سابقه و هدف: بيماران با شكاف لب غالباً در سال اول عمر خود تحت عمل ترميمي لب قرار مي گيرند. علل مختلفي از جمله رشد صورت در طي زمان، نقص هاي بافتي اوليه در ناحيه كرانيوفاسيال و هم چنين طراحي و اجراي نامناسب جراحي اوليه مي توانند موجب عدم دسترسي به نتايج دلخواه طولاني مدت از جراحي اوليه گردند و بيماران را با انواع دفورميتي هاي ثانويه روبرو گردانند؛ در نتيجه تصحيح اين دفورميتي هاي ثانويه جزئي جدايي ناپذير در مراقبت از بيماران شكاف لب مي باشد. هدف اين بررسي تعيين ارتباط بين بروز انواع دفورميتي هاي ثانويه با روش هاي مختلف جراحي ترميمي در اين بيماران مي باشد.
مواد و روش ها: در اين مطالعه ي مقطعي 30 فرد كه پس از جراحي ترميمي اوليه شكاف لب يك طرفه دچار دفورميتي ثانويه شده بودند تحت بررسي قرار گرفتند. دفورميتي[هاي] ثانويه و روش جراحي اوليه در هر بيمار تعيين شد و اطلاعات تحت با آزمون مجذور كاي تجزيه و تحليل شد.
يافته ها: 43% بيماران با روش Rotation advancement ، 43% روش Straight line و 14% با ساير روش ها جراحي شده بودند. دفورميتي هاي مربوط به ورميليون (Malalignment Deficiency) با شيوع 53% شايع ترين دفورميتي ها بودند. دفورميتيShort lip به طور معني داري در روش Straight line بيش تر از روشRotation advancement مشاهده شد (05/0P<).
نتيجه گيري: يافته هاي اين مطالعه نشان داد كه نوع و شيوع دفورميتي هاي ثانويه بر اساس روش ترميم اوليه متفاوت خواهد بود. بهترين راه جهت كاهش بروز و شدت دفورميتي هاي ثانويه، طراحي و اجراي صحيح عمل ترميمي اوليه مي باشد؛ جايي كه هر تلاشي بايد صورت گيرد تا از بروز دفورميتي هاي ثانويه پيشگيري شود.