سابقه و هدف: نظر به عدم وجود اطلاعات كافي در مورد وضعيت تومورهاي مغزي كودكان كشورمان اين مطالعه با هدف بررسي الگوي تومورهاي مغزي كودكان ايراني و تعيين خصوصيات اين تومورها و مقايسه آنها با آنچه در كشورهاي غربي توصيف شده است, انجام گرفته است.
مواد و روشها: اطلاعات50 كودك زير 15 سال مبتلا به تومور مغز كه در فاصله سالهاي 1373-1383 در بيمارستان لقمان بستري شده بودند مورد بررسي قرار گرفت. تشخيص كليه بيماران بر اساس پاتولوژي و در مواردي بر اساس يافته هاي تصويربرداري بود. موارد متاستاتيك و تومورهاي عروقي حذف شدند. در اين راستا معيارهاي تشخيص پاتولوژيك سازمان بهداشت جهاني (WHO) مورد استفاده واقع شد. اطلاعات از پرونده هاي بيماران استخراج گرديده و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: از كل تومورهاي تحت بررسي, 54% تومورهاي فوق چادرينه اي و 46% تحت چادرينه اي بودند. تومور مغز در پسرها كمي شايعتر بود (54% درمقابل46%). شايعترين تومورها, آستروسيتوما (9/43%) و سپس به ترتيب مدولوبلاستوما (8/26%)، مننژيوما (6/14%)، اپانديموما (3/7%)، كرانيوفارنژيوما (4/2%)، اپيدرموييد (4/2%) و درموييد (4/2%) بودند. هرچند در گروه سني 5-10 سال مدولوبلاستوما شايعترين بود. بطور كلي سر درد و استفراغ شايعترين علايم بودند ولي در كودكان زير پنج سال استفراغ و افزايش دور سر قابل ملاحظه تر بودند. توزيع سني تومورها به ترتيب عبارت بود از ؛ 16% در گروه0 تا 4 سال، 28% در گروه 5-9 سال و 56% در گروه10-15 سال. آستروسيتوما در دختران و مدولو بلاستوما به طور نسبي در پسران شايعتر بود. شيوع نسبي مننژيوما در گروه مورد مطالعه ما بيش از ساير مطالعات بود.
نتيجهگيري: در مطالعه ما شيوع و توزيع تومورهاي مغز در كودكان تا حدي با مطالعات غربي تفاوت دارد. اين نكته مؤيد آنست كه در مورد تشخيص چنين بيماراني ميبايست به مسايل منطقه اي موثر در توزيع بيماري توجه كرد