سابقه و هدف: با توجه به شيوع كودكان صرعي و وجود گزارشاتي مبني بر تأثير والپروات بر افزايش وزن كودكان مصرف كننده و عدم وجود تجربه مشابه در داخل كشور و به منظور مقايسه تاثير والپروات با فنوباربيتال بر تغييرات وزن، اين تحقيق روي كودكان صرعي مراجعه كننده به بيمارستان كودكان مفيد در سال 1384 انجام گرفت.
مواد و روش ها: تحقيق با طراحي كارآزمايي باليني روي تعداد 60 بيمار مبتلا به صرع و در دو گروه مساوي 30 نفره انجام شد. تشخيص صرع بر اساس معيارهاي International League Against Epilepsy (ILAE) انجام گرفت. شاخص توده بدني BMI اوليه بيماران تعيين و بيماران به طور تصادفي به دو گروه مورد و شاهد تقسيم شدند. در گروه مورد والپروات با دوز mg/kg/day 20 و در گروه شاهد فنوباربيتال با دوز mg/kg/day5 در دو دوز منقسم براي مدت 6 ماه تجويز شد. تغييرات BMI پس از 6 ماه نسبت به استاندارد آن ها در دو گروه مقايسه و تغييرات افزايش وزن در داخل هر گروه با استفاده از آزمون McNemar’s. و بين دو گروه با آزمون مجذور كاي مورد قضاوت آماري قرار گرفت. در گروه بيماران دريافت كننده والپروات كه افزايش وزن پيدا كردند، نقش سن، جنس، وزن اوليه با آزمون دقيق فيشر مورد قضاوت قرار گرفت.
يافته ها: بيماران دو گروه از نظر سن، جنس، BMI اوليه و چاقي اوليه مشابه بودند. در گروه فنوباربيتال 4 نفر (3/13%) افزايش وزن داشتند (6/0P=). در گروه والپروات 20 نفر (7/66%) افزايش وزن پيدا كردند (0001/0P< ). والپروات نسبت به فنوباربيتال به طور معني داري سبب افزايش وزن در هر دو گروه سني كودكان و نوجوانان شد (001/0 >P). در كودكان مصرف كننده والپروات در صورت سن بالاتر و چاقي اوليه، شانس افزايش وزن بيش تر بود (2/0 >P).
نتيجه گيري: دركودكان صرعي مصرف كننده والپروات، شانس بروز چاقي بيش تر است و به نظر مي رسد كه در سن بالاي 10 سال و در صورتي كه كودك چاق باشد، اين شانس بيش تر مي باشد. بررسي تأثير والپروات بر وزن كودكان صرعي بالاي 10 سال و چاق در مطالعه ديگري توصيه مي شود.