سابقه و هدف: نظر به شيوع نارسايی قلبی وکارديوميوپاتی ديلاتيو در کودکان و تحقيقات نادر در مورد تأثير کاروديلول بر فونکسيون سيستوليک قلبی درکودکان و نيز گزارشات متفاوت از عوارض مصرف آن و به منظور تعيين تأثير کاروديلول بر شاخص های فونکسيون سيستوليک قلبی کودکان اين تحقيق روی مراجعين بيمارستان بوعلی سينا درسال1384 انجام گرفت.
مواد و روش ها: تحقيق با طراحی کارآزمائی بالينی از نوع دو سوکور روی تعداد 30 کودک مبتلا به نارسايی قلبی يا کارديوميوپاتی انجام گرفت. بيماران پس از مشابه سازی از نظر سن, وزن و نوع بيماری به طور تصادفی به گروه های مورد و شاهد تقسيم شدند. درگروه مورد رژيم سه دارويی ديگوکسين, فوروزمايد, کاپتوپريل به همراه کاروديلول و در گروه شاهد همان سه دارو به همراه دارونما داده شد. تأثير داروها بر تغييرات شاخص های اکوکارديوگرافيک فونکسيون سيستوليک شامل LVEF (Left Ventricular Ejection Fraction) ، LVESV (LV End Systolic Volume) ، LVEDV(LV End Diastolic Volume) و EPSS (E Point Septal Separation) ، قبل و بعد از 6ماه با آمار t-testوMann-Whitney مورد قضاوت آماری قرارگرفت و نيز ميزان هريک از شاخص ها در پيگيری 6 ماهه گزارش گرديد.
يافته ها: تعداد 14 بيمارگروه شاهد و 16بيمار گروه کاروديلول مشابه بودند. تغييرات درصد شاخص شامل افزايش LVEF درگروه شاهد برابر 63/1± 21/1 و در گروه مورد 92/1± 69/2 بود (P<0.04). کاهش درشاخص EPSS درگروه شاهد معادل20/1±45/1 و درگروه مورد 54/1±89/2 (P<0.01) و افزايش در شاخص LVESV درگروه شاهد 60/0±24/0و درگروه مورد 05/1±03/1 (P<0.02). درشاخصLVEDV تغيير معنی داری ايجاد نشد. درهيچ يک از بيماران گروه های مورد و شاهد عوارض دارويی به وجود نيامد.
نتيجه گيری: کاروديلول يک داروی مؤثر و کم عارضه درکودکان مبتلا به نارسايی قلبی وکارديوميوپاتی می باشد.