<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1384</year>
	<month>6</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2005</year>
	<month>9</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>10</volume>
<number>5</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>اثر تحريک عمقی تالاموس بر دقت و صحت هدف يابی دست بيماران مبتلا به اسکلروز متعدد با استفاده از سيستم تصوير برداری ويديويی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ميزان تاثير تحريک عمقی تالاموس بر توانايی بيماران مبتلا به اسکلروز متعدد در رساندن دست ها به موقعيتی معين هنوز در پرده ابهام است. اين مطالعه به منظور تعيين دقت و صحت هدف يابی دست 6 فرد سالم و 7 بيمار مبتلا به اسکلروز متعدد که از تحريک عمقی تالاموس استفاده می کنند، انجام گرفت.مواد و روش ها: نشانگرهای مادون قرمز بر روی نوک انگشت اشاره هر دو دست چپ و راست افراد نصب می شد. حرکت متناوب دست از چانه به سمت هدف، که يک مانور معمول بالينی است، توسط هر فرد سه مرتبه انجام می شد. هدف نشانگری ثابت در ارتفاع چانه و در فاصله 25 سانتيمتری بيمار بود. بيماران اين آزمايش را در دوحالت، با محرک روشن و با محرک خاموش، انجام دادند. يک سيستم تصوير برداری ويديويی موقعيت فضايی نشانگر را در حين انجام آزمايش به مدت 15 ثانيه با فرکانس 100 هرتز ثبت می کرد. ميانگين و انحراف معيار موقعيت نشانگر نسبت به هدف در نزديکی هدف به ترتيب به عنوان شاخص دقت و صحت هدف يابی دست محاسبه شدند.يافته ها: مقدار متوسط هر دو شاخص در بيماران بيش تر از افراد سالم بود (p&lt;0.05) که بيان گر دقت و صحت کم تر حرکت دست بيماران است. همچنين آشکار شد که روشن کردن محرک در برخی بيماران باعث افزايش شاخص ها اما در مجموع موجب کاهش قابل توجه مقدار متوسط هر دو شاخص می شود (p&lt;0.05) که نشان دهنده دقت و صحت حرکت در صورت استفاده از تحريک عمقی تالاموس است.نتيجه گيری: تحريک عمقی تالاموس روش درمانی موثری در جهت بهبود دقت و صحت هدف يابی دست بيماران مبتلا به اسکلروز متعدد است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اسکلروز متعدد، تحريک عمقی تالاموس، حرکت معطوف به هدف، سيستم های تصويربرداری ويديويی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-15&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>استکی علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460063</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، اوين، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، گروه مهندسی فيزيک پزشکی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>هاجسون تنی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460064</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اختلال حرکات چشم در گروهی از بيماران روانپزشکی مراجعه کننده به مطب خصوصی در سال 1383</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اختلالات ظريف در حرکات چشم در اثر درگيری دستگاه عصبی يکی از مباحث مهم در اختلالات روانپزشکی از جمله اسکيزوفرنی است. اين مطالعه با هدف بررسی وجود اختلال حرکات چشم در گروهی از بيماران روانپزشکی انجام شده است.مواد و روش ها: نوع بررسی توصيفی، نمونه گيری از نوع در دسترس و جامعه مورد بررسی مشتمل بر چهار گروه 30 نفری (120 نفر، 81 زن و 39 مرد) شامل بيماران سايکوتيک، افسرده اساسی، وسواسی- جبری (مراجعه کننده به مطب خصوصی) و افراد بهنجار بود. حرکات پرسوت و ساکاد در اين افراد با استفاده از آزمون NSUCO توسط اپتومتريست بررسی و با استفاده از مقياس درجه بندی نمره گذاری شد. جهت بررسی آماری از نرم افزار SPSS ويرايش دهم و آزمون مجذور کای و تی، با قبول سطح اطمينان 95 درصد، استفاده گرديد.يافته ها: ميانگين سنی جمعيت مورد بررسی 30.34 (انحراف معيار=9.04) بود. رابطه معنی داری بين جنس، سن و اختلال حرکات چشم به دست نيامد. چهار گروه مورد مطالعه از نظر ميزان اختلال حرکات چشم به نحو معنی داری از يکديگر متفاوت بودند (p&lt;0.0001). مقايسه گروههای مورد مطالعه نشان داد که بيماران افسرده با افراد سالم و بيماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری از نظر ميزان اختلال در حرکات چشم اختلاف معنی داری ندارند. افراد سالم با بيماران مبتلا به اختلال وسواسی- جبری (p&lt;0.007)، افراد سايکوتيک (p&lt;0.0001) از نظر اختلال در حرکات چشم اختلاف معنی داری داشتند. علاوه بر اين، بيماران سايکوتيک در مقايسه با مبتلايان به اختلال وسواسی- جبری (p&lt;0.002) و افسرده (p&lt;0.0001) از نظر اختلال در حرکات چشم به نحو معنی داری از يکديگر متفاوت بودند.نتيجه گيری: تحليل داده های فوق نشان می دهد که بين اختلال حرکات چشم و متغير سن و جنس رابطه ای وجود ندارد. معنی دار بودن اختلال حرکات چشم در جمعيت مورد بررسی نشان دهنده اين مطلب است که اختلال فوق الزاما منحصر به سايکوز نيست و در ساير اختلالات روانپزشکی هم ديده می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بيماران روانپزشکی، پرسوت، ساکاد، آزمون NSUCO</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-16&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ديباج نيا پروين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460066</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان دماوند، مقابل بيمارستان بوعلی، خيابان شهيد بخشی فرد، دانشکده توانبخشی، دانشگاه شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آقازاده اميری محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460067</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير آموزش و اطلاع رسانی قبل از عمل جراحی در ميزان تنيدگی تهويه مکانيکی و جداسازی از دستگاه در بيماران تحت CABG بيمارستان های منتخب شهر تبريز درسال 1383</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: بيماری های قلبی از جمله شايع ترين و خطرناک ترين بيماری هايی است که زندگی بشر را تهديد می کند. تحقيقات حاکی از آن است که آموزش قبل از عمل روشی موثر جهت کاهش نگرانی ها و تنيدگی ها و اضطراب بيمار به شمار می آيد. به منظور تعيين تاثير آموزش و اطلاع رسانی قبل از عمل در کاهش ميزان تنيدگی تهويه مکانيکی و جداسازی از آن در بيماران جراحی قلب بخش مراقبت ويژه، اين تحقيق در سال 1383 در بيمارستان های منتخب شهر تبريز بر روی بيمارانی که برای اولين بار تحت عمل جراحی پيوند عروق کرونر قرار می گرفتند و به مدت 24-6 ساعت پس از عمل تحت تهويه مکانيکی قرار می گرفتند و سپس از آن جدا می شدند، انجام گرفت.مواد و روش ها: اين کار آزمايی بالينی بر روی 80 نفر (دو گروه 40 نفری) انجام شد. جهت اندازه گيری ميزان تنيدگی تهويه مکانيکی و جداسازی از آن از 4 پرسشنامه استفاده شد. 1- پرسشنامه مشخصات فردی 2- پرسشنامه سنجش اضطراب صفتی – حالتی اشپيل برگر (STAI) 3- پرسشنامه سنجش خلق منفی واتسون (PANAS-NA) 4- پرسشنامه ارتباط آسان منزل که در دو مرحله قبل از عمل و آموزش و بعد از عمل و آموزش مورد استفاده قرار گرفتند و نتايج دو مرحله با هم مقايسه شدند. هر دو گروه در مرحله قبل از عمل، آموزش معمول را دريافت کردند. در گروه شاهد مداخله ای نشد ولی گروه تجربه علاوه بر دريافت آموزش معمول، آموزش ويژه قبل از عمل و اطلاع رسانی درباره تهويه مکانيکی و جداسازی از آن به همراه يک بازديد از بخش مراقبت ويژه قلب و آشنايی با بخش و وسايل مورد استفاده برای بيمار توسط پژوهشگر را دريافت کردند و جزوه آموزشی تهيه شده توسط پژوهشگر در اختيار بيماران گروه تجربه قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای، تی مزدوج تی و قبول خطای نوع اول در حد 5 درصد مورد تجربه و تحليل قرار گرفت.يافته ها: تحقيق نشان داد که در گروه تجربه، اضطراب حالتی، خلق منفی، مشکلات برقراری ارتباط ضمن تهويه مکانيکی و جداسازی از آن به طور معنی داری کاهش يافته است (p&lt;0.0001)، در حالی که در گروه شاهد تفاوت معنی دار مشاهده نشد يا اين که تفاوت معنی دار در جهت افزايش اضطراب حالتی، خلق منفی و مشکلات برقراری ارتباط بود. در بررسی ميزان مصرف مسکن و آرام بخش ضمن تهويه مکانيکی و جداسازی از آن و همچنين طول مدت لوله گذاری، با وجود کاهش مصرف مسکن و آرام بخش و کاهش طول مدت آن در گروه تجربه، تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد.نتيجه گيری: يافته های اين پژوهش گويای آن بود که آموزش و اطلاع رسانی قبل از عمل در رابطه با تهويه مکانيکی و جداسازی از آن، ميزان اضطراب حالتی، خلق منفی و مشکلات برقراری ارتباط را ضمن تهويه مکانيکی و جداسازی از آن کاهش می دهد. همچنين باعث کاهش مصرف مسکن و آرام بخش ضمن تهويه مکانيکی و جداسازی از آن می شود و طول مدت لوله گذاری را کاهش می دهد. در نهايت باعث کاهش استرس و تنيدگی بيمار ضمن استفاده از تهويه مکانيکی و جداسازی از آن می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آموزش قبل از عمل جراحی، جراحی قلب، تهويه مکانيکی و جداسازی، تنيدگی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-17&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صفوی محبوبه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460069</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران خيابان شريعتی، زرگنده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محمودی محمود</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460070</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صدرالدينی مينا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460071</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير انفوزيون زير جلدی بوپيواکايين بر ميزان درد بعد از عمل سزارين</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف : با توجه به اهميت کنترل درد در دوره بعد از عمل جراحی، تجويز مسکن ها با بهبود درد بيماران باعث کاهش عوارض بعد از عمل می شود. اين تحقيق به منظور ارزيابی اثر بخشی انفوزيون زير جلدی بوپيواکايين در کنترل درد بعد از عمل سزارين بيماران بستری در بيمارستان مهديه طی سالهای 1383-1382 انجام گرفت.مواد و روش ها: تحقيق به روش کار آزمايی بالينی شاهد دار تصادفی و به صورت دو سو بی خبر بر روی 60 مادر باردار که کانديد عمل سزارين سگمان تحتانی بی حسی اسپاينال با برش پوستی فان اشتيل بودند، صورت گرفت. نمونه ها به طور تصادفی در دو گروه مورد (30نفر) و شاهد (30نفر) قرار گرفتند. بعد از عمل کاتتر متصل به پمپ انفوزيون روی فاسيا قرار داده شد و اين سيستم با حجم مساوی از بوپيواکايين 0.25 درصد و يا آب مقطر پرشد. بيماران از نظر ميزان درد بر اساس مقياس بصری درد و ميزان نياز به مورفين در فواصل زمانی 12.6 و 24 ساعت بعد از عمل مورد ارزيابی قرار گرفتند. همچنين زمان راه افتادن و طول مدت بستری در بيمارستان و رضايت بيماران از بهبودی درد بعد از عمل ثبت شد.يافته ها: دو گروه از نظر جمعيت شناختی مشابه بودند. از لحاظ ميزان درد بعد از عمل در گروه مورد نسبت به گروه شاهد در تمام فواصل زمانی کاهش قابل توجهی مشاهده شد و شدت درد در گروه مورد در حد خفيف تا متوسط و در دو گروه شاهد در حد متوسط تا شديد بود و بين دو گروه تفاوت معنی داری وجود داشت (p&lt;0.001). ميزان مورفين مصرفی در طی 24 ساعت بعد از عمل در گروه مورد (2.5±2.5 ميليگرم) به طور قابل توجهی کمتر از گروه شاهد (2.7±7.3 ميليگرم) بود (p&lt;0.001). بيشتر بيماران در گروه مورد نسبت به شاهد رضايت از بهبود درد بعد از عمل را به صورت خوب يا عالی ذکر کردند (94% در مقابل 46%) و زمان راه افتادن آنان زودتر بود (5±11 ساعت در مقابل 4±16ساعت) (p&lt;0.01). در مورد طول مدت بستری بعد از عمل اختلاف معنی داری بين دو گروه ديده نشد.نتيجه گيری: انفوزيون زير جلدی بوپيواکايين از طريق پمپ الکترونيکی تحت کنترل بيمار درمان موثر و بدون عارضه است و باعث تداوم بهبود درد بيماران و کاهش نياز به تجويز مخدر بعد از عمل سزارين می شود. با توجه به دخيل بودن عوامل متعدد بر شدت و کيفيت درد بعد از عمل انجام تحقيقات بيشتر در اين خصوص توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کنترل درد بعد از عمل، عمل سزارين، بوپيواکايين</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-18&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صالح پور ساغر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460073</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان ولنجک، مرکز آموزشی درمانی طالقانی، مرکز تحقيقات ناباروری، گروه زنان و زايمان، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>علوی آذين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460074</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير عمل ليزيک بر نتايج اتورفراکتومتری</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اين تحقيق با توجه به روند رو به افزايش عمل ليزيک و اهميت اتورفراکتومتر بعد از ليزيک و مشاهده بعضی تغييرات در نتايج عينی و ذهنی پس از عمل در بيمارستان بقيه اله صورت گرفت.مواد و روش ها: تحقيق با طراحی کارآزمايی بالينی از نوع مقايسه قبل و بعد روی 55 بيمار و تعداد 110 چشم انجام گرفت. بيماران بيش از 18 سال سن داشتند و فاقد بيماری چشمی و سيستميک بودند. قبل از عمل جراحی معاينات کامل چشمی، مشورت با بيمار و توضيح مزايا و معايب ناشی از عمل صورت گرفت. رفراکشن عينی با دستگاه اتورفراکتومتر و رفراکشن مانيفست توسط اپتومتريست و همچنين کراتومتری و توپوگرافی انجام گرديد. قبل از انجام تحقيقات دستگاه اتورفراکتورTOPCON RMA 2300 کاليبره و مطابق استاندارد ميانگين به صورت کامپيوتری ثبت می شد و پس از انجام ليزيک، روز بعد از عمل مجددا بيماران از لحاظ رفراکشن و V/A بررسی می شدند. در تمام موارد مقدار سيلندر کمتر از مقدار اسفر بود. تمام اعمال جراحی توسط يک جراح و يک دستگاه صورت پذيرفت. وضعيت رفراکشن توسط اپتومتريستی صورت می گرفت که از اين مطالعه بی خبر بود. مقادير رفراکشن قبل و بعد از عمل اين افراد با آماره مان- ويتنی مورد قضاوت آماری قرار گرفت.يافته ها: از بين 110 چشم بيمار تحت عمل ليزيک 55 چشم مربوط به سمت راست، 55 چشم مربوط به سمت چپ بود. ضمنا 40 مورد مربوط به زن (36.4%) و 70 مورد مربوط به مردها (63.6%) و محدوده سنی بيماران 8±31.2 بود. ميزان اتورفراکتومتری قبل و بعد از عمل به ترتيب 2.93±6.76- و 1.59±1.66- بود. اين ميزان در رفراکشن مانيفيست به ترتيب عبارت بود از 3.76±6.008- و 1.26±0.63. در ميزان رفراکشن عينی و ذهنی در مقادير اسفريک و سيلندريک قبل از عمل تفاوت معنی داری وجود نداشت (p&lt;0.04). ميزان رفراکشن عينی و ذهنی در مقادير اسفريک و سيلندريک بعد از عمل تفاوت معنی داری نسبت به قبل از عمل داشت (p&lt;0.000).نتيجه گيری: به نظر می رسد که بعد از عمل ليزيک نتايج ذهنی قابل اعتمادتر از نتايج عينی است. لذا به کارگيری اين روش توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ليزيک، رفراکشن، اتورفراکتومتری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-19&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رياضی عباس</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460076</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه علوم پزشکی بقيه اله، دانشکده پزشکی، گروه فيزيولوژی و بيوفيزيک</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نادری مصطفی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460077</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جديدی خسرو</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460078</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خسروی بهرام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460079</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی شيوع علايم افسردگی و عوامل مرتبط با آن به دنبال اولين سکته قلبی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: شيوع بالای سکته قلبی و پايين آمدن سن بروز آن لزوم بررسی و شناسايی عوارض و عوامل افزايش دهنده مرگ و مير به دنبال سکته قلبی را نشان می دهد. از جمله اين عوارض افسردگی به دنبال سکته قلبی است که مستقل از ساير عوامل خطرزا و شدت بيماری عروق کرونری موجب افزايش ناتوانی و مرگ و مير می شود. لذا به منظور تعيين شيوع علايم افسردگی و عوامل مرتبط با آن، اين تحقيق در بيمارانی که برای اولين بار دچار سکته قلبی شده اند انجام گرفته است.مواد و روش ها: تحقيق بر روی 15 بيمار دچار سکته قلبی بار اول، 48 ساعت پس از وقوع آن انجام شده است. پرسشنامه افسردگی يک در روزهای دوم و ششم پس از حمله قلبی تکميل شد. بيمارانی که سابقه بيماری روانپزشکی در خود يا خانواده شان و سابقه بيماری شديد جسمی داشته اند، از مطالعه خارج شدند. عوامل مرتبط شامل سن، جنس، نوع سکته و موج Q در الکتروکارديوگرام بيماران بوده است. داده های پژوهش به کمک آزمون مجذور کای مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.يافته ها: در اين پژوهش شيوع علايم افسردگی در 48 ساعت بعد از سکته 60.7 درصد بوده است که 22.7 درصد خفيف، 26 درصد متوسط و 12 درصد شديد بوده است. اين ميزان 6 روز بعد از سکته قلبی 72 درصد بود که 22 درصد خفيف و 32 درصد متوسط و 18 درصد شديد بوده است. شدت اوليه و تداوم آن در روز ششم در زنان بيشتر از مردان بود (p&lt;0.02).نتيجه گيری: شيوع بالای علايم افسردگی بعد از سکته قلبی لزوم بررسی و تاثير مشاوره همزمان روانپزشکی را توجيه می کند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>افسردگی، سکته قلبی، شيوع، مرگ و مير، ناتوانی، بيماريهای عروق کرونری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-20&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينی سيدحمزه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460081</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>کيلومتر 5 جاده ساری نکاء، دانشگاه علوم پزشکی مازندران، گروه روانپزشکی، مرکز تحقيقات روانپزشکی و علوم رفتاری</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>طبيبيان ساسان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460082</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ثمربخش علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460083</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی فراوانی کيست های هيداتيک بارور و استريل در ميزبانان واسط در کشتارگاه قائم شهريار</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اين مطالعه با توجه به اهميت کيست هيداتيد در انسان و به منظور تعيين کيست های هيداتيک بارور و استريل در کبد و ريه ميزبانان واسط انگل انجام شد.مواد و روش ها: 418 گاو، 544 گوسفند و 451 بز مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تشخيص کيست های بارور از استريل پونکسيون کيست های کبد و ريه انجام گرفت و مايع هيداتيد برای تشخيص پروتواسکولکس ها سانتريفوژ شد.يافته ها: درگوسفند 72.34 درصد کيست ها بارور و بيشتر کيست های بارور در کبد (59.75%) ديده شدند. در بز و گاو بين نوع کيست و محل استقرار آن اختلاف معنی دار ديده شد. اکثرکيست ها در بز بارور (77.67%) بود و بيشتر کيست های بارور (67.20%) و اغلب کيست های استريل (56.38%) در کبد مشاهده شد. برعکس در گاو، اکثر کيست ها استريل (61.76%) بود و بيشتر کيست های بارور (71.85%) و بيشتر کيست های استريل (66.06%) در ريه مشاهده شد.نتيجه گيری: به نظر می رسد که تنوع سويه های انگل از يک طرف و تفاوت ژنتيکی ميزبانان واسط و پاسخ ايمنی متفاوت در اين ميزبانان از طرف ديگر، باعث می شود که آمارهای ارايه شده توسط محققين در نقاط مختلف در عين مشابه بودن، تفاوت هايی با يکديگر داشته باشد. به عبارتی شايد وجود پلی مورفيسم در انگل و ميزبان در نقاط مختلف توجيهی برای اين تفاوت ها باشد. با در نظر گرفتن اين که بيشتر کيست های مشاهده شده در گوسفند بارور است می توان نتيجه گرفت که گوسفند يکی از مناسب ترين ميزبانان واسط اين انگل در ايران است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کيست هيداتيد، کيست بارور، کيست استريل، گاو، گوسفند، بز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-21&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>روحانی سهيلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460085</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، اوين، جنب بيمارستان طالقانی دانشکده پزشکی، گروه انگل شناسی و قارچ شناسی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>وطن خواه علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460086</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی مقايسه ای مدت زمان بی حسی نخاعی بين افراد وابسته به ترياک و افراد غير وابسته به آن</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>1:					111(1):1-1.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>درد، بيهوشی نخاعی، مقاومت متقاطع، گيرنده</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-22&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>وثوقيان مريم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460088</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان اوين، مرکز آموزشی درمانی آيت اله طالقانی، گروه بيهوشی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مفتوح حسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460089</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دباغ علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460090</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان اوين، مرکز آموزشی درمانی آيت اله طالقانی، گروه بيهوشی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رجايی سميرا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460091</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه تاثير دوز کامل BCG با نصف دوز آن توام با نصف دوز ميتومايسين C داخل مثانه ای در مبتلايان به تومور سطحی مثانه</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: نظر به عود تومور سطح مثانه پس از درمان استاندارد و عوارض شناخته شده آن و به منظور مقايسه تاثر طولانی مدت دوز کامل BCG داخل مثانه ای با ترکيب نصف دوز از BCG و نصف دوز از ميتومايسين C اين تحقيق بر روی بيماران با تومور سطحی مثانه مراجعه کننده به بيمارستان شهيد مدرس تهران طی سالهای 1380-1377 انجام گرفت.مواد و روش ها: تحقيق با طراحی کارآزمايی بالينی روی 60 بيمار با تشخيص قطعی تومور سطحی مثانه انجام گرفت. بيماران به صورت تصادفی به دو گروه شاهد که به مدت 6 هفته هر هفته 120 ميليگرم BCG داخل مثانه ای دريافته نمودند و گروه تجربی که 20 ميليگرم ميتومايسين C و 60 ميليگرم BCG برای مدت 6 هفته به صورت هفتگی دريافت کردند تقسيم شدند. تاثير درمانی به صورت ميزان عود تومور در پيگيری حداقل 21 ماهه و ميزان بروز عوارض شامل تب، سوزش و تکرر ادرار و علايم عمومی مانند ضعف و بی حالی درکوتاه مدت و با آماره مجذور کای مورد قضاوت آماری قرار گرفتند.يافته ها: تعداد 8 بيمار در طی مراحل تحقيق به دلايل مختلفی از مطالعه حذف شدند. بروز تب در گروه شاهد به ميزان 28.6 درصد، سوزش ادرار 60.7 درصد، تکرر ادرار 71.4 درصد و علايم عمومی 32.1 درصد بود که اين مقادير در گروه تجربی به ترتيب 11.1 درصد، 40.7 درصد، 44.4 درصد و 11.1 درصد بود. عود بيماری در گروه BCG به ميزان 32.1 درصد و در گروه نصف دوز ترکيبی 11.1درصد بود (p&lt;0.07).نتيجه گيری: به نظر می رسد که ترکيب توام نصف دوز از ميتومايسين C و نصف دوز از BCG داخل مثانه ای بهتر از دوز کامل BCG به تنهايی در مبتلايان به تومور سطحی مثانه باشد. تحقيقات بيشتر در اين زمينه را توصيه می کنيم.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تومور سطحی مثانه، BCG، ميتومايسين C</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-23&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينی سيديوسف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460093</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، سعادت آباد، مرکز آموزشی درمانی شهيد مدرس، بخش ارولوژی، گروه ارولوژی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عسگری مجيدعلی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460094</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دادخواه فريد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460095</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ياری حسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460096</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آذرگشب اذن اله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460097</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ميزان و نوع مکمل های ويتامين و املاح مصرفی در بيماران تهرانی مبتلا به اسکلروز متعدد</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اسکلروز متعدد شايع ترين بيماری خود ايمنی دستگاه اعصاب مرکزی است که نقش عوامل تغذيه ای در ايجاد و سير آن شناخته شده است. در مورد لزوم مکمل ياری با ريز مغذی ها در اين بيماران توافق نظر وجود ندارد. هدف از اين مطالعه تعيين فراوانی مصرف انواع مکمل های ويتامينی و املاح در اين بيماران و تعيين ميزان مواد مغذی دريافتی ازطريق اين مکمل ها و مقايسه آن با مقادير توصيه شده روازنه است.مواد و روش ها: يکصد و هشت بيمار مبتلا به ام اس عود کننده- تخفيف يابنده به طور تصادفی از ميان بيماران انجمن ام اس ايران انتخاب شدند. برای هر بيمار پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه اطلاعات بيماری و پرسشنامه دريافت مکمل ها تکميل شد. مقدار مصرف، فواصل دريافت، طول مدت، نحوه استفاده از مکمل ها و فرد توصيه کننده پرسيده شد. سپس ميزان ويتامين ها، املاح و ساير مواد مغذی دريافتی برای هر فرد محاسبه و وارد رايانه گرديد. اطلاعات توسط نرم افزار spss نسخه 11.5 تجزيه و تحليل شد.يافته ها: 93.5 درصد بيماران مورد مطالعه از مکمل ها استفاده می کردند و به طور متوسط هر بيمار 3.8 نوع مکمل ويتامينی و املاح را مصرف می کرد. تنها 31 درصد از بيماران مکمل ها را به طور منظم مصرف می کردند. بيشترين مکمل های مصرفی به ترتيب ويتامين های E,B1، انواع مولتی ويتامين، کلسيم، ويتامين های C,B12,D و آهن بود. دريافت دو مکمل ويتامين E,B1در بيش از نيمی از بيماران بيش از حد لازم برای مکمل ياری بود. دريافت ويتامين های D,A و آهن به تنهايی از طريق اين مکمل ها در تعدادی از بيماران در حد مسموميت بود. افراد کم وزن بيشتر از افراد چاق از مکمل ها استفاده می کردند. مصرف مکمل ها با طول مدت و شدت بيماری ارتباطی نداشت.نتيجه گيری: فراوانی مصرف مکمل ها در بيماران ايرانی به مراتب بيش از ساير پژوهش ها است (93.5% در ايران در برابر 24% در آمريکا و 16% در آلمان). با توجه به تعداد زياد (3.8 نوع به طور متوسط) و ميزان بالای دريافت ريز مغذی ها می توان گفت که تجويز مکمل های ويتامين و املاح در بيماران مبتلا به ام اس بايد مورد دقت نظر بيشتری قرار گيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اسکلروز متعدد، تغذيه، مکمل تغذيه ای</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-24&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محمدشيرازی مينو</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>1900319475328460099</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده علوم تغذيه، تهران، شهرک قدس، بلوار شهيد فرحزادی، خيابان ارغوان غربی، دانشکده تغذيه دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی، گروه تغذيه انسان</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>غفارپور معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600100</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>طالبان فروغ اعظم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600101</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

