سابقه و هدف: امروزه بکارگيری ايمونوهيستوشيمی به يک ابزار مکمل برای تشخيص نئوپلاسم ها در کنار رنگ آميزی های H&E تبديل شده است. در نئوپلاسم های غدد بزاقی هنوز آنتی ژن های اختصاصی شناسايی نشده و تعدادی از ايمونومارکرهای کمتر اختصاصی در تشخيص و طبقه بندی اين نئوپلاسم ها به کار می رود که به خصوص در مورد نقش سلول های ميواپی تليال کمک کننده است. هدف از اين مطالعه بررسی ايمونوهيستوشيمی مارکرهای سلول های ميواپی تليال (GFAP)، اکتين، ويمنتين و S100 در پلئومورفيک آدنوما و موکواپی درموئيد کارسينومای غدد بزاقی جهت تشخيص افتراقی اين تومورها و تعيين هيستوژنز آنهاست.مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفی بر روی 25 نمونه پلئومورفيک آدنوما و 25 نمونه موکواپی درموئيد کارسينومای غدد بزاقی که با فرمالين فيکس و در پارافين غوطه ور شده بودند، انجام شد. برای بررسی حضور پروتئين های GFAP، muscle-Specific – Actin، ويمنتين و S100 از روش استاندارد بيوتين - استرتپاويدين و Antigen Retrival و رنگ آميزی ايمونوهيستوشيميايی استفاده شد. واکنش ايمنی در سلول های ميواپی تليال و ناحيه کندروميگزوئيدی پلئومورفيک آدنوما و سلول های موکوسی، سلول های اپی درموئيدی و حد واسط موکواپی درموئيد کارسينوما ارزيابی و سپس با کمک روش Regezi واکنش ايمنی نمونه ها درجه بندی (Scoring) شد. اطلاعات به دست آمده با به کارگيری آزمون آماری Chi-Square و با سطح معنی دار P<0.05 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.يافته ها: در هر 25 نمونه پلئومورفيک آدنوماها تمام سلول های غير لومينال و ناحيه کندر و ميگزوئيدی برای GFAP و ويمنتين، واکنش +4 نشان دادند در حالی که در مورد اکتين، واکنش ها از صفر تا +3 متغير بود. (12 مورد منفی، 12 مورد +1، 1 مورد +3). برای S100 واکنش ها از +1 تا +4 بود (3 مورد +1، 3 مورد +2، 18 مورد +3 و 1 مورد +4). اما در هر 25 مورد موکواپی درموئيد کارسينوماها سلول های تومورال بدون توجه به درجه هيستوپاتولوژی برای تمام مارکرهای ذکر شده منفی گزارش شد و تنها استرومای همبندی با آنتی بادی های GFAP و ويمنتين رنگ گرفتند و مقايسه فراوانی اين پروتئين ها در دو تومور از نظر آماری تفاوت معنی داری نشان داد (P<0.001). در مورد هر دو تومور واکنش ايمنی در غدد بزاقی فرعی و غدد بزاقی اصلی تفاوتی نشان نداد.نتيجه گيری: حضور مارکرهای سلولهای ميواپی تليال در پلئومورفيک آدنوما، تاکيدی بر حضور و نقش سلولهای ميواپی تليال در هيستوژنز اين تومور می باشد و عدم تظاهر يا تظاهر حداقل اين آنتی ژنها در موکواپی درموئيد کارسينوما نشان دهنده عدم تمايز سلولهای ميواپی تليال در هيستوژنز اين تومور است و در حقيقت بررسی مارکرهای سلولهای ميواپی تليال می تواند در تشخيص افتراقی تومورهای غدد بزاقی با تمايز سلولهای ميواپی تليال موثر باشد.