به منظور تعيين تاثير اجرای تکنيک های نوتوانی ريه بر وضعيت بالينی بيماران مبتلا بهCOPD ، اين تحقيق در بخش داخلی بيمارستان مسيح دانشوری انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقيق به روش کارآزمايی بالينی از نوع مقايسه قبل و بعد بر روی تعداد 30 بيمار صورت گرفت. بيماران علاوه بر مصرف نکردن دارو، دارای سن بالای 40 سال و عدم ابتلا به ساير بيماريهای ريوی بودند. شاخص های شدت تنگی نفس در حين راه رفتن، بالا رفتن از پله، خم شدن، صحبت کردن، اجابت مزاج، درازکشيدن، غذاخوردن و لباس پوشيدن و نيز شاخص های ABGوPFT به روش نمونه گيری خون شريانی، و اسپيرومتری مورد بررسی قرار گرفتند. اجرای تکنيک ها بعد از بررسی شاخص ها به مدت 10 روز صورت گرفت و بعد از 10 روز مجددا شدت تنگی نفس و شاخص های فوق به ترتيب بررسی و با آماره paried t-test و McNemars مورد قضاوت قرار گرفتند. نتيجه گيری و توصيه ها: اين مطالعه نشان داد که به کارگيری تکنيک های نوتوانی ريه موجب کاهش شدت تنگی نفس و بهبود برخی از شاخص های PFT وABG شده است. در مورد ارزش واقعی نتايج توصيه می شود که مطالعه با حجم نمونه بيشتر صورت گيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بيماری انسدادی مزمن ريه، نوتوانی، تنگی نفس</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-294&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حيدری محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001191</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده پرستاری و مامايی دانشگاه شاهد</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مسجدی محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001192</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>معماريان ربابه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001193</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه پسوريازيس با سطح ليپيدهای سرم</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: پسوريازيس يکی از بيماری های پاپولواسکواموس مزمن پوستی است که از شيوع نسبتا بالايی برخوردار است. گزارش شده است که بيماری های عروق کرونری قلب در اين افراد شايع تر است. يکی از عواملی که در بالا بودن ميزان بيماری های عروق کرونری در اين افراد متحمل می نمود، مساله افزايش ليپيدهای خون در مبتلايان به پسوريازيس بود که در مطالعات پيشين تناقضات زيادی در اين ارتباط گزارش شده است. اين مطالعه به منظور تعيين رابطه بيماری پسوريازيس با افزايش سطح ليپيدهای خون بر روی مبتلايان به اين بيماری و گروه شاهد آنها در بيمارستان بوعلی و لقمان حکيم در سال 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقيق به روش مورد- شاهدی انجام شد. از بين مبتلايان به پسوريازيس افرادی وارد مطالعه شدند که فاقد بيماری هايپرليپيدمی فاميلی، هايپوتيروييدی، سندرم نفروتيک، نارسايی مزمن کليه و بيماری بافت همبند بودند و از داروهای کاهنده چربی خون و نيز استروييد خوراکی، سيکلوسپورين، بتا بلاکر و تيازيد استفاده نمی کردند. افراد گروه شاهد از نظر سن، جنس،Body Mass Index ، فشار خون، ميزان فعاليت روزانه و مصرف سيگار کاملا با گروه مورد همسان شده بودند. از هر کدام از اين افراد پس از 14 ساعت ناشتا بودن خون وريدی گرفته شد و ميزان تری گليسيريد، کلسترول و HDL توسط کيت های آزمايشگاهی رايج سنجيده شد و LDL و VLDL نيز محاسبه گرديد. نتايج با نرم افزار SPSS و آزمون t مورد قضاوت قرار گرفت. يافته ها: تحقيق بر روی 67 بيمار مبتلا به پسوريازيس و نيز 67 فرد سالم به عنوان شاهد انجام شد. 55% نمونه ها مرد و 45% زن بود. ميانگين سنی شرکت کنندگان در طرح 37±17 سال بود، سطح TG، Chol، LDL، HDL و VLDL به ترتيب در گروه مورد 177±188، 201±44، 126±33، 43±11، 31±21 ميلی گرم در دسی ليتر و در گروه شاهد 99±29، 183±42، 103±41، 61±11، 20±6 ميلی گرم در دسی ليتر بود. در تمامی موارد اختلاف ها از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05).نتيجه گيری و توصيه ها: مطالعه نشان داد که سطح سرمی TG، Chol، LDL و VLDL در مبتلايان به پسوريازيس بيشتر و سطح سرمی HDL کمتر است.اين موضوع ممکن است يکی از دلايل بالا بودن شيوع بيماری های عروق کرونر در اين افراد باشد. بنابراين توصيه می شود که به اين افراد هشدارهای لازم جهت کاهش ساير عوامل خطر بيماری های قلب و عروق داده شود و سطح چربی های خون آنها به طور متناوب اندازه‌گيری شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>پسوريازيس، ليپيدهای سرم، بيماريهای قلبي, عروقی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-295&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شهيدی دادرس محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001195</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش پوست، مرکز آموزشی درمانی بوعلی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اميرجوانبخت اميرمجدالدين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001196</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>درويش آرش</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001197</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی مرگ و مير و عوامل مرتبط با آن در اعمال جراحی قلب باز بالغين در بيمارستان شهيد مدرس، 79-1378</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اعمال جراحی قلب در ايران در شرايط و امکاناتی کاملا متفاوت با کشورهای غربی، و در گروه متفاوتی از بيماران صورت می پذيرد. با توجه به اين موضوع و به منظور تعيين شيوع عوارض سعی کرده ايم تا اثر عوامل احتمالی خطرزا در مرگ و مير بيماران عمل شده در بخش جراحی قلب بيمارستان شهيد مدرس را در سال های 79-1378 بررسی نماييم. مواد و روش ها: تحقيق به روش توصيفی و بر روی کليه بيماران بالغ که در بيمارستان شهيد مدرس، در طول پانزده ماه، مورد عمل جراحی قلب قرار گرفتند، انجام گرفت. با استفاده از اطلاعات به دست آمده و به وسيله روش های مناسب آماری، عوامل خطرزای موثر بر مرگ و مير پس از اعمال جراحی قلب، مورد بررسی قرار گرفتند. يافته ها: طی مدت بررسی، 750 بيمار بالغ (472 مرد و 278 زن) تحت عمل جراحی قلب با استفاده از دستگاه قلبی- ريوی قرار گرفتند. ميانگين سنی بيماران 14.4±53 سال بود. مرگ و مير در 5.2% حادث شد. عوامل مرتبط در مرگ و مير عبارت بودند از: سن بالای 60 سال (P&lt;0.02)، عمل جراحی اورژانس(P&lt;0.0001) ، درصد برون دهی قلب در هر ضربان (P&lt;0.4)، جراح انجام دهنده عمل جراحی(P&lt;0.0001) ، و مدت زمان قرار داشتن بيمار بر روی دستگاه قلبی- ريوی مصنوعی(P&lt;0.0003) . جنس، وزن، ميزان سطح بدن، سابقه بيماری ديابت يا پرفشاری خون و مدت زمان بسته بودن ريشه آئورت در موقع عمل جراحی بر ميزان مرگ و مير اثری نداشتند. نتيجه گيری و توصيه ها: ميزان موفقيت و نتايج حاصل از اعمال جراحی قلب باز در اين مرکز قابل قبول می باشد. سن، حجم ضربه‌ای قلب، عمل جراحی اورژانس، جراح انجام دهنده عمل جراحی و مدت زمان قرار داشتن روی دستگاه قلبی- ريوی جزء عوامل موثر بر مرگ و مير می باشند. انجام تحقيق تحليلی در اين زمينه توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>جراحی باز قلب، ريسک فاکتور، مرگ و مير</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-296&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسن تاش سيداحمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001199</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش جراح قلب، مرکز آموزشی درمانی شهيد مدرس دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسين احمدی ضرغام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001200</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صفی آريان رضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001201</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عرب نيا کاظم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001202</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001203</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی موارد اتوپسی و مرگ در بخش جراحی بيمارستان شهيد مدرس، 78-1369</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: تا کنون ارايه گزارشی دقيق از ميزان مرگ و خطاهای احتمالی انجام گرفته به صورت طبقه بندی شده و علنی در سطح بخشهای جراحی کشور معمول نبوده و تداوم اين امر موجب استمرار خطاها، افزايش احتمالی مرگ و مير، استرس و فشار فزاينده روی کادر پزشکی، سلب اعتماد بيماران و بسياری از عوارض ديگر می شود. در اين بين انجام اتوپسی به عنوان قطعی ترين وسيله تشخيصی و بهره‌گيری از نتايج آن جهت درک علت مرگ و ارتقای سطح علمی و آموزشی جايگاهی غير قابل انکار دارد. در اين مقاله با ديدی منتقدانه موارد مرگ، ميزان اتوپسی از خطاهای احتمالی در بخش جراحی بيمارستان شهيد مدرس در فاصله سالهای 1369 تا 1378 مورد بررسی قرار گرفته است. مواد و روش ها: تحقيق به روش مطالعه داده های موجود بر روی کليه بيماران بستری شده در بخش جراحی بيمارستان شهيد مدرس انجام گرفت. کليه اطلاعات از روی دفاتر ثبت بيمارستانی جمع آوری گرديد. با استفاده از استاندارد Gordon علت مرگ بيماران به پنج دستهError in Judgement (EJ) ، Error in Diagnosis (ED)، Error in Technique (ET)، Erroe in Management (EM) و Patients' Disease تقسيم بندی و ارايه شد. يافته ها: در مدت مورد مطالعه 14041 بيمار بستری شدند که 12441 آنها (88.6%) تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در اين مدت 488مورد مرگ (3.4% کل بيماران بستری شده) اتفاق افتاده و 390 مورد اتوپسی انجام گرفته است ميزان خطاها به ترتيب(%14.5) EM ، (%11.6) EJ، (%10.6) ET، (%7.2) ED بوده است. فوت 59.6% بيماران فقط به علت بيماری اصلی شان (PD) بوده است. در مقايسه با کل موارد خطاهای بررسی شده، تنها ميزان ED نسبت به ساير خطاها از کاهش آماری معنی داری برخوردار بود(P&lt;0.266) .نتيجه گيری و توصيه ها: آمار ده ساله بخش جراحی بيمارستان شهيد مدرس آماری قابل توجه و منحصر به فرد می باشد که نشان دهنده يک کار عظيم آموزشی است. از آنجايی که مشابه چنين گزارشهايی به اين شکل در کشور در دسترس نمی باشد، به نظر می رسد با گسترش انجام چنين مطالعاتی در تمام بخشها می توان ضمن ارايه دقيقی از کارکرد بخش ها، در ارتقای سطح آموزشی بخشها نيز از آن بهره برد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>جراحی، مرگ، اتوپسی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-297&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پيرموذن نورالدين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001205</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش جراحی، مرکز آموزشی درمانی شهيد مدرس دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آرامی سيامک</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001206</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سعيدی فرخ</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001207</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی موارد سندرم هموليتيک اورميک کودکان در بيماستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شيراز، 77-1367</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: در اکثر نقاط دنيا از سندرم هموليتيک اورميک به عنوان شايع ترين علت نارسايی حاد کليه در شيرخواران و کودکان کوچک نام برده می شود. در کشور ما با وجود شيوع بيماری در کودکان، مطالعات چندانی در مورد آن صورت نگرفته است و آمار دقيقی موجود نمی باشد. لذا به منظور تعيين موارد سندرم هموليتيک اورميک در کودکان ،اين تحقيق روی مراجعين به بيمارستانهای آموزشی شيراز طی سالهای 77-1367 انجام گرفت. مواد و روش ها: اين تحقيق به روش مطالعه داده های موجود بر روی پرونده 80 کودک که با تشخيص سندرم هموليتيک اورميک در بيمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شيراز بستری بوده‌اند، انجام شده است. اطلاعات مربوط به علايم بالينی، يافته های آزمايشگاهی، درمان، عوارض و پيش آگهی بيماران از پرونده ها استخراج و مورد ارزيابی آماری قرار گرفت. يافته ها: سن کودکان بين سه ماه تا 14 سال (ميانگين 2.29±2.38 سال) بود. 45 نفر پسر و 35 نفر دختر بودند. 74 نفر مبتلا به نوع کلاسيک بيماری (بيماری به دنبال اسهال) و 6 نفر (7.5%) مبتلا به نوع غير کلاسيک بيماری بودند. رنگ پريدگی در 100%، کاهش و يا قطع جريان ادرار در 70% کاهش سطح هوشياری در 35% و تشنج در 24% بيماران گزارش شد. طول مدت اسهال تا بروز علايم بالينی بطور متوسط 6.5 روز بوده است. ساير يافته های بالينی و آزمايشگاهی در زمان مراجعه عبارت بودند از: پتشی و پورپورا (11%)، يرقان (4%)، افزايش فشارخون (16%) کم خونی (100%)، افزايش اوره و کراتينن (100%)، کاهش پلاکت ها (87.5%)، لکوستيوز (59%)، هيپوناترمی(52.5%) ، هيپوکالمی (65%)، هيپرکالمی (14%)، کاهش آلبومين (70%) و افزايش آنزيم های کبدی(14%) . تمام کودکان بين 14-1 بار پلاسمای تازه منجمد شده دريافت نموده بودند و 70% کودکانبه طور متوسط 6.4 روز دياليز شده بودند. کولونوسکوپی در 6 کودک با اسهال طولانی به نفع کوليت با غشای کاذب بوده است. دو کودک مبتلا به گانگرن روده، 9 کودک درجاتی از نارسايی کليوی، يک کودک وابسته به دياليز و 6 کودک جهت کنترل فشارخون نياز به دارو داشته‌اند، ميزان مرگ و مير 15% بوده و اسهال طولانی، کاهش يا فقدان ادرار و نياز به دياليز عوامل موثر در آن گزارش شدند. نتيجه گيری و توصيه ها: سندرم هموليتيک اورميک از بيماری های مهم طب کودکان می باشد که متاسفانه می تواند عوارض شديد و مهلکی را در پی داشته باشد. علايم بالينی و آزمايشگاهی و عواقب اين بيماری در مطالعه ما با ساير مطالعات در کشورهای ديگر همخوانی دارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سندرم هموليتيک اورميک، نارسايی حاد کليه، تظاهرات بالينی، عوارض، کودکان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-298&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>درخشان علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001209</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش اطفال، مرکز آموزشی درمانی نمازی، دانشگاه علوم پزشکی شيراز</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محکم معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001210</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>برونکوسکوپی و درمان اضطراری در تنگی شديد داخل تراشه</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: تومورهای تراشه و ضايعات غير تومورال تراشه و حنجره می توانند به تدريج باعث مسدود شدن قسمت عمده ای از تراشه شوند. اين تنگی ها که به مرور زمان شديدتر خواهند شد، در ابتدا فاقد علايم واضح هستند. اين مطالعه با هدف تعيين راهکارهای درمان اين ضايعات، در فاصله سالهای 78-1373در بيمارستانهای مسيح دانشوری و شهيد مدرس صورت گرفت. مواد و روش ها: تعداد 151 بيمار مبتلا به تنگی های تراشه و يا ناحيه ساب گلوت حنجره تحت بيهوشی عمومی و بدون استفاده از داروهای شل کننده عضلات و يا داروهای تضعيف کننده سيستم تنفسی، برونکوسکوپی rigid شده و تنگی مجرای هوايی در آنها ديلاته شد. اساس کار بيهوشی استفاده از استنشاق هالوتان با يا بدون بلوک موضعی شاخه داخلی عصب حنجره‌ای فوقانی بود. يافته ها: در همه بيماران ارزيابی برونکوسکوپيک مفيد و قانع کننده بود. 80 بيمار قبل از بيهوشی ديسترس تنفسی شديد داشتند. در 77 نفر ديلاتاسيون به نحو موثری انجام شد و تنگی نفس آنها تسکين پيدا کرد. 8 نفر بعد از ديلاتاسيون باز هم در اتاق ريکاوری دچار ديسترس تنفسی بودند که با گذاشتن موقت لوله اندوتراکئال به مدت 4-1 روز درمان شدند. 3 نفر از بيماران حين برونکوسکوپی دچار هيپوکسمی شديد شدند که هر سه نفر آنها در همان جلسه تحت عمل جراحی برداشتن ناحيه تنگ شده تراشه و پيوند مجدد دو سر تراشه قرار گرفتند. از اين سه نفر، دو نفر بهبودی کامل پيدا کردند ولی يک نفر از آنها دچار مرگ مغزی شد و بعد از سه هفته فوت کرد. 71بيمار قبل از عمل ديسترس تنفسی خفيف يا متوسط داشتند. همه آنها با موفقيت برونکوسکوپی شده و تنگی های تراشه يا حنجره ديلاته شد. عوارض قلبی در هيچ بيماری ديده نشد. 5 بيمار دچار افزايش ترشحات برونشی بعد از عمل شدند که با درمان آنتی بيوتيکی بهبودی پيدا کردند. نتيجه گيری و توصيه ها: انجام برونکوسکوپی و ديلاتاسيون در بيماران مبتلا به تنگی تراشه و حنجره از ويژگی های تکنيکی خاصی چه در زمينه بيهوش کردن بيمار و چه در زمينه روش برونکوسکوپی و ديلاتاسيون، برخوردار است. با توجه به اين ويژگی های تکنيکی، می توان اين بيماران را با اطمينان خاطر بيهوش کرده و برونکوسکوپی و ديلاتاسيون تنگی را انجام داد. استفاده نکردن از روش مناسب بيهوشی و برونکوسکوپی می تواند خطرات جدی و حتی مرگباری برای بيمار داشته باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تنگی، تراشه، برونکوسکوپی، ديلاتاسيون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-299&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عباسی دزفولی عزيزاله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001212</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رادپی بديع الزمان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001213</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دبير شيده</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001214</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شادمهر محمدبهگام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001215</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عرب مهرداد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001216</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بيرشک گيتی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001217</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جواهرزاده مجتبی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001218</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کشوفی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001219</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>دوختن يا ندوختن عضله پلاتيسما در جراحی های تيروييد</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: جراحی تيروييد جزء اعمال جراحی شايع در سرو گردن می باشد که بيشتر در خانم ها انجام می گيرد. در بعضی مطالعات ندوختن عضله پلاتيسما نتايج زيبايی بهتری به همراه داشته است. با توجه به اينکه در اکثر مراکز درمانی در کشور ما، عضله پلاتيسما و بعضی اوقات زير جلد نيز دوخته می شود،در اين تحقيق می خواهيم اثر دوختن و ندوختن عضله پلاتيسما را در ترميم نهايی خط انسزيون بررسی نماييم. مواد و روش ها: اين کارآزمايی بالينی روی 60 بيمار که به طور تصادفی به دو گروه تقسيم شده بودند، صورت گرفت. در اعمال جراحی تيروييدکتومی که در روزهای فرد انجام می شد، عضله پلاتيسما دوخته نشد (گروه تجربی) ولی در روزهای زوج در چنين اعمالی عضله دوخته می شد (گروه کنترل). در افرادی که عضله دوخته می شد با استفاده از نخ قابل جذب (کروميک 30) بخيه زده می شد. يافته ها: 60 بيمار در اين مطالعه وارد شدند که به طور تصادفی به دو گروه مساوی کنترل و تجربی تقسيم شدند. در گروه کنترل 8 مرد و 22 زن بودند که ميانگين سنی آنها 42.3 سال بود. در گروه تجربی 9 مرد و 21 زن با ميانگين سنی 35.9 سال قرار داشتند. اسکار در بيماران گروه تجربی در 60% موارد خوب و در 40% عالی بود؛ حال آنکه در گروه کنترل، اسکار در 80% موارد خوب و در 20% موارد عالی بود. بين دو گروه از نظر نوع اسکار ايجاد شده اختلاف آماری معنی داری يافت نشد. نتيجه گيری و توصيه ها: اسکار ايجاد شده ناشی از عمل تيروييدکتومی در صورتی که عضله پلاتيسما دوخته نشود با مواردی که دوخته شده تفاوتی ندارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>عضله پلاتيسما، تيروييد کتومی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-300&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>موسوی سيدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001221</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش جراحی، مرکز آموزشی درمانی شهدای تجريش، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>سرعت انحلال و پايداری فيزيکی سيستم همرسوبی ايندومتاسين - پوويدون</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: سيستمهای پراکنده جامد به منظور افزايش سرعت انحلال داروهای کم محلول در سال 1961 ابداع گرديد. در اين مطالعه سرعت انحلال، نحوه پراکندگی و پايداری فيزيکی ايندومتاسين در همرسوبی با پوويدون بررسی گرديد. مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربی، به منظور تعيين نوع پراکندگی و بررسی علت افزايش سرعت انحلال ايندومتاسين در همرسوبی، آزمايشات ذيل به عمل آمد: 1- بررسی سرعت انحلال مخلوطهای مکانيکی و نمونه های همرسوبی با درصد ايندومتاسين يکسان، 2- مطالعه سرعت انحلال همزمان ايندومتاسين و پوويدون، 3-بررسی روند انحلال با استفاده از تصاوير ميکروسکوپی 4-تعيين حلاليت ايندومتاسين در غلظتهای مختلف پوويدون و 5- بررسی پراکندگی ذرات در همرسوبی با ميکروسکوپ الکترونی. يافته ها: در اين تحقيق مشاهده شد، سرعت انحلال ايندومتاسين تابع وزن مولکولی پوويدون و درصد وزنی داروی پراکنده شده در سيستم می باشد. به طوری که، سرعت انحلال نمونه هايی که دارای پوويدون با وزن مولکولی پايين هستند تقريبا 10 برابر سرعت انحلال نمونه هايی با وزن مولکولی بالا است. همچنين سرعت انحلال در نمونه های حاوی در صد کم دارو به 110 برابر سرعت انحلال نمونه هايی که دارای درصد بالايی از ايندومتاسين هستند، می رسد. نتيجه گيری و توصيه ها: نتايج حاصل از اين مطالعه پراکندگی مولکولی يا کلوييدی ايندومتاسين را در غلظت های کمتر از 13.5% تاييد می نمايند. مطالعه پايداری نمونه های هم رسوبی در رطوبت های نسبی مختلف نشان می دهد که سيستم در رطوبت نسبی 60% به دليل پديده شبه sdting-out بسيار ناپايدار می باشد، ولی در رطوبت های بالاتر از 70% به دليل کاهش شديد دمای گذار شيشه، ويسکوزيته پليمر و همچنين نقش پلاستی سايزری آب در پليمر سرعت انحلال نمونه ها افزايش می يابد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سيستم هم رسوبی شيشه، هم رسوبی ايندومتاسين، پوويدون، مکانيسم انحلال، پايداری فيزيکی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-301&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خليلی نعمان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001223</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رضايی مکرم علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001224</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه تاثير دو حشره کش گروه تنظيم کننده رشد حشرات در آنوفل استفنسی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: مالاريا از مهمترين بيماريهای انگلی در مناطق گرمسيری جهان می باشد.اين بيماری مساله درجه يک بهداشتی مناطق جنوب و جنوب شرقی ايران بوده که سالانه 80 % موارد اين بيماری در کشور از اين مناطق گزارش می شود. با توجه به کاربرد وسيع حشره کشها در کنترل آنوفلهای ناقل مالاريا و بروز و گسترش مقاومت ناقلين به آنها و نيز آلودگی های زيست محيطی ناشی از مصرف بی رويه اين ترکيبات شيميايی، لزوم کاربرد روشهای ديگر از جمله استفاده از ترکيبات شيميايی کم خطر احساس می گردد. از ميان ترکيبات مختلف موجود در برنامه کنترل ناقلين، حشره کشهای گروه تنظيم کننده رشد حشرات، پتانسيل خوبی را جهت کنترل پشه ها نشان داده‌اند.مواد و روش ها: پژوهش حاضر جهت مقايسه قدرت لاروکشی و در صد جلوگيری از ظهور بالغين دو ترکيب ديفلوبنزورون (ديميلين) و متوپون (آلتوسيد) در آزمايشگاه دانشکده بهداشت صورت گرفته است. آزمايشات به روش استاندارد سازمان بهداشت جهانی برای آی جی آرها(I.G.Rs) به صورت مکرر و در حضور شاهد انجام يافته و نتايج مرگ و مير در هر آزمايش به صورت دو پارامتر مرگ و ميرلاروی و درصد ظهور بالغين جمع آوری شده و توسط آناليز واريانس تجزيه و تحليل گرديده است. يافته ها: اين نتايج نشان می دهد که بين درصد ظهور آنوفلهای بالغ در دو حشره کش اختلاف معنی داری وجود ندارد، ولی در ميزان مرگ و مير مراحل مختلف لاروی اختلاف معنی داری مشاهده شده است(P&lt;0.05) .نتيجه گيری و توصيه ها: هر دو I.G.R مطالعه شده پتانسيل خوبی برای استفاده عليه مراحل نابالغ پشه ها نشان می دهند اين در حاليست که ديفلوبنزورون مرگ و مير بيشتری را در مرحله لاروی ايجاد می کند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آنوفل استفنسی، I.G.R متوپرن، ديفلوبنزورون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-302&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مهرپويان پيمان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>190031947532846001226</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

