سابقه و هدف: با توجه به شيوع و اهميت ديسمنوره در زنان و دختران و اثرات آن بر کيفيت زندگی اجتماعی و فردی آنان، اقبال عمومی جهت استفاده از درمان های تکميلی، جايگزين و گياهی و محدود و جديد بودن درمان های موضعی، اين مطالعه با هدف تعيين تأثير مناستيل بر شدت ديسمنوره اوليه دانشجويان ساکن خوابگاه دانشگاه های شهرساوه درسال 1384 انجام گرفت.
مواد و روش ها: تحقيق به روش کارآزمايی بالينی و دو سو کور بر روی 72 دختر مبتلا به ديسمنوره اوليه در محدوده سنی 18 تا 26 سال و مجرد دارای شرايط لازم جهت ورود به مطالعه انجام گرفت. ابتدا فرم شماره 1 در طی يک سيکل قاعدگی توسط اين افراد تکميل شد که علاوه بر پاسخ به سؤالات دموگرافيک و ورزش و عوامل استرس زا و استفاده از مسکن، شدت درد خود را در اولين سيکل قاعدگی برروی نمودار سنجش درد علامت زدند، سپس افرادی که درد خفيف داشتند (درجه 0 تا 3) از مطالعه حذف و بقيه در دو گروه متوسط (درجه 4 تا 7)و شديد (درجه 8 تا 10) قرار گرفتند. با درنظر گرفتن ميزان شدت درد قاعدگی، افراد به طور تصادفی بر اساس ليست اسامی، در دو گروه دارو و دارونما قرر گرفتند. گروه دارو، يک ويال لوسيون موضعی مناستيل و گروه دارونما يک ويال مشابه ويال مناستيل دريافت نمودند تا در دو روز اول قاعدگی روزانه حداکثر سه دوز به مدت دو سيکل قاعدگی استفاده نمايند. سپس اطلاعات افراد در اين دو سيکل در پرسشنامه شماره 2 تکميل گرديد و در صورت نياز به مسکن، نوع و تعداد مسکن مصرف شده نيز ثبت شد. شدت درد قاعدگی و علايم همراه و تغيير وضعيت ديسمنوره و علايم همراه در داخل گروه ها با آمارهFreedman و در بين گروه ها با آماره Mann-Whitney مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
يافته ها: در ارزيابی نمونه های مورد مطالعه از نظر سن، قد، وزن، وضعيت نظم قاعدگی، سطح تحصيلات و اشتغال پدر و مادر، رشته های تحصيلی و ورزش، اختلاف آماری معنی دار بين دو گروه مشاهده نشد. اگر چه شدت درد و علايم همراه قاعدگی با مصرف دارو در هر دو گروه کاهش يافت، اختلاف تغييرات شدت درد و علايم بين دو گروه به لحاظ آماری معنا دار بود (0001/0P <). مصرف مسکن و ميزان خونريزی قاعدگی نيز بعد از درمان کاهش يافت و عوارض جانبی جدی نيز با مصرف مناستيل مشاهده نگرديد.
نتيجه گيری: مصرف مناستيل سبب کاهش ديسمنوره اوليه میشود. بررسی تأثيربلند مدت مناستيل به مدت 6 ماه توصيه می شود