سابقه و هدف: وجود نقص استخوانی در بسياری از موارد منجر به از دست دادن عضو در يک فرد خواهد شد. برای بدست آوردن راهکارهای مناسب به منظور حفظ اندام و ارزيابی روشهای نوين بازگرداندن سطح مطلوب کارآيی، اين مطالعه بر روی بيمارانی که به علت نقص استخوانی، بين سالهای 79-1372 در بيمارستان اختر تهران تحت درمان با روش کالو تازيس قرار گرفتند، انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به روش مطالعه داده های موجود انجام شد. پرونده کليه بيمارانی که تحت درمان با کالوتازيس قرار گرفته بودند، از بايگانی خارج و مورد بررسی قرار گرفت، سن، جنس، علل نقص استخوانی، روش کار، سير درمان و عوارض، از پرونده ها استخراج و به يک فرم اطلاعاتی منتقل گرديد. بيماران بر اساس بدست آوردن ميزان کارآيی عضو پس از درمان در سه گروه عالی (به دست آوردن 100-75 درصد کارآيی عضو)، خوب (75-50 درصد) و ضعيف (کمتر از 50 درصد) تقسيم شدند. عوارض درمان شامل عوارض مربوط به استفاده از اکسترنال فيکساتور، اختلال در مراحل ساخت و ساز استخوان و عوارض عروقی- عصبی بود. يافته ها: تحقيق بر روی 23بيمار (18 مرد و 5 زن) با ميانگين سنی 29 سال انجام شد. 9 بيمار بدنبال تروما، 6بيمار به علت رزکسيون تومورهای استخوانی، 7 بيمار به علت خارج کردن سکسترعفونی و يک بيمار به علت آنومالی مادرزادی، دچار نقص استخوانی شده بودند. متوسط مقدار نقص استخوان 9.4 سانتی متر (20-1.5 سانتی متر) بود. 65% بيماران پس از پايان دوره درمان، دارای عضوی با کارآيی بيشتر از 75% حالت طبيعی و 87% دارای عضوی با کارآيی بيشتر از 50% نسبت به قبل از ضايعه شدند. بنابراين می توان استفاده از کالوتازيس را به عنوان درمان مناسبی برای نقص استخوانی و به عنوان جانشينی برای آمپوتاسيون يا روشهای قديمی تر Limb salvageمطرح کرد. نتيجه گيری و توصيه ها: اين تحقيق موفقيت کالوتازيس را در درمان نقص استخوان نشان داد. انجام يک مطالعه تجربی برای مقايسه کالوتازيس با ساير روشهای درمانی نقايص استخوانی، توصيه می شود.
اسماعيل جاه علی اکبر ، مددی فيروز ، شاهانی محمد ، بررسی نتايج استفاده از انتقال استخوان در بيماران دچار نقص استخوانی در بيمارستان اختر، 79-1372 نشريه پژوهنده، 1380; 6 (6) :9-15