سابقه و هدف: افسردگی که يکی از شايع ترين اختلالات روان شناختی در کودکان و نوجوانان است. از دهه هفتاد قرن بيستم ميلادی مورد توجه قرار گرفته است. اين اختلال تحت تاثير عوامل مختلفی است. يکی از تبيين های ارايه شده فقدان تقويت های اجتماعی و تاثير عوامل محيطی و اجتماعی بر افسردگی است. هدف پژوهش حاضر تعيين فراوانی و عوامل همراه افسردگی در مدارس خاص و عادی تهران بوده است.مواد و روش ها: اين پژوهش 1551 دانش آموز دختر و پسر دوره های دبيرستان و راهنمايی تهران را در زمينه وجود نشانه های افسردگی و شدت آن مورد بررسی قرار داده است. ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش «آزمون افسردگی بک، آزمون افسردگی کودکان و نوجوانان» بر اساس ملاک های DSM-IV و پرسشنامه مشخصات فردی و جمعيت شناختی بوده است.يافته ها: نتايج به دست آمده از تحليل داده ها نشان داد که ميزان افسردگی در بين دانش آموزان مدارس عادی، شاهد و نمونه دولتی در مقايسه با دانش آموزان مدارس خاص (غير انتفاعی و تيزهوشان) بيشتر است (p<0.0001). دختران افسرده تر از پسران هستند و افسردگی دانش آموزان مقطع راهنمايی به طور معنی داری بالاتر از افسردگی دانش آموزان دبيرستانی است. دانش آموزان شاغل به تحصيل در مدارس شاهد دارای ميانگين بالاتری در افسردگی نسبت به ساير گروه ها بوده اند.نتيجه گيری: دانش آموزان انواع مختلف مدارس از نظر ميزان افسردگی با يکديگر متفاوتند. طراحی و اجرای مداخله های پيشگيرانه و تقويت شيوه های مقابله با افسردگی برای کودکان و نوجوانان شاغل به تحصيل در مدارس شاهد و عادی و همچنين بازنگری و اصلاح ساختار نظام آموزشی امری مهم و قابل طرح برای پيشگيری از تداوم افسردگی در مراحل بعدی تحول است.