<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>نشريه پژوهنده</title_fa>
<short_title>Pajoohandeh Journal</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.pajoohande.com</web_url>
<journal_hbi_system_id>19</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal19</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1382</year>
	<month>4</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2003</year>
	<month>7</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>8</volume>
<number>3</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ارزيابی تاثير pH در تکنيک بازيابی آنتی ژن در رنگ آميزی ايمونوهيستوشيمی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: بازيابی ژن تکنيکی است که در آن برشهای بافتی قبل از انجام مرحله اصلی رنگ آميزی ايمونولوژيک در معرض حرارت بالا قرار داده می شوند. اين روش در مورد بسياری از آنتی باديها باعث افزايش چشمگير در شدت رنگ آميزی می شود. مواد و روشها: با فرض آنکه pH محلول برروی شدت رنگ آميزی آنتی ژنها تاثير دارد، ما 9 آنتی بادی مختلف را در معرض سه بافر مختلف با سه pH متفاوت (70/2، 16/6 و 27/9) قرار داديم. پس از انجام مراحل اوليه رنگ آميزی ايمونوهيستوشيمی بر روی برشهای پارافينه، بافتهايی که با فرمالين 10% فيکس شده بودند، در سه مرحله متفاوت با استفاده از سه بافر به نحو يکسانی به مدت 10 دقيقه در ميکروويو حرارت داده شدند و سپس مرحله اصلی رنگ آميزی ايمونولوژيگ انجام شد. اسلايدها توسط دو پاتولوژيست به صورت blind از نظر شدت رنگ آميزی ارزيابی شد. يافته ها: نتايج نشان داد که آنتی ژنهای فوق الذکر از نظر شدت رنگ آميزی در رابطه به pH سه الگوی متفاوت را نشان می دهند. گروه اول آنتی ژنهايی که در هر سه pH شدت رنگ آميزی کما بيش يکسانی را نشان می دهند، گروه دوم آنتی ژنهايی که کاهش فاحشی را در شدت رنگ آميزی در pH=6.16 نشان داده و در دو pH ديگر بيشترين شدت رنگ آميزی را نشان می دهند و گروه سوم آنتی ژنهايی که بيشترين شدت رنگ آميزی را در pH=9.27 نشان دادند. نتيجه گيری و توصيه ها: با توجه به نتايج فوق و مطالعات مشابهی که به طور گسترده در مورد عوامل تأثير گذار در تکنيک بازيابی آنتی ژن صورت گرفته است، ضرورت استاندارد کردن اين عوامل، از جمله حرارت و نيز pH کاملا مشخص می شود. به نظر می رسد pH=9.27 بافر مطلوبی از نظر افزايش شدت رنگ آميزی در مورد بسياری از آنتی ژنها باشد، البته بعضی از آنتی ژنهای هسته ای بيشترين شدت رنگ آميزی را فقط در pH بسيار کم نشان می دهند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بازيابی آنتی ژن، رنگ آميزی ايمونوهيستوشيمی، pH</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-202&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کريمی شيرين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600836</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>بخش پاتولوژی مرکز آموزشی پژوهشی و درمانی سل و بيماريهای ريوی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عزيزی محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600837</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اضطراب بيماران بستری در بخش های CCU و مقايسه تاثير ديازپام و اکسازپام در کنترل آن</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: اختلالات اضطرابی يکی از شايع ترين اختلالات روانپزشکی است که عدم درمان آن منجر به ايجاد ناتوانايی هايی در زندگی بيماران می شود. در بعضی از بيماری های جسمی مانند بيماری قلبی، اختلالات اضطرابی شايع تر از جمعيت عمومی است و بر سير درمان تاثير منفی می گذارد. لذا به منظور تعيين وضعيت در بيماران بستری در بخش CCU و مقايسه تاثير ديازپام و اکسازپام در کنترل اضطراب آنها. اين تحقيق در بيمارستانهای لقمان و لبافی نژاد تهران انجام شد. مواد و روشها: تحقيق در ابتدا به روش توصيفی برروی بيماران بستری در CCU با روش نمونه گيری به طريق مراجعه مستمر انجام شد. سن، جنس، سابقه بستری در بخش CCU، نوع بيماری قلبی و نوع داروهای قلبی تجويز شده از پرونده بيماران استخراج و ميزان اضطراب بيماران با استفاده از مقياس هاميلتون تعيين گرديد. افرادی که نمره بيشتر از 17 کسب کرده بودند به عنوان مبتلا به اضطراب تعيين شدند و براساس آن ميزان شيوع اضطراب تعيين گرديد. بيماران مضطرب به طور تصادفی در 2 گروه مورد و 1 گروه شاهد تحت درمان با ديازپام (5 ميلی گرم)، اکسازپام (15 ميلی گرم) و دارونما قرار گرفتند و ميزان تأثير اين داروها در کاهش ميزان اضطراب مورد مقايسه قرار گرفت. يافته ها: در مجموع 198 بيمار مورد مطالعه قرار گرفتند که 66% مرد و 34% زن بودند. ميانگين سنی (± انحراف معيار) آنها 57±12.2 سال بود. شيوع اضطراب در کل بيماران مورد بستری 5/9%، در افراد بستری با تشخيص انفارکتوس ميوکارد 9/10% و در بيماران آنژين صدری ناپايدار 2/8% بود. از نظر شدت اضطراب بين دو گروه بيمارن قلبی تفاوتی وجود نداشت. از سوی ديگر سابقه بستری در بخش CCU و جنس بيمار در شيوع و شدت اضطراب تأثير نداشت. در اين بيماران مصرف بنزوديازپينها در مقايسه با دارونما به طور معنی داری باعث کاهش اضطراب شد به طوری که در بيماران مبتلا به انفارکتوس ميوکارد داروی ديازپام بهتر از اکسازپام در کاهش اضطراب موثر بود ولی در بيماران مبتلا به آنژين صدری ناپايدار اکسازپام نقش موثرتری نسبت به ديازپام داشت. نتيجه گيری و توصيه ها: با توجه به شيوع بالای اختلالات اضطرابی در بيماران بستری در CCU تشخيص و درمان مناسب آن کمک موثری در بازتوانی اين بيماران خواهد داشت.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>اضطراب، انفارکتوس ميوکارد، آنژين صدری ناپايدار</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-203&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ظهيرالدين عليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600839</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سمنانی يوسف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600840</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی تاثير فلپ جزيره ای نوروکوتانئوس ريورس صافن در کمبودهای نسنجی پا</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به مراجعه بيماران مبتلا به کمبودهای سنجی ساق پا، مشکلات و عوارض شناخته شده روشهای متداول و وجود گزارشات مبنی بر موفقيت استفاده از فلپ جزيره ای نوروکوتانئوس ريورس صافن، اين تحقيق روی بيماران مبتلا به کمبودهای سنجی پا در بيمارستان 15 خرداد طی سالهای 80-1378 انجام گرفت. مواد و روشها: تحقيق به روش کار آزمايی بالينی روی 5 بيمار مبتلا به کمبودهای نسجی ساق پا و پا اجرا شد. ميزان کمبود، نوع ضايعه و خصوصيا بيماران ثبت گرديد. از فلپ جزيره ای نوروکوتانئوس ريورس صافن برای درمان استفاده شد. تأثير درمان از دو روز تا دو سال پس از عمل جراحی پيگيری شد و براساس ميزان ابقای فلپ، عملکرد، تغيير و بهبود دفرميتی محل دنور مورد قضاوت قرار گرفت. يافته ها: تحقيق روی 5 بيمار (4 مرد و 1 زن) با ميانگين سنی (± انحراف معيار) 1/17±2/39 سال انجام گرفت. ميانگين وسعت فلپ 8/10±37 سانتيمتر مربع بود. ابقای فلپ و اصلاح دفرميتی در همه موارد مشاهده گرديد و عملکرد آنها نيز اصلاح گرديد. نتيجه گيری و توصيه ها: استفاده از اين فلپ در بازسازی کمبودهای نسجی ساق پا با موفقيت توام است. بکارگيری اين روش در بيماران مشابه تحقيق مورد نظر توصيه می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>فلپ جزيره ای، فلپ نوروکوتانئوس، شبکه عروقی ريورس صافن</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-204&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>معتمد صدراله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600842</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه جراحی ترميمی مرکز آموزشی درمانی 15 خرداد، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>موسوی زاده سيدمهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600843</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه ابتلا ديابت با کيفيت دياليز و شاخص های ليپيدی و سطح آلبومين در بيماران همودياليزی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به مشکلات مربوط به کيفيت دياليز و روند رو به افزايش آن و وجود گزارشات مبنی بر نقش ديابت در کيفيت دياليز و عدم گزارش تجربه ای از آن در ايران و به منظور بررسی رابطه ديابت با کيفيت دياليز اين تحقيق در مراکز همودياليز و مرکز تحقيقات غدد درون ريز دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی در سال 1381 انجام شد. مواد و روشها: تحقيق به روش همگروهی تاريخی در 72 بيمار غير ديابتی و 39 بيمار ديابتی مبتلا به نارسايی مزمن کليه و تحت همودياليز نگهدارنده انجام شد. ابتلا به ديابت با سابقه بيمار، دريافت انسولين و قندهای ناشتای بالاتر از 160 ميلی گرم در دسی ليتر اثبات شد. سن، جنس، طول مدت نارسايی کليه، زمان و نوع همودياليز در دو گروه مشابه بود. کيفيت دياليز بر اساس شاخص KT/V و شاخصهای آزمايشگاهی ديگر نظير پروفيل ليپيدی، سطح آلبومين و کراتينين سرم تعيين شد و مورد قضاوت آماری قرار گرفت. يافته ها: در بين دو گروه اختلاف معنی داری از نظر سن (14±56 در مقابل 9±60 سال)، جنس. نمايه توده بدنی، نسبت دور کمر به هيپ ديده نشد. در بيماران غيرديابتی افزايش معنی دار غلظتهای رسمی کراتينين 9/0± 1/5 در مقابل 9/0±6/4 ميلی گرم در دسی ليتر، (P&lt;0.05) و کاهش معنی دار قندخون ناشتا (20±94 در مقابل 40±154 ميلی گرم در دسی ليتر (P&lt;0.05 نسبت به بيماران ديابتی ديده شد. اختلاف معنی داری بين غلظتهای آلبومين، BUN قبل از دياليز، کلسترول تام، تری گليسريد، HDL، KT/V و URR ديده نشد. نتيجه گيری و توصيه ها: به نظر می رسد ديابت روی کيفيت دياليز تاثيری ندارد ولی کم بودن سطح کراتينين در بيماران ديابتی می تواند ناشی سوءتغذيه و کاهش بافت عضلانی اين گروه باشد. بهبود کيفيت دياليز در تمام بيماران همودياليزی توصيه می گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ديابت، نارسايی مزمن کليه، دياليز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-205&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صولتی سيد مهرداد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600845</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رئيس زاده فربد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600846</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حاجی پور رامبد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600847</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رهبر خسرو</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600848</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عزيزی فريدون</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600849</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه درجات مختلف رفلاکس وزيکويورترال کودکان با غلظت بتادوميکروگلبولين ادراری</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: رفلاکس نفروپاتی يکی از علل مهم نارسايی پيشرفته کليه در کودکان در سراسر دنياست. رفلاکس وزيکويورترال (VUR) در حدود يک درصد کودکان را مبتلا کرده است ولی در کودکان مبتلا به عفونت ادراری (UTI) شيوع آن 34% و در برادر و خواهرهای اين کودکان حدود 40% است. جهت بررسی امکان جايگزينی ارزيابی بتادوميکروگلبولين ادرار بجای سيتوگرافی (در غربالگری رفلاکس) که نياز به دوز قابل توجهی اشعه دارد، اين مطالعه انجام شد. مواد و روشها: 83 نمونه ادراری کودکانی که به عللی برای آنان سيستوگرافی درخواست شده بود از نظر نسبت بتادوميکروگلبولين به کراتينين (?2MG/Cr) مورد بررسی قرار گرفت که از اين تعداد 47 نمونه مربوط به کودکان دارای رفلاکس و 36 نمونه مربوط به8 کودکان بدن رفلاکس بود. به طوری کلی 55 نفر دختر و 28 نفر پسر بودند. از تمامی اين بيماران در حين انجام VCUG نمونه ادراری گرفته شده و جهت اندازه گيری ?MG و کراتينين به آزمايشگاه بيمارستان کودکان مفيد ارسال شد. رفلاکس براساس طبقه بندی سازمان جهانی بهداشت درجه بندی شد و بتادومکيروگلبولين برحسب ميکروگرم به ميلی گرم کراتينين محاسبه شد. اندازه گيری بتادوميکروگلوبولين ادرار توسط کيت 96 تستی ?2MG با روش راديوايمنواسی و کراتينين همان نمونه ادرار با روش اسپکتروفوتومتری اندازه گيری شد. يافته ها: متوسط نسبت ?2MG/Cr به طور معنی داری در گروه دارای رفلاکس (97/7±45/3) از گروه فاقد رفلاکس (24/0±23/0) بيشتر بود (P=0.01). متوسط نيست ?2MG/Cr در گروه بيماران با رفلاکس درجه 4 و 5 (01/12±93/8) به طور معنی داری بالاتر از اين نسبت به گروه بيماران با رفلاکس درجه 1 تا 3 (0.81±3.04) بود (P=0.02). حداکثر غلظت ?2MG/Cr در گروه بيماران با رفلاکس درجه 4 و (معادل 33.3) و حداقل آن (صفر) در گروه بدون رفلاکس بود. اختلاف غلظت ?2MG/Cr بين گروه بدون رفلاکس و رفلاکسهای 1، 2 و 3 معنی دار نبود (NS). حداکثر نسبت ?2MG/Cr در بيماران بدون رفلاکس 0.85 بود. نتيجه گيری و توصيه ها: حداکثر نسبت ?2MG/Cr در بيماران بدون رفلاکس 0.85 بود. بنابراين می توان از اين نسبت به عنوان معياری در غربالگری بيماران دچار رفلاکس استفاده نمود. تحقيق نشان داد که فقط اختلاف رفلاکسهای درجه 4 و 5 با ساير بيماران بدون رفلاکس و يا دارای رفلاکس با درجات پايينتر معنی دار است. دو بيماری که بالاترين غلظت ?2MG/Cr را داشتند به سرعت به سمت نارسايی کليه سير نمودند. بنابراين با اين آزمايش ساده ادرار می توان پيش آگهی بيماری را نيز مورد توجه قرار داد. در اين رابطه توصيه می شود رابطه ?2MG/Gr و اسکارهای کليه نيز مورد بررسی قرار گيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بتادو ميکروگلبولين، رفلاکس وزيکو يورترال، عفونت های ادراری، کودکان</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-206&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شريفيان مصطفی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600851</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جارالهی علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600852</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بقايی پور محمدرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600853</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محرابی يداله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600854</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی رابطه ميزان آنتی بادی عليه ويروس هپاتيت B و مدت زمان سپری شده از انجام واکسيانسيون هپاتيت B در بيماران تالاسمی ماژور مراجعه کننده به بيمارستان بوعلی در سال 1380</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ابتلا به هپاتيت B يکی از معضلاتی است که بيماران تالاسمی ماژور با توجه به ترانسفوزيونهای مکرر خون با آن مواجه ميباشند. با توجه به عوارض حاد (هپاتيت فولمينانت) و مزمن (سيروز، سرطان کبد) بيماری، انجام واکسيناسيون در کاهش ميزان ابتلا به اين بيماری از اهميت به سزايی برخوردار ميباشد. با گذشت زمان از ميزان سطح آنتی بادی توليد شده عليه ويروس هپاتيت B کاسته می شود. هدف اين مقاله دستيابی به زمان مورد نظر جهت انجام واکسن يادآوری به صورت يک دستورالعمل اجرايی برای بيماران ذينفع می باشد که هم از نظر تامين منابع مالی جهت تهيه واکسن برای مسولين زيربط مقرون به صرفه بوده و هم بتواند سطح پايدار و قابل قبول آنتی بادی در بيماران ايجاد نمايد. مواد و روشها: مطالعه حاضر به روش همگرايی بر روی 50 بيمار مبتلا به تالاسمی ماژور و 50 نفر از افراد سالم جامعه که واکسن هپاتيت B را دريافت کرده بودند، به عنوان گروه شاهد صورت گرفت. ميزان آنتی بادی عليه ويروس هپاتيت B به روش اليزا در هر دو گروه اندازه گيری شد. کاهش سطح آنتی بادی با مدت زمان سپری شده از واکسيانسيون مورد مقايسه و قضاوت آماری قرار گرفت. يافته ها: در گروه شاهد با توجه به انجام واکسيناسيون در سه نوبت عليرغم گذشت حداکثر 8 سال از واکسيناسيون سطح قابل قبولی از آنتی بادی در سرم افراد وجود داشت (99.5±5 U/L) در گروه مورد، در افرادی که کمتر از 7 سال از واکسيناسيون آنها ميگذشت سطح آنتی بادی در محدوده قابل قبولی قرار داشت (90±5 U/L) ولی در افرادی که از واکسيناسيون آنها بيش از 7 سال می گذشت سطح آنتی بادی کمتر از حد قابل قبولی بود (12.5±2.5 U/L) که اختلاف موجود از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.01). نتيجه گيری و توصيه ها: پيشنهاد می گردد هر 7 سال يکبار پس از تعيين سطح آنتی بادی عليه ويروس هپاتيت B نسبت به تزريق واکسن يادآوری به بيمار واجد شرايط اقدام مقتضی مبذول گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تالاسمی ماژور، هپاتيت B، واکسيناسيون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-207&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دريانی فرهاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600856</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز آموزشی درمانی بوعلی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شريفی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600857</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>وحيدشاهی کوروش</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600858</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی فعاليت فاگوستيک ماکروفاژهای مشتق از منوسيت به کمک فوربول ميريستات استات و سنجش توليد راديکالهای اکسيداتيو</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ماکروفاژها گروهی از لکوسيتهای تک هسته ای هستند که از نظر طول دوره زندگی و فنوتيپ با يکديگر تفاوت دارند. در جريان فاکوسيتوز فرآيند متابوليکی تنفسی در ماکروفاژهای فعال شده اتفاق می افتد که به کمک آزمون NBT قابل سنجش است. در اين تحقيق اثرات ماده فوبول ميريستات استات بر بلوغ و تکامل منوسيتهای در گردش و تبديل آن به سلولهای ماکروفاژهای مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: در اين مطالعه تجربی، در مرحله اول تکامل و چسبندگی سلولهای مونونوکلئر با منشا مونوسيتی و تبديل آنها با ماکروفاژها و در مرحله دوم توان احياء سلولهای ماکروفاژها توسط ماده NBT ارزيابی شد. يافته ها: جمعيت مونوسيتی در صورت تحريک با PMN، توان چسبندگی را در ساعت دوم و سوم به بعد از خودشان داده و سپس بدنبال آپوپتوز شروع به کاهش در محيط کشت می نمايد. همچنين پايايی سلولها در ساعات انتهايی به دليل اثر آپپتوتيک PMA در گروه بدون محرک PMA، بيشتر بود. نتيجه گيری و توصيه ها: فوبول ميريستات استات می تواند به عنوان يک محرک مناسب شرايط تحريکی مناسبی را برای سيستمهای مونوسيتی ماکروفاژی در گردش فراهم آورد. انجام تحقيقات مشابه در نمونه های انسانی توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ماکروفاژ، فعاليت فاگوسيتی، فوربول ميريستات استات</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-208&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مصفا نريمان</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600860</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه ايمونولوژی دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نشاطيان ليلا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600861</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی کارآيی برنامه مکمل ياری آهن در زنان باردار در نظام ارايه خدمات بهداشتی درمانی استان اصفهان 1378</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به شيوع کم خونی فقر آهن در زنان باردار دريافت کننده مکمل آهن و به منظور تعيين کارآيی برنامه مکمل ياری آهن، اين تحقيق روی زنان باردار تحت پوشش نظام ارايه خدمات بهداشتی - درمانی اوليه استان اصفهان در سال 1378 انجام گرفت. مواد و روشها: اين تحقيق به روش مقطعی روی 800 زن باردار آنها بيش از 17 هفته تحت پوشش مراقبتهای دوران بارداری بودند و به روش نمونه گيری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و همچنين روی 165 کاردان شاغل در واحد بهداشت خانواده و 165 بهورز خانه بهداشت که به طور تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت. با اندازه گيری شيوع کم خونی، فقر آهن و کم خونی فقرآهن در زنان باردار تحت پوشش و نيز تعيين ميزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان باردار و بهورزان و کاردانان بهداشت خانواده در قبال برنامه مکمل ياری آهن و ميزان پذيرش و مصرف قرص آهن (آزمون کيفی مدفوع)، کارآيی برنامه ياری آهن تعيين گرديد. فقرآهن و کم خونيها براساس استانداردهای WHO ارزيابی شدند. يافته ها: تحقيق روی 799 زن باردار، 165 کاردان بهداشت خانواده و 165 بهورز انجام گرفت. 2/14% زنان کم خونی، 9/50% فقر آهن و 4/10% کم خونی فقر آهن داشتند. آگاهی ضعيف زنان مورد بررسی در زمينه ريز مغزی آهن 1/48% و در زمينه برنامه مکمل ياری آهن 24% بود. 49.3% زنان نگرش عالی و 2/68% عملکرد عالی در قبال برنامه مکمل ياری آهن داشتند. پذيرش برنامه در 7/70% زنان باردار مثبت بود. شيوع کم خونی، فقرآهن و کم خونی فقرآهن با عملکرد و همچنين پذيرش رابطه معنی داری داشت (P&lt;0.05). همچنين شيوع فقر آهن با ميزان نگرش زنان باردار ارتباط معنی داری داشت (P&lt;0.05). آگاهی ضعيف پرسنل ارايه دهنده خدمات در زمينه ريزمغذی آهن 3% و در زمينه مکمل ياری آهن صفر بود. 99% کارکنان نگرش عالی يا خوب در قبال برنامه مکمل ياری آهن داشتند. نتيجه گيری و توصيه ها: علی رغم نگرش مطلوب و عملکرد عالی پذيرش نسبتا مطلوب زنان باردار در قبال برنامه مکمل ياری آهن شيوع کم خونی، فقر آهن و کم خونی فقرآهن همچنان بالا است و چون ميزان آگاهی زنان در زمينه ريزمغذی آهن ضعيف بود، لذا تحقيقی برای تعيين تأثير آموزش و مشاوره تغذيه ای صحيح همراه با مکمل ياری آهن توصيه می شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کارآيی، مکمل ياری آهن، زنان باردار</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-209&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کلانتری ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600863</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايی کشور، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صمدانيان فاطمه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600864</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کريم آباده نازنين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600865</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600866</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج درمان جراحی ترميمی کف دست طی سالهای 80-1373</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: يکی از مشکلات در جراحی، ترميم ضايعات وسيع و عميق کف دست می باشد. در حال حاضر از روشهای متعددی مثل گرافت پوست، فلپ های پديکوله، فلپهای شکمی و فلپهای آزاد استفاده می شود. وجود عوارض فلپ يا گرافت،ترکيب، رنگ، کاهش حس، تورم و ضخيم بودن فلپ، چسبندگی فلپ به سطح زيرين و وجود عوارض محل برداشت فلپ و يا گرافت، عدم رضايت بيمار و جراح را به همراه داشته است. لذا به علت اهميت و حساسيت ويژه اين عضو در کارهای روزانه و تناقضاتی که در مورد تکنيکهای ترميمی کف دست وجود دارد، اين تحقيق روی بيماران نيازمند مراجعه کننده به بيمارستان 15 خرداد و البرز در فاصله سالهای 80-1373 انجام شده است. مواد و روشها: تحقيق روی داده های موجود انجام شده است. کليه بيمارانی که دارای ضايعات کف دست بوده و نيازمند ترميم بودند، پيگيری شدند.تمام پرونده های بيماران مورد ارزيابی قرار گرفت. بيماران از نظر سن، جنس، زمان مراجعه، عامل ضايعه، روش و تکنيک جراحی ترميمی و مدت پيگيری بررسی و ثبت شده است. نتيجه درمان، وجود عارضه ايجاد شده در محل کف دست و محل برداشت فلپ و يا گرافت پوستی، وجود مو، حس دار بودن، ضخامت ترکيب، چسبندگی فلپ و يا گرافت در سطح زيرين بررسی شد. يافته ها: طی مدت بررسی، 36 پرونده واجد شرايط داشت، تعداد 16 مورد سوختگی با شعله، ده مورد با مايع داغ، شش مورد سوختگی الکتريکی و چهار مورد با جسم داغ دچار سوختگی کف دست بودند. محل برداشت فلپ کف پايی داخلی عارضه مهمی نداشت. از نظر وجود مو، فلپ کف پايی داخلی بدون مو بوده است. از نظر رنگ، ترکيب، ضخامت و چسبندگی به محل گيرنده فلپ کف پايی داخلی با کف دست هم خوانی داشته و از نظر اندازه نيز اين فلپ مناسب کف دست بوده است. نتيجه گيری و توصيه ها: فلپ کف پايی داخلی آزاد از نظر رنگ، بی مويی، حس، ترکيب، ضخامت، چسبندگی به سطح زيرين، نسبت به روش های استفاده شده ديگر بهتر است و توصيه می شود که برای نتيجه گيری بهتر تحقيق تجربی انجام گيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ترميم کف دست، فلپ کف پايی داخلی آزاد</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-210&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حسينيان محمدعلی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600868</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه جراحی ترميمی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نتايج و عوارض جراحی با استفاده از پاچ ايلئوم در کوليت اولسروز و پوليپوز ارثی روده بزرگ، بيمارستان امام حسين، 80-1375</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: در حال حاضر روش جراحی استاندارد برای بيماران مبتلا به کوليت اولسروز (UC) و پوليپوز آدنوماتوز فاميليال (FAP) کولون به صورت پروکتوکولکتومی با حفظ اسفنگتر، ايجاد ايلئال پاچ و آناستوموز بين پاچ و مقعد (IPAA) ميباشد. هدف ما بررسی و گزارش نتايج تجربه 6 ساله اين روش جراحی در مرکز پزشکی امام حسين(ع) با توجه خاص به عوارض آن بوده است. مواد و روشها: بررسی توصيفی بر روی 22 بيمار که از ابتدای سال 1375 تا انتهای سال 1380 تحت اين روش جراحی قرار گرفتند، انجام شد. اطلاعات شامل خصوصيات دموگرافيک بيماران، نوع و مدت بيماری، انديکاسيون جراحی، عوارض جراحی و نتايج عملکردی پس از جراحی از طريق پرسشنامه ثبت گرديد. يافته ها: ميانگين سن بيماران 32 سال و تشخيص آسيب شناسی در 68% موارد UC و در 32% موارد FAP بود. شايع ترين انديکاسيون جراحی در مبتلايان به UC مقاومت به درمان دارويی (60%) و پس از آن عللی از جمله تکميل پروکتکومی، خونريزی شديد و عوارض سپتيک و توکسيک بود حال آنکه علت اصلی در مبتلايان به FAP، وجود پوليپهای متعدد و ابتلا به سرطان بود. در پيگيری بيماران که به طور متوسط 5/2 سال بود، 13 بيمار (59%) دچار عوارض شدند که شايع ترين عارضه انسداد روده و پس از آن تنگی محل آناستوموز، فيستول به پوست يا واژن، آبسه لگنی و خونريزی از پاچ بودند. بعد از جراحی، اختيار دفع مدفوع به طور تقريباً کامل در 90% بيماران وجود داشت. در عده ای نشت مدفوع در خواب و در موارد معدودی در بيداری وجود داشت ولی در کل کيفيت زندگی در 82% بيماران عالی بود و تقريبا همه بيماران از جراجی انجام شده رضايت کامل داشتند. نتيجه گيری و توصيه ها: جراحی IPAA يک روش مطمئن و ارزشمند بوده و با وجود عوارض موجود، انجام اين جراحی به دست افراد مجرب و مسلط به تشخيص و درمان عوارض، نتايج عملکرد عالی همراه با رضايت مندی کالم برای بيماران در پی خواهد داشت.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ايلئال پاچ، کوليت اولسروز، پوليپوز فاميليال، عوارض</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-211&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>دوائی منوچهر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600870</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شيشه گر آزيتا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600871</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فودازی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600872</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی همبستگی سطح سرمی تومور مارکرها و خصوصيات بيماران همودياليزی و پيوند کليه</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به اهميت پيوند و روند رو به افزايش آن و گزارشاتی مبنی بر افزايش کاذب سطح بعضی از تومور مارکرها در اين بيماران و ارتباط آنها با خصوصيات فردی در بيماری اين افراد و به منظور تعيين ضريب اين همبستگی اين مطالعه در مراجعين به بيمارستان نمازی شيراز در طی سالهای 1379-80 انجام شد. مواد و روشها: اين مطالعه به روش توصيفی در بخش بيماريهای کليه کودکان بيمارستان نمازی شيراز برروی 30 بيمار همودياليزی و 29 بيمار پيوند کليه انجام شد. هيچ يک از اين افراد مبتلا به بدخيمی نبوده اند. در اين پژوهش سطح تومور مارکرهای CEA (مارکر سرطانهای گوارشی و پانکراس)،PSA (مارکر سرطان پروستات)، AFP (مارکر سرطانهای کبد، بيضه و تخمدان)، CA-125 (مارکر سرطان تخمدان)،CA 15-3 (مارکر سرطان پستان) وCA 19-9 (مارکر سرطانهای دستگاه گوارش و پانکراس) در هر سه گروه به روش ELISA بررسی گرديد و در بيماران همودياليزی سطح تومور مارکرها با سن، جنس، علت نارسايی مزمن کليوی، طول مدت نارسايی کليه، طول مدت همودياليز و سطح فشارخون بيماران مقايسه گرديد و در بيماران پيوند کليه نيز سطح تومور مارکرها با سن گيرنده و دهنده پيوند. جنس. نوع گرافت، طول مدت نارسايی کليه و همودياليز قبل از پيوند، طول مدت پيوند کليه، تعداد موارد پس زدگی پيوند، عملکرد فعلی کليه پيوندی، سطح فشارخون و گروههای خونی دهنده و گيرنده پيوند مقايسه گرديد و ميزان همبستگی و معادله خطی آن ارائه گرديد. يافته ها: اين تحقيق بر 30 بيمار همودياليزی، 29 بيمار پيوند کليه با ميانگين سن (± انحراف معيار) 2/6±5/16 سال انجام شد. در بيماران همودياليزی بين سطح تومور مارکر PSA با سن بيماران و تومور مارکر 19-9 CA با طول مدت نارسايی مزمن کليه و تومور مارکر CA-125 با ميزان کفايت دياليز ارتباط معنی داری ديده شد (به ترتيب P&lt;0.007 و P&lt;0.032 و (P&lt;0.0003. در بيماران پيوند کليه بين سطوح تومور مارکرهای PSA و CA 15-3 با طول مدت همودياليز قبل از پيوند و سطح CA-125 با فشارخون سيستوليک بيماران و موارد در پيوند کليه و سطح تومور مارکر CA 19-9 با فشار خون دياستول بيماران ارتباط معنی داری ديده شده است (به ترتيب P&lt;0.005 و P&lt;0.009 و P&lt;0.011 و (P&lt;0.05. نتيجه گيری و توصيه ها: نتايج اين مطالعه نشان می دهد که بين سطح سرمی تومور مارکرها و خصوصيات فردی و بيماری اين افراد همبستگی وجود داد که اين نکته مهم در مطالعات قبلی انجام شده کمتر مورد توجه قرار گرفته است و تحقيقات تحليلی برای تعيين رابطه آنها را توصيه می نماييم.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>تومورمارکر، پيوند کليه، همودياليز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-212&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>محکم معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600874</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>درخشان علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600875</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عميد محمدحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600876</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ولائی ناصر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600877</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بسيج همگانی واکسيناسيون سرخک و سرخجه (MR) در ايران</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>مقدمهپيشگيری از بيماری های عفونی در يکی دو دهه اخير مورد توجه قرار گرفته و نقش واکسن در اين ميان بسيار ارزنده بوده است به طوری که در ارتقای سطح سلامت کودکان نقش چشم گيری داشته است. تحولات ايجاد شده در توليد واکسن عبارتند از:1- ساخت واکسن ها جديد يا Synthetic Vaccine که در عمل از پپتيدهای محرکه T-Helper 1-OR-2 واکسن هايی توليد می شود که قدرت ايمنولوژيک بسيار خوبی دارند.2- Recombinant DNA Vaccine که در در اين حالت ژن پپتيدايمونوژن مورد نظر را شناسايی کرده و با کمک مهندسی ژنتيک آن را خالص نموده و با مجاور نمودن با E-Coli و يا قارچ مخصوصی به نام Backer و سنتز متوالی اين پروتيين اين گروه از واکسن ها را تهيه می کنند....</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa></keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-213&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شوشتريان مهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600879</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه اطفال، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی - کميته کشوری ايمن سازی</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>تاثير دهان شويه برگ گياه بارهنگ در پيشگيری از التهاب دهان ناشی از شيمی درمانی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به بروز التهاب جوف دهان در بيماران تحت شيمی درمانی و عوارض شناخته شده آن و عدم موفقيت روشهای معمول در پيشگيری از التهاب مخاط دهان و گزارش نقش مؤثر دهان شويه گياه بارهنگ در پيشگيری از اين التهاب اين تحقيق در سه مرکز درمانی علی اصغر، مفيد و طبی کودکان در شهر تهران انجام گرفت. مواد و روشها: تحقيق حاضر به روش کارآزمايی بالينی و يکسو کور انجام شد. 60 بيمار با انتخاب تصادفی وارد مطالعه شدند. وضعيت التهاب دهان قبل از شروع درمان با استفاده از چک ليست ارزشيابی مخاط دهان که وضعيت مخاط دهان را به صورت درجات و شدت بروز التهاب و زخم ارزيابی می نمود همراه با خصوصيات دموگرافيک مثل سن و جنس در فرم اطلاعاتی ثبت شد. در گروه درمان دهان شويه گياه بارهنگ، در گروه شاهد محلول نرمال سالين 5% و در گروه پلاسبو آب استريل 3 بار در روز به مدت 21 روز پس از شروع شيمی درمانی تجويز شود. همچنين در روزهای 7، 14 و 21 وضعيت التهاب دهان کنترل و ثبت و مورد قضاوت آماری قرار گرفت. يافته ها: در پايان روز 21 در گروه بارهنگ 75% نمونه ها سالم، 20% زخم درجه 1 و 5% زخم درجه 2 داشتند. در گروه نرمال سالين 15% سالم، 10% زخم درجه 1 و 70% زخم درجه 2 و 5% زخم درجه 3 را نشان دادند. در گروه آب استريل 10% سالم، 15% زخم درجه 1، 55% زخم رجه 2 و 20% زخم درجه 3 داشتند. اختلاف آماری معنيداری بين گروه بارهنگ در روز 7 (P=0.001)، روز 14 (P=0.003) و روز 21 شيمی درمانی (P=0.00001) نسبت به دو گروه ديگر در مورد ميزان شدت و درجات التهاب جوف دهان وجود داشت. نتيجه گيری و توصيه ها: به کارگيری دهان شويه برگ گياه بارهنگ در پيشگيری از التهاب جوف دهان (استوماتيت) حاصل از شيمی درمانی موثر است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>شيمی درمانی، استوماتيت، دهانشويه، گياه بارهنگ</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-214&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پوراسماعيل زهرا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600881</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده پرستاری و مامايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>شعوری بيدگلی عليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600882</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>زرگری علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600883</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>تاثير لاموتريژن به صورت درمان کمکی در سندرم لنوکس - گشتات</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: سندرم لنوکس گشتات يکی از صرع های مقاوم به درمان کودکی و از علل عمده معلوليتهای ناشی از صرع است. در اين بيماری تاثير داروی لاموتريژن به عنوان درمان کمکی در مبتلايان به اين بيماری که به بيمارستان مفيد طی سالهای 77-1376 مراجعه کرده بودند، مورد ارزيابی قرار گرفت. مواد و روشها: تحقيق به روش کارآزمايی بالينی بر روی 18 بيمار مقاوم به درمان در سنين 4 تا 12 سال انجام گرفت. هر کدام از بيماران حداقل 5 نوع داروی ضد صرع را تا زمان انجام تحقيق مصرف کرده بودند، با اين حال تشنج آنها به طور قابل قبولی کنترل نشده بود و روزانه حداقل يک حمله تشنج داشتند. ميزان داروی لاموتريژن و تيتراسيون آن بستگی به داروهای ضد صرع همراه داشت. با مقايسه تعداد حملات تشنج در سه ماه بعد از درمان با تعداد حملات سه ماه قبل از درمان، تاثير دارو مورد ارزيابی قرار گرفت. بی خطر بودن دارو بر پای عوارض جانبی گزارش شده توسط والدين و يافته های بالينی و آزمايشات ادواری در طول مدت مصرف دارو مورد بررسی قرار گرفت. يافته ها: 60% بيماران (9 نفر از 15 بيمار) کاهش بيش از 50% در فراوانی حملات داشتند. از 18 بيمار مورد مطالعه 3 بيمار به علت بروز عارضه پوستی مجبور به قطع درمان شدند. هيچ تغيير قابل ملاحظه ای در معاينات عصبی و يافته های در حين مصرف لاموتريژن مشاهده نگرديد. نتيجه گيری و توصيه ها: به نظر می رسد که لاموتريژن به صورت داروی همراه در کنترل تشنجات سندرم لنوکس گشتات موثر و بی خطر باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>لاموتريژن، سندرم لنوکس گشتات، صرع کودکی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-215&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>برزگر محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600885</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه اطفال دانشگاه علوم پزشکی تبريز</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>تنکابنی سيدحسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600886</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>غفرانی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600887</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>جداسازی فراکشن آنتی ژنی 68 کيلو دالتون پروماستيگوت ليشمانيای خزنده</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: ليشمانيای خزنده دارای گونه های متعددی با صفات متفاوت است. بررسيهای به عمل آمده نشان داده است که بعضی از گونه های اين انگل بدون ايجاد زخم، موش بالب سی را در مقابل ليشمانيا ماژور ايمن ميکنند. هدف از انجام اين تحقيق دستيابی به يک فراکشن پروتيينی ليشمانيای خزنده به منظور پيشگيری از سالک می باشد. مواد و روشها: اين ليشمانيا از خزنده ای در استان سمنان جدا گرديد. به منظور استفاده از فراکشنهای پروتئينی آن، انگل در آزمايشگاه کشت داده شد و پروماستيگوتهای آن سه بار با بافر PBS شسته شدند. پس از چندين مرتبه ذوب و انجماد، با استفاده از امواج ماوراء صوت انگلها خرد شده و آنتی ژن خام تهيه گرديد. اين مخلوط پروتيينی با غلظتهای مختلف سولفات آمونيوم رسوب داده شد و فراکشنهای پروتئينی موجود در رسوب و مايع رويی به روش SDS-PAGE مورد سنجش قرار گرفتند. يافته ها: يک نوار پروتئينی در حدود 68 کيلو دالتون در مايع رويی پرسيپيتاسيون با غلظت 80% سولفات آمونيوم مشاهده گرديد. فراکشن مذکور از روی ستون کروماتوگرافی حاوی ژل سفادکس G100 عبور داده شد. اين پروتئين دياليز گرديد و آنتی بادی آن در خرگوش تهيه شد. نتيجه گيری و توصيه ها: اين پروتئين خاصيت آنتی ژنی داشته و می تواند کانديد واکسن قرار گيرد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ليشمانيای خزنده، فراکشن آنتی ژن، سولفات آمونيوم، ژل فيلتراسيون</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-216&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>کاظمی بهرام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600889</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>مرکز تحقيقات بيولوژی سلولی و مولکولی،‌ بخش انگل‌شناسی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حدادی زنوز معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600890</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>تحويل داربيدرنی فريد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600891</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>غديری عطااله</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600892</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>فرمولاسيون و توليد کيک برای افراد ديابتی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>پزشکی</subject_fa>
	<subject>Medicine</subject>
	<content_type_fa>پژوهشی</content_type_fa>
	<content_type>Original</content_type>
	<abstract_fa>سابقه و هدف: با توجه به اينکه کيک به عنوان يک ميان وعده بالاترين ميزان مصرف را به خود اختصاص داده و همچنين به دليل نياز افراد ديابتی به غذاهای رژيمی، تحقيق حاضر با اهداف فرمولاسيون و توليد کيک رژيمی، مقايسه ويژگيهای شيميايی و حسی کيک رژيمی با کيک شاهد و تعيين نمايه گليسمی آنها در بيماران ديابتی نوع II انجام گرفت. مواد و روشها: فرمولاسيون به روش اکتشافی، ارزيابی حسی به روش تجربی و آزمون نمايه گليسمی کيکها به روش کارآزمايی بالينی صورت گرفت. آزمونهای شيميايی طبق روشهای استاندارد ايران وانجمن رسمی شيمی تجزيه، ارزيابی حسی به روش آزمون ترجيح دو تايی با بهره گيری از گروه ارزياب خانگی توسط 30 بيمار ديابتی و تعيين نمايه گليسمی کيکها در 7 نفر از افراد ديابتی نوع II در مقايسه با استاندارد نان سفيد به عمل آمد. هر يک از افراد، پس از يک شب ناشتا بودن با فاصله زمانی 3 روز به اندازه ای نان سفيد يا کيک آزمايشی را دريافت کردند که حاوی 50 گرم کربوهيدارت باشد و پاسخ قند خون در دقايق صفر، 60 و 120 پس از مصرف با روش گلوکز اکسيداز اندازه گيری شد. يافته ها با آزمون های t-test مستقل و بينوميل دو طرف تجزيه و تحليل گرديد. يافته ها: يافته ها نشان داد که ميزان خاکستر، رطوبت، کالری و قند ساده در دو نوع کيک با يکديگر تفاوت معنی داری دارند. ميزان کاهش کالری در کيک رژيمی حدود 6/22% بود. علاوه بر اين، از نظر حسی بين دو نوع کيک تفاوت معنی داری وجود نداشت. نمايه گليسمی کيک رژيمی و شاهد به ترتيب عبارت بودند از: 93/22±96/77 و 112.63±35.19 که اين اختلاف از نظر آماری معنی دار بود. نتيجه گيری و توصيه ها: امکان توليد کليک رژيمی فاقد ساکارز توسط جايگزين های مناسب با ويژگی حسی مطلوب و نمايه گليسمی پايين در کشور وجود دارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>کيک رژيمی، نمايه گليسمی، ديابت</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.pajoohande.com/browse.php?a_code=A-10-1-217&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فکری بهرام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600894</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشکده علوم تغذيه و صنايع غذايی، دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آذر مهين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600895</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>مظلومی محمدتقی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>19003194753284600896</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

